قيام و انقلاب مهدی ( عج ) از ديدگاه فلسفه تاريخ
ads ads
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض قيام و انقلاب مهدی ( عج ) از ديدگاه فلسفه تاريخ

    انديشه پيروزی نهائی نيروی حق و صلح و عدالت بر نيروی باطل و ستيز و
    ظلم ، گسترش جهانی ايمان اسلامی ، استقرار كامل و همه جانبه ارزشهای‏
    انسانی ، تشكيل مدينه فاضله و جامعه ايده‏آل ، و بالاخره اجراء اين ايده‏
    عمومی و انسانی به وسيله شخصيتی مقدس و عاليقدر كه در روايات متواتر
    اسلامی ، از او به " مهدی " تعبير شده است ، انديشه‏ای است كه كم و
    بيش همه فرق ومذاهب اسلامی - با تفاوتها و اختلافهائی - بدان مؤمن و
    معتقدند .
    زيرا اين انديشه ، به حسب اصل و ريشه ، قرآنی است . اين قرآن مجيد
    است كه با قاطعيت تمام ، پيروزی نهائی ايمان اسلامی ، غلبه قطعی صالحان و متقيان ، كوتاه شدن دست‏
    ستمكاران و جباران برای هميشه و آينده درخشان و سعادتمندانه بشريت‏
    را نويد داده است .
    اين انديشه بيش از هر چيز مشتمل بر عنصر خوشبينی نسبت به جريان كلی‏
    نظام طبيعت و سير تكاملی تاريخ و اطمينان به آينده ، و طرد عنصر بدبينی‏
    نسبت به پايان كار بشر است ، كه طبق بسياری از نظريه‏ها و فرضيه‏ها
    فوق‏العاده تاريك و ابتر است .



  2. #2
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض

    دو گونه انتظار
    انتظار فرج و آرزو و اميد و دلبستن و به آينده دو گونه است :
    انتظاری‏ كه سازنده و نگهدارنده است ، تعهد آور است ، نيرو آفرين و تحرك بخش‏ است ، به گونه‏ای است كه می‏تواند نوعی عبادت و حق پرستی شمرده شود ،
    و انتظاری كه گناه است ، ويرانگر است اسارت بخش است ، فلج كننده است‏ و نوعی " ابا حيگری " بايد محسوب گردد .
    اين دو نوع انتظار فرج ، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظيم مهدی موعود
    است . و اين دو نوع برداشت به
    نوبه خود ، از دو نوع بينش درباره تحولات و انقلابات تاريخی ناشی می‏شود
    . از اين رو لازم است اندكی درباره دگرگونيها و تحولات تاريخی به بررسی‏ بپردازيم .



  3. #3
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض شخصيت و طبيعت جامعه


    آيا تحولات تاريخی يك سلسله امور تصادفی و اتفاقی است يا يك سلسله‏ امور طبيعی ؟ اگر چه درطبيعت تصادف واقعی ، يعنی بروز و حدوث پديده‏ای‏ بدون علت و خالی از ضرورت وجود ندارد ، ولی به صورت نسبی قطعا وجود دارد .
    ما اگر يك روز صبح از خانه بيرون بياييم و دوستی را كه سالها است او را نديده‏ايم در همان لحظه در حال عبور از مقابل خانه ملاقات نمائيم ، اين‏ ملاقات را امری " تصادفی " تلقی می‏كنيم ، چرا ؟
    برای اينكه لازمه طبيعت‏ كلی بيرون رفتن از خانه چنين ملاقاتی نيست ، والا بايد همه روزه چنين‏ ملاقاتی دست ميداد ، ولی لازمه اين فرد خاص از بيرون رفتن ، يعنی بيرون‏ رفتن در اين زمان معين و با اين مشخصات معين ، چنين ملاقاتی هست و لزوما بر آن مترتب ميگردد
    ما هنگامی كه معلولی را با طبيعت كلی يك علت بسنجيم و آن را لازمه آن‏ طبيعت به طور كلی و عام و شامل نيابيم ، نام تصادف روی آن می‏گذاريم .
    امور تصادفی تحت ضابطه كلی در نمی‏آيد و قانونی علمی نمی‏تواند داشته‏ باشد ، زيراقوانين علمی عبارت است از جريانات كلی و عمومی طبيعت .
    ممكن است كسی تحولات تاريخی را يك سلسله امور تصادفی و اتفاقی يعنی‏ اموری كه تحت قاعده و ضابطه‏ای كلی در نمی‏آيد بداند ، از آن جهت كه مدعی‏ شود جامعه چيزی جز مجموعه‏ای از افراد با طبايع فردی و شخصی نيست ، مجموع‏ حوادثی كه به وسيله افراد به موجب انگيزه‏های فردی و شخصی به وجود می‏آيد منجر به يك سلسله حوادث تصادفی می‏شود و آن حوادث تصادفی منشأ تحولات‏ تاريخی می‏گردد .
    نظريه ديگری اين است كه جامعه به نوبه خود ، مستقل از افراد ، طبيعت‏ و شخصيت دارد و به اقتضای طبيعت و شخصيت خود عمل می‏كند ، شخصيت جامعه‏ عين شخصيت افراد نيست ، بلكه از تركيب و فعل و انفعال فرهنگی افراد ، شخصيتی واقعی و حقيقی به وجود می‏آيد ، آن چنانكه در هر مركب از مركبات‏ بی جان يا جاندار چنين است . عليهذا جامعه ،طبيعت و خصلت و سنت و قاعده و ضابطه دارد ، يعنی طبق طبيعت خود عمل می‏كند و عملها و عكس العملهايش طبق يك سلسله‏ قوانين كلی و عمومی قابل توضيح است .
    پس تاريخ آن گاه فلسفه دارد و آن گاه تحت ضابطه و قاعده كلی در می‏آيد و آن گاه موضوع و تفكر و مايه تذكر و آيينه عبرت و قابل درس آموزی است‏ كه جامعه از خود طبيعت وشخصيت داشته باشد . و اگر نه جز زندگی افراد چيزی وجود ندارد و اگر درس و عبرتی باشد درسهای فردی از زندگی افراد است . نه درسهای جمعی از زندگی اقوام و ملل ، عليهذا برداشت داشتن از ناريخ و تحولات آن كه بدان اشاره شد ، فرع بر مسأله طبيعت و شخصيت‏ داشتن جامعه است .



  4. #4
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض قرآن و تاريخ


    مسأله انتظار فرج كه موضوع بحث اين گفتار است ضمن اينكه بحث فلسفی و
    اجتماعی است ، بحثی دينی و اسلامی است و همچنانكه گفتيم ريشه قرآنی دارد
    . پس قبل از آن كه درباره چگونگی انتظار به بررسی بپردازيم بايد نظر قرآن را درباره جامعه و سرگذشت متحول و متغير آن كه تاريخ است روشن‏ كنيم .
    در اين كه آيه قرآن مجيد تاريخ را به عنوان يك درس و يك منبع معرفت‏ و شناسائی ، يك موضوع تفكر و مايه تذكر و آيينه عبرت ياد می‏كند جای‏ ترديد نيست .
    ولی آيا قرآن به تاريخ به چشم فردی می‏نگرد يا به چشم‏ اجتماعی ؟ آيا قرآن تنها نظرش اين است كه زندگی افرادی را برای عبرت‏ ساير افراد طرح كند يا نظرش به زندگی جمعی است ، لااقل زندگی جمعی نيز منظور نظر قرآن هست ؟
    و به فرض دوم آيا از قرآن می‏توان استنباط كرد كه‏ جامعه ، مستقل از افراد ، حيات و شخصيت ومدت و اجل و حتی شعور و ادراك و وجدان و ذوق و احساس و نيرو دارد يا نه ؟
    و بنابراين فرض آيا از قرآن كريم می‏توان استنباط كرد كه بر جامعه‏ها و اقوام و امم " سنت " ها و روش‏ها و قوانين معين و مشخص و يكسانی حاكم است يا نه ؟
    البته بررسی كامل اين مطلب نيازمند به رساله‏ای جداگانه است ، اين جا
    به طور اختصار عرضه می‏دارم كه پاسخ هر سه پرسش مثبت است .
    قرآن كريم لااقل در بخشی از عبرت آموزيهای خود زندگی اقوام و امتها را به عنوان مايه تنبه برای اقوام ديگر مطرح می‏كند :
    « تلك امة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم و لا تسئلون عما كانوا
    يعملون » آنان امت و جامعه‏ای بودند كه گذشتند و رفتند ، آنان‏ راست دستاوردهای خودشان و شما راست دستاوردهای خودتان ، شما مسؤول‏
    اعمال آنان نيستيد ( تنها مسؤول اعمال خود هستيد ) .
    قرآن مكرر در تعبيرات خود موضوع حيات و مدت و اجل اقوام و امتها را طرح كرده است ، مثلا می‏گويد :
    « ولكل امة اجل فاذا جاء اجلهم لا يستاخرون‏ ساعة و لا يستقدمون » : زندگی هر امتی را پايانی است ، پس هرگاه‏ پايان عمرشان فرا رسد ، نه ساعتی ديرتر بپايند و نه ساعتی زودتر فانی‏ گردند .
    قرآن كريم اين گمان را كه اراده‏ای گز افكار ، و مشيتی بی قاعده و بی‏حساب سرنوشتهای تاريخی را دگرگون می‏سازد به شدت نفی می‏كند و تصريح‏ می‏نمايد كه قاعده‏ای ثابت و تغيير ناپذير بر سرنوشتهای اقوام حاكم است ، می‏فرمايد :
    « فهل ينظرون الاسنة الاولين فلن تجد لسنة الله تبديلا و لن تجد لسنة الله تحويلا »:
    آيا اين مردم جز سنت و روشی كه بر اقوام‏ پيشين جاری شده است انتظاری دارند ؟ هرگز در سنت خدا تبديل ( جانشين‏ شدن سنتی به جای سنتی ) يا تغيير ( دگرگونی يك سنت ) نخواهی يافت .
    قرآن كريم ، نكته فوق‏العاده آموزنده‏ای در مورد سنتهای تاريخ ياد آوری‏ می‏كند و آن اين كه مردم می‏توانند با استفاده از سنن جاريه الهيه در تاريخ‏ ، سرنوشت خويش را نيك يا بد گردانند ، به اين كه خويش و اعمال و رفتار خويش را نيك يا بد گردانند ، يعنی سنتهای حاكم بر سرنوشتها در حقيقت يك سلسله عكس العملها و واكنشها در برابر عملها و كنشها است .
    عملهای معين اجتماعی عكس‏العملهای معين به دنبال خود دارد . از اين روتاريخ در عين آن كه با يك سلسله نواميس قطعی و لايتخلف اداره می‏شود ،
    نقش انسان و آزادی و اختيار او به هيچوجه محو نمی‏گردد .
    قرآن آيات زيادی در اين زمينه دارد ، كافی است كه برای نمونه آيه 11 از سوره مباركه رعد را بياوريم :
    « ان الله لا يغير ما بقوم حتی يغيروا ما بانفسهم »: خداوند وضع حاكم ومستولی بر قومی را تغيير نمی‏دهد مگر آن كه‏ آن چه در خلق و خوی و رفتار خود دارند تغيير دهند .



  5. #5
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض مشخصات انتظار بزر


    1 - خوشبينی به آينده بشريت - درباره آينده بشريت نظرها مختلف است‏
    ، بعضی معتقدند كه شر و فساد وبدبختی ، لازمه لاينفك حيات بشری است و
    بنابراين زندگی بی ارزش است و عاقلانه‏ترين كارها خاتمه دادن به حيات و
    زندگی است ( 1 ) .
    بعضی ديگر اساسا حيات بشر را ابتر می‏دانند ، معتقدند كه بشر در اثر
    پيشرفت حيرت‏آور تكنيك و ذخيره كردن انبارهای وحشتناك وسائل تخريبی ،
    رسيده به مرحله‏ای كه به اصطلاح با گوری كه با دست خود كنده يك گام بيشتر
    فاصله ندارد .
    راسل در " اميدهای نو " ميگويد : " . . . اشخاصی هستند - و از آن‏
    جمله اينشتاين - كه به زعم آنها بسيار محتمل است كه انسان دوره حيات خود را طی كرده باشد و در ظرف سنين معدودی موفق شود
    با مهارت شگرف علمی خود ، خويشتن را نابود سازد " .
    بنابر اين نظريه ، بشر در نيمه راه عمر خود بلكه در آغاز رسيدن به بلوغ‏
    فرهنگی به احتمال زياد نابود خواهد شد . البته اگر تنها به قرائن و شواهد
    ظاهری قناعت كنيم اين احتمال را نميتوان نفی كرد .
    نظريه سوم اينست كه شر و فساد لازم لاينفك طبيعت بشر نيست ، شر و
    فساد و تباهی معلول مالكيت فردی است ، تا اين ام‏الفساد هست ، شر و
    فساد هم هست . مالكيت فردی معلول درجه‏ای از تكامل ابزار توليد است و
    با خواسته انسانها اين ام‏الفساد از بين نمی‏رود ، ولی تكامل ابزار توليد و
    جبر ماشين روزی ريشه اين ام الفساد را جبرا خواهد كند . پس آنچه مايه و
    پايه خوشبختی است تكامل ماشين است .
    نظريه چهارم اين است كه ريشه فسادها و تباهی‏ها نقص روحی و معنوی‏
    انسان است . انسان هنوز دوره جوانی و ناپختگی را طی می‏كند و خشم و شهوت‏
    بر او و عقل او حاكم است . انسان بالفطره در راه تكامل فكری و اخلاقی و
    معنوی پيش می‏رود . نه شر و فساد لازم لاينفك طبيعت بشر است و نه جبر
    تمدن فاجعه خودكشی دسته جمعی را پيش خواهد آورد . - ناسازگاری انسان و طبيعت .
    هر كدام از اين ها نياز به تجزيه و تحليل و استدلال دارد ، اميدوارم كه‏
    در آينده نزديكی اين مهم را انجام دهم ، در اين جا منظور ما صرفا
    شناساندن ماهيت اين نويد و آرمان اسلامی است .......
    ادامه دارد .
    61



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Design By VBIran

Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.0