بحث انتظار و ظهور مهدي موعود ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ از ابعاد گوناگوني مورد چالش قرار گرفته است؛ از جمله:
1. مهمترين فلسفهاي كه براي تحقّق قيام مهدي برشمردهاند، تحقّق عدالت فراگير و گسترده است. با توجّه به اينكه يكي از علل ضرورت معاد نيز همين ضرورت تحقّق كامل است و با توجّه به اينكه دنيا فقط دارگذر، و اصل و مقصد نهايي، آخرت است، ديگر تحقّق عدالت فراگير در دنيا چه ضرورتي دارد و چرا بايد در اين دنيا انتظارِ عدالت داشته باشيم؟
2. در آيات و احاديث براي برخي اعمال جايگاه خاصي قائل شدهاند: نماز ستون دين دانسته شده، و امربه معروف و نهي از منكر، مايه قوامِ بقيه احكام، و... . در اين ميان انتظار فرج، افضل اعمال شمرده شده است. چرا انتظار، چنين جايگاهي دارد؟ به ويژه اگر توجّه كنيم كه در بقيه موارد، فعل ايجابي و اقدام صورت ميگيرد؛ اما ظاهراً انتظار، فعل سلبي و اقدام نكردن و منتظر ماندن است. چگونه كاري نكردن مهمترين و برترين كار دانسته شده است؟
3. يكي از مباحثي كه امروزه جدّي مطرح ميشود، بحث جهانيشدن است و ميدانيم حكومت مهدي(عج) نيز حكومت جهاني است. قيام او فلسفهاي جهاني دارد و الگوي اسلامي جهانيشدن را ميتوان همان حكومت مهدي(عج) دانست. اگر از اين زاويه نگريسته شود، آيا جهانيشدن رنگ و بوي ديگري نخواهد گرفت و در آن صورت، وظيفه ما در قبال آنچه امروزه به صورت جهانيشدن مطرح شده، چيست؟
گذشته از اينگونه پرسشها كه در خصوص اصل مهدويت و انتظار مطرح است، خود مفهوم انتظار، در درون خود نيز با چالشهايي جدّي مواجه است كه شايد مهمترين آنها اين باشد كه با توجه به اينكه در احاديث آمده ظهور، زماني رخ ميدهد كه جهان پر از ظلم شده باشد، آيا هرگونه تلاش اصلاحي عملاً ظهور را به تاخير نمياندازد؟ اگر بايد منتظر ظهور بود، پس بايد از اقدامات اصلاحي دست برداشت و اين به معناي نفي وظايف اجتماعي است كه در دين بر دوش انسان گذاشته شده است (نظير امر به معروف و نهي از منكر)، و اگر قرار است به آن وظايف عمل كنيم، ديگر چگونه ميتوان منتظر بود؟ به بيان ديگر اگر قرار است سير بشر با اين اصلاحات ما، سير تكاملي باشد، اين سير به همين ترتيب به آخر ميرسد و ديگر چه نيازي به ظهور مهدي؟
اينها و سؤالاتي از اين دست، نگاهي دوباره و عميق به مسأله مهدويت در اسلام را ميطلبد كه ميتوان كلّ مسأله را در اين جمله خلاصه كرد: از ما خواسته شده: انتظار ظهور و قيام مهدي(عج) را داشته باشيم، و مسأله ما اين است كه چرا و چگونه؟
در اين مقاله قصد داريم با استفاده از انديشههاي شهيد مرتضي مطهري پاسخ اين سؤال را به دست آوريم.
سؤال از چرايي، دوگونه پاسخ ميتواند داشته باشد: يك بار، سؤال چرايي، سؤال از علل شيء است و اينجا بايد به تبيين فلسفه مهدويت پرداخت؛ يعني سؤال از اينكه چرا بايد منتظر بود، به اين برميگردد كه چرا قيام مهدي ضرورت دارد كه انتظار آن ضرورت داشته باشد؟ پاسخ ديگر، پاسخ از طريق نتايج (معلولات شيء) است؛ يعني بايد منتظر بود؛ زيرا منتظر بودن، اين آثار را براي ما به همراه دارد؛ امّا بحث از چگونگي، بين اين دو نحوه چرايي قرار ميگيرد. اين بحث از طرفي متفرّع بر فلسفه مهدويت است؛ زيرا براي معلوم شدن چگونگي انتظار ابتدا بايد متعلَّق آن معلوم شود. روشن است كه انتظار حمله دشمن را داشتن، چگونگياي غير از انتظار ورود ميهمان داشتن را اقتضا ميكند. اينجا پس از شناخت ضرورت و فلسفه قيام موعود جهاني است كه ميتوان به اين پرداخت كه اين قيام چگونه تحوّلي در تاريخ و جامعه بشري است و چگونه انتظاري را از ما ميطلبد. از طرف ديگر، زماني ميتوان سخن از آثار و نتايج اين انتظار به ميان آورد كه چگونگي اين انتظار معلوم شده باشد تا بگوييم چنين انتظاري چنان ثمرهاي خواهد داشت.
بدين ترتيب بحث را در سه بخش ادامه ميدهيم: در بخش اوّل (فلسفه مهدويت و ضرورت انتظار) و سوم (ثمرات انتظار)، درباره چرايي انتظار سخن خواهيم گفت و در بخش دوم (نحوه انتظار و وظيفه ما) در خصوص چگونگي آن.




LinkBack URL
About LinkBacks



پاسخ با نقل قول

Bookmarks