سیره و انديشه‏ اخلاقى امیرالمومنین(علیه السلام)
ads ads
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    Wqvtb6gu4njz6tch5g7f 002 سیره و انديشه‏ اخلاقى امیرالمومنین(علیه السلام)


    اخلاص امام على (عليه السلام)


    1- ابن شهرآشوب گويد: وقتى امير مؤمنان(ع) بر عمرو بن عبدود دست يافت او را ضربت نزد و نكشت، او به على(ع) دشنام داد و حذيفه پاسخش داد، پيامبر(ص) فرمود: اى حذيفه ساكت باش، خود على سبب درنگش را خواهد گفت. آنگاه على(ع) عمرو را از پاى در آورد. چون به حضور رسول خدا(ص) رسيد پيامبر سبب را پرسيد، على(ع) عرضه داشت: او به مادرم دشنام داد و آب دهان به صورتم افكند، من ترسيدم كه براى تشفى خاطرم گردن او را بزنم، از اين رو او را رها كردم، چون خشمم فرو نشست او را براى خدا كشتم. (1) 2ـ علامه مجلسى(ره) گويد: صبحگاهى رسول خدا(ص) به مسجد آمد و مسجد از جمعيت پر بود، پيامبر فرمود: امروز كدامين شما براى رضاى خدا از مال خود انفاق كرده است؟ همه ساكت ماندند، على(ع) گفت: من از خانه بيرون آمدم و دينارى داشتم كه مى‏خواستم با آن مقدارى آرد بخرم، مقداد بن اسود را ديدم و چون اثر گرسنگى را در چهره او مشاهده كردم دينار خود را به او دادم. رسول خدا(ص) فرمود: (رحمت خدا بر تو) واجب شد.
    مرد ديگرى برخاست و گفت: من امروز بيش از على انفاق كرده‏ام، مخارج سفر مرد و زنى را كه قصد سفر داشتند و خرجى نداشتند هزار درهم پرداختم. پيامبر(ص) ساكت ماند. حاضران گفتند : اى رسول خدا، چرا به على فرمود: «رحمت خدا بر تو واجب شد» و به اين مرد با آنكه بيشتر صدقه داده بود نفرمودى؟ رسول خدا(ص) فرمود: مگر نديده‏ايد كه گاه پادشاهى خادم خود را كه هديه ناچيزى برايش آورده مقام و موقعيتى نيكو مى‏بخشد و از سوى خادم ديگرش هديه بزرگى آورده مى‏شود ولى آن را پس مى‏دهد و فرستنده را به چيزى نمى‏گيرد؟ گفتند: چرا، فرمود : در اين مورد هم چنين است، رفيق شما على دينارى را در حال طاعت و انقياد خدا و رفع نياز فقيرى مؤمن بخشيد ولى آن رفيق ديگرتان آنچه داد همه را براى معاندت و دشمنى با برادر رسول خدا داد و مى‏خواست بر على بن ابيطالب برترى جويد، خداوند هم عمل او را تباه ساخت و آن را وبال گردن او گردانيد. آگاه باشيد كه اگر با اين نيت از فرش تا عرش را سيم و زر به صدقه مى‏داد جز دورى از رحمت خدا و نزديكى به خشم خدا و در آمدن در قهر الهى براى خود نمى‏افزود. (2)
    3ـ على(ع) فرمود: گروهى خدا را از روى رغبت پرستيدند و اين عبادت تاجران است. گروهى خدا را از روى ترس و بيم پرستيدند و اين عبادت بردگان است، و گروهى خدا را از روى شكر و سپاسگزارى پرستيدند و اين عبادت آزادگان است. (3)
    4ـ و فرمود: خدايا، من تور را از بيم عذاب و طمع در ثوابت نپرستيدم، بلكه تو را شايسته بندگى ديدم و پرستيدم. (4)
    5ـ و فرمود: دنيا همه‏اش نادانى است جز مكانهاى علم، و علم همه‏اش حجت است جز آنچه بدان عمل شود، و علم همه‏اش ريا و خود نمايى است جز آنچه خالص (براى خدا) باشد، و اخلاص هم در راه خطر است تا بنده بنگرد كه عاقبتش چه مى‏شود. (5)
    عمل اگر براى غير خدا باشد وزر و وبال صاحب آن است و اگر انفاق به نيت فخر و مباهات باشد نصيب سگان و عقابان است. در اين زمينه حكايت لطيفى را كه دميرى در كتاب «حياة الحيوان» آورده بنگريد:
    امام علامه ابو الفرج اصفهانى و ديگران حكايت كرده‏اند كه: فرزدق شاعر مشهور به نام همام بن غالب، پدرش غالب رئيس قوم خود بود، زمانى مردم كوفه را قحطى و گرسنگى سختى رسيد، غالب پدر فرزدق مذكور شترى را براى خانواده خود كشت و غذايى از آن تهيه كرد و چند كاسه آبگوشت براى قومى از بنى‏تميم فرستاد و كاسه‏اى هم براى سحيم بن وثيل رياحى كه رئيس قوم خود بود فرستاد. سحيم كسى است كه در شعر خود گفته بود:« من مردى شناخت شده و خوشنام و با تجربه و كاردانم، هرگاه عمامه بر سر نهم مرا خواهيد شناخت» و حجاج هنگامى كه براى امارت كوفه وارد كوفه شد در خطبه خود به اين شعر تمثل جست.
    وقتى ظرف غذا به سحيم رسيد آن را واژگون ساخت و آورنده را كتك زد و گفت: مگر من نيازمند غداى غالب هستم؟ اگر او يك شتر كشته من هم شترى مى‏كشم. ميان آنان مسابقه شتر كشى راه افتاد، سحيم يك شتر براى خانواده خود كشت و صبح روز بعد غالب دو شتر كشت، باز سحيم دو شتر كشت و غالب در روز سوم سه شتر كشت، باز سحيم سه شتر كشت و غالب در روز چهارم صد شتر كشت. سحيم چون آن اندازه شتر نداشت ديگر شترى نكشت امام آن را به دل گرفت.
    چون روزهاى قحطى سپرى شد و مردم وارد كوفه شدند، بنى رياح به سحيم گفتند: ننگ روزگار را متوجه ما ساختى، چرا به اندازه غالب شتر نكشتى و ما آمادگى داشتيم كه به جاى هر شترى دو شتر به تو بدهيم؟! سحيم چنين عذر آورد كه شترانش در دسترس نبودند، آن گاه سيصد شتر پى‏كرد و به مردم گفت: همگى بخوريد. اين حادثه در دوران خلافت امير مؤمنان على بن ابى‏طالب (ع) اتفاق افتاد، از آن حضرت درباره حلال بودن خوردن آنها فتوا خواستند، حضرت حكم به حرمت كرد و فرمود: اين شتران نه براى خوردن كشته شده‏اند و از كشتن آنها مقصودى جز فخر و مباهات در كار نبوده است. از اين رو گوشت آنها را در زباله‏دان كوفه ريختند و خوراك سگان و عقابان و كركسان گرديد. (6) .
    پى‏نوشت‏ها:

    1)مستدرك الوسائل 3/220 به نقل از مناقب.
    2)بحار الانوار 41/ .18
    3)نهج البلاغه، خطبه .237
    4)بحار الانوار 41/ .14
    5)سفينة البحار 1/401 ماده خطر.
    6)حياة الحيوان 2/222، ذيل «فرع».



  2. #2
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض

    توبه از ديدگاه حضرت على عليه السلام

    توبه به عنوان عامل اساسى در پالايش درون انسان و اصلاح اخلاق او كه ضامن سعادت انسان است، جلوه خاصى در سخنان حكيمانه حضرت اميرالمؤمنين على(ع) دارد كه به نمونه‏هايى از آن اشاره مى‏شود.
    1 - «هيچ شفاعت كننده‏اى مفيدتر از توبه نيست‏». (1)
    2 - «آن را كه توبه روزى كردند، از قبول گرديدن محروم نباشد» (2) .
    3 - « در دنيا خيرى نبود جز دو كس را: يكى آن كه گناهى ورزيد و به توبه آن گناهان را در رسيد و ديگر آن كه در كارهاى نيكو شتابيد». (3)
    4 - «خداوند در توبه را به روى بنده نمى‏گشايد و در آمرزش را بر وى ببندد». (4)
    و در مورد توبه كامل و معناى حقيقى استغفار مى‏فرمايد
    «استغفار درجه بلند رتبگان است و شش معنى براى آن است:
    نخست: پشيمانى بر آنچه گذشت، دوم: عزم بر ترك بازگشت
    پى‏نوشتها:
    (1)نهج البلاغه، قصار الحكم 371
    (2)همان، 135
    (3)همان، 94
    (4)همان، 435



  3. #3
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض

    ايمان از ديدگاه حضرت على (ع)

    در كتاب شريف نهج البلاغه كه حاوى سخنان نغز و حكيمانه حضرت على عليه‏السلام مى‏باشد، مساله ايمان از جايگاه و اهميت ويژه‏اى برخوردار است و به جهات گوناگون آن پرداخته شده است كه در اين نوشتار به نمونه‏هايى از آن اشاره مى‏شود:
    الف) فضيلت ايمان
    «همانا بهترين چيز كه نزديكى خواهان به خدا سبحان بدان توسل مى‏جويند ايمان به خدا و پيامبر ... است‏» (1)
    ب) اقسام ايمان
    «برخى ايمان در دلها برقرار است، و برخى ديگر ميان دلها و سينه‏ها عاريت و ناپايدار» (2)
    ج) پايه‏هاى ايمان
    «ايمان بر چهار پايه استوار است‏بر شكيبائى، و يقين، و عدالت و جهاد. شكيبائى و صبر را چهار شاخه است: آرزومند بودن، ترسيدن، و پارسائى و چشم اميد داشتن. پس آن كه مشتاق و آرزومند بهشت‏بود شهوتها را از دل زدود، و آن كه از دوزخ ترسيد، از آنچه حرام است دورى گزيد، و آن كه خواهان دنيا نبود و پارسائى داشت مصيبتها بروى آسان نمود، و آن كه مرگ را چشم داشت، در كارهاى نيك پاى پيش گذاشت.
    و يقين بر چهار شعبه است: بر بينائى زيركانه، و دريافت عالمانه و پند گرفتن از گذشت زمان و رفتن به روش پيشينيان. پس آن كه زيركانه ديد حكمت‏بروى آشكار گرديد، و آن را كه حكمت آشكار گرديد عبرت آموخت، و آن كه عبرت آموخت چنان است كه پشينيان زندگى را در نورديد.
    و عدل بر چهار شعبه است: بر فهمى ژرف نگرنده، و دانشى پى به حقيقت‏برنده و نيكو داورى فرمودن، و در بردبارى استوار بودن. پس آن كه فهميد به ژرفاى دانش رسيد و آنكه به ژرفاى دانش رسيد از آبشخور شريعت‏سيراب گرديد و آن كه بردبار بود، تقصير نكرد و ميان مردم با نيكنامى زندگى نمود.
    و جهاد بر چهار شعبه است: به نيك وادار نمودن و از كار زشت منع فرمودن و پايدارى در پيكار با دشمنان، و دشمنى با فاسقان. پس آنكه به كار نيك واداشت، پشت مومنان را استوار داشت، و آن كه از كار زشت منع فرمود بينى منافقان را به خاك سود؛ و آن كه در پيكار با دشمنان پايدار بود، حقى را كه برگردن دارد ادا نمود؛ و آن كه با فاسقان دشمن بود و براى خدا به خشم آيد، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخيز وى را خشنود نمايد» (3)
    و در جاى ديگر درباره حقيقت ايمان فرمودند
    «ايمان، شناختن به دل، و اقرار به زبان و فرمان بردن با اندامها است‏» (4)
    د) نشانه‏هاى ايمان
    1 - «ايمان بنده راست نباشد، جز آنگاه كه اعتماد او بدانچه در دست‏خداست‏بيش از اعتماد وى بدانچه در دست‏خود اوست‏بود.» (5)
    2 - كلمه 333 كلمات قصار ص 420 نهج البلاغه:
    (در صفت مؤمن فرمود:) شادمانى مؤمن در رخسار اوست و اندوه وى در دلش. سينه او هر چه فراختر است و نفس وى هر چه خوارتر. برترى جستن را خوش نمى‏دارد، و شنواندن نيكى خود را به ديگران دشمن مى‏شمارد. اندوهش دراز است، همتش فراز. خاموشى‏اش بسيارست، اوقاتش گرفتار؛ سپاسگزار است، شكيبايى پيشه است، فرو رفته در انديشه است، نياز خود به كس نگويد، خوى آرام دارد، راه نرمى پويد. نفس او سخت‏تر از سنگ خارا - در راه ديندارى - و او خوارتر از بنده - در فروتنى و بى‏آزارى -.
    و نيز فرمود: «ايمان آن است كه راستى را برگزينى كه به زيان تو بود بر دروغى كه تو را سود دهد، و گفتارت بركردارت نيفزايد و چون از ديگرى سخن گويى ترس از خدا در دست آيد» (6)
    ه) آفات ايمان
    1 - همنشينى با اهل هوى و هوس
    2 - دروغ گفتن
    3 - حسد ورزيدن
    «همنشينى پيروان هوا فراموش كردن ايمان و جاى حاضر شدن شيطان است. از دروغ دورى گزينيد كه از ايمان به دور است ... بر هم حسد مبريد كه حسد ايمان را مى‏خورد چنانكه آتش هيزم را» (7)
    و) عوامل تقويت ايمان
    1 - اعمال صالح
    «ايمان را بر كرده‏هاى نيك دليل توان ساخت، و از كردار نيك ايمان را توان شناخت‏» (8)
    2 - سلامت قلب
    «ايمان بنده‏اى استوار نگردد تا دل او استوار نشود و دل او استوار نشود تا زبان او استوار نگردد» (9)
    3 - صبر
    «صبر و شكيبائى نسبت‏به ايمان مثل سر است نسبت‏به تن، همانطور كه تنى سر ندارد فايده‏اى ندارد، ايمانى هم كه صبر و شكيبائى در او نباشد فائده‏اى ندارد» (10)
    4 - حياء
    «هيچ ايمانى مثل حياء نيست‏» (11)
    ز) نتائج ايمان
    1 - شهود حق
    «ديده‏ها او را آشكارا نتوان ديد، اما دلها با ايمان درست‏بدو خواهد رسيد» (12)
    2 - توان فهم معارف عالى
    «دانستن امر ما (ولايت) كارى سخت است و تحمل آن دشوار كسى آن را تحمل نكند جز انسان با ايمانى كه خداوند قلب او رابراى ايمان آزموده باشد» (13)
    پى‏نوشت‏ها:

    (1)نهج البلاغه، خطبه 110
    (2)همان خطبه 189
    (3)همان، كلمات قصار، 31
    (4)همان، 227
    (5)همان 310
    (6)همان، 458
    (7)همان، خطبه، 86
    (8)نهج البلاغه، خطبه، 156
    (9)همان، 176
    (10)همان، كلمات قصار، 82
    (11)همان، 113
    (12) همان، خطبه، 179
    (13)همان، خطبه 189




  4. #4
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض

    (صداقت)

    براى آشنائى با انديشه‏هاى حضرت على عليه السلام درباره اهميت صداقت و راستى، و نقش موثر آن در تكامل اخلاقى فردى و اجتماعى، كلماتى از آن حضرت را در اينجا بيان مى‏كنيم.
    1 - «راستگو بر كنگره‏هاى رستگارى و بزرگوارى است‏» (1)
    2 - «همانا وفا همزاد راستى است‏» (2)
    3 - صدق و راستى (براى نجات از بلاهاى دنيا و آخرت بهترين) وسيله است. (3)
    4 - صدق و راستى امانت است. (4)
    5 - صدق و راستى نجات بخش است (5)
    6 - راستى، رستگارى است. (6)
    پى‏نوشت‏ها:

    1)نهج البلاغه خطبه، 86
    2)همان، خطبه، 41
    3)غررالحكم ج 1 فصل اول ح 11
    4)غررالحكم ج 1 فصل اول ح 27
    5)غررالحكم ج 1 فصل اول ح 38
    6)غررالحكم ج 1 فصل اول ح 120



  5. #5
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض

    تزكيه نفس

    1 - بر نفس خود بخيل باش و زمام آن را در آنچه برايت روانيست رها مگردان كه بخل ورزيدن بر نفس داد آن را دادن است در آنچه دوست دارد يا ناخوش مى‏انگارد.(1)
    2 - مؤمن ... سينه او هر چه فراختر است و نفس وى هر چه خوارتر.(2)
    3 - پس حساب نفس خود را براى خود گير كه ديگران را حسابرسى است.(3)
    4 - آن كه حساب نفس خود كرد سود برد و آن كه از آن غافل گرديد زيان ديد(4)
    5 - بر خواهش نفست غلبه كن حكمت الهى برايت كامل مى‏شود.(5)
    6 - با كندن ريشه بدى از سينه‏ات آن را از سينه ديگرى بر كن.(6)
    7 - راه راست را از عقل جوى و هواى نفس را مخالفت كن تا پيروز گردى.(7)
    8 - آنگه از خود خوشنود بود ناخشنودان او بسيار شود. كلمات قصار - 6
    9 - خداى بيامرزد مردى را كه با لجام طاعت و تقوى خويش نفس را مهار كند و لجام زند و با زمام خود را بسوى فرمانبردارى خدا بكشاند»(8)
    10 - «به نفس خدمت كردن او را از لذت و سرمايه‏هاى (شهوانى) بازداشتن و به كسب علوم و حكمتها وادارش كردن و به عبارت و طاعتها بكوشش داشتن است، و رستگارى نفس در اين است‏».(9)
    11 - پيكر و تن را خدمت كردن باو دادن است آنچه را كه مى‏خواهد از لذات و شهوتها و سرمايه‏ها و هلاك نفس در اين كار است‏»(10)
    پى‏نوشتها:

    1)صفحه 326 - نهج البلاغه شهيدى)
    2)كلمات قصار 333 - ص 421)
    3)خطبه 223 - 16
    4)كلمات قصار 208
    5)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 49
    6)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 70
    7)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 87
    8)غرر الحكم ج 1 فصل سى و سوم، ح 15
    9)همان - فصل 31 - ح 61
    10)همان ح 60



  6. #6
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض

    خوف و رجاء

    1 - بهترين كارها اميد و ترس به خداوند را بحد اعتدال داشتن است‏» (1)
    2 - «از پروردگارت بترس ترسيدنى كه تو را از اميد به وى مشغول سازد و به وى اميد داشته باش اميد كسى كه تو را از بيمش اميد نباشد» (2)
    3 - «از خدا بترس ترسيدن كسى كه دلش را بفكر مشغول ساخته (و خاطر از جز خداى پرداخته است) زيرا كه ترس از خدا مركبى راهوار و ايمن و زندانى براى نفس است از (ارتكاب) گناهان‏» (3)
    4 - «بترس (از آخرت) تا ايمن باشى و ايمن نباش تا بترسى‏» (4)
    5 - «ترس از خدا براى كسيكه آنرا شعار و تن پوش خود قرار دهد ايمنى (از عذاب آخرت) مى‏آورد» (5)
    6 - «ترس از خدا شهپر ايمان است‏» (6)
    پى‏نوشتها:

    (1)غررالحكم فصل 30 ح 18
    (2)غررالحكم فصل 30 ح 19
    (3)غررالحكم فصل 30 ح 21
    (4)غررالحكم فصل 30 ح 17
    (5)غررالحكم فصل 30 ح 55
    (6)غررالحكم فصل 30 ح 54



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Design By VBIran

Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.0