امامان و پيشوايان معصوم(ع) انسانهای كامل و برگزيدهای هستند كه به عنوان الگوهای رفتاری و مشعلهای فروزان هدايت جامعه بشری از سوی خدا تعيين شدهاند گفتار و رفتار و خوی و منش آنان ترسيم حيات طيبه انسانی و وجودشان تبلور تمامی ارزشهای الهی است.
آنان به تعبير امام هادی (ع)اين چنيناند: «السلامُ عليكُم يا...مَعدِنَ الرَّحمَةِ وَ خُزانَ العِلمِ و مُنتَهَی الحِلمِ وَ اُصُولَ الكَرَمِ وَ قادَةَ الاُمَمِ وَ اَولِياءَ النِّعَمِ و عَناصِرَ الاَبرارِ و دَعائِمَ الاَخيارِ وسَاسةَ العِبادِ و اَركانَ البِلادِ و اَبوابَ الايمانِ و اُمَناءَ الرحمنِ و سُلالةَ النَّبیّين و صَفوَةَ المُرسَلين و عِترَةَ خيرَةِ رَبِّ العالَمين،السلام علی ... مَصابيحِ الدُّجَی و اَعلامِ التُقَی و ذَوی النُهی و اُولِی الحِجَی و كَهفِ الوَرَی و وَرَثَةِ الاَنبِياءِ والمَثَلِ الاَعلَی وَالدَّعوَةِ الحُسنی و حُجَجِ اللهِ عَلی اَهلِ الدُنيا وَالآخِرَةِ وَالاُولَی»؛ معدن رحمت، گنجينه داران دانش، نهايت بردباری و حلم، بنيانهای كرامت و ريشههای نيكان، عصاره و برگزيده پيامبران، پيشوايان هدايت، چراغهای تاريكیها، پرچمهای پرهيزگاری، نمونههای برتر و حجتهای خدا بر جهانيان هستند.(1) بدون شك، ارتباط با چنين چهرههايی و پيروی از دستورها و رفتارشان، تنها راه دستيابی به كمال انسانيت و سعادت هر دو جهان است. پيشوای دهم عليه السلام يكی از پيشتازان دانش و تقوا و كمال است كه وجودش مظهر فضائل اخلاقی و كمالات نفسانی و الگوی حقجويان و ستم ستم ستيزان است.
امام هادی(ع) پيوسته تحت نظر حكومتهای جور بود و سعی میشد كه آن حضرت با پايگاههای مردمی و افراد جامعه تماسی نداشته باشد با اين حال آن مقدار از فضائل اخلاقی كه از او بروز كرده، دانشمندان و شرح حال نويسان و حتی دشمنان اهلبيت0(ع) به تحسين و تمجيد آن وجود الهی واداشته است.
پارسايی و انس با پروردگار آنچنان نمودی در زندگی امام نقی(ع) داشت كه برخی از شرح حال نويسان در مقام بيان برجستگیها و صفات والای آن گرامی به ذكر اين ويژگی پرداختهاند. «ابن كثير» مینويسد: «كان عابداً زاهداً»، او عابدی وارسته و زاهد بود. ابن عباد حنبلی نيز میگويد: «كان فقيهاً، اماماً، متعبداً...»؛ او فقيه و امام عابد بود.
ابوعبدالله جُنيدی میگويد: «سوگند به خدا، او بهترين مردم روی زمين و برترين آفريدههای الهی است. «ابن حَجَر» در شرح حال آن حضرت مینويسد: «و كانَ وارِثَ اَبِيهِ عِلماً و سَخاءً» او در دانش و بخشش وارث پدرش بود.(2) «متوكل» در نامهای كه برای امام مینويسد خاطرنشان میكند: اميرالمؤمنين عارف به مقام شما است و حق خويشاوندی را نسبت به شما رعايت میكند و طبق آنچه مصلحت شما و خانوادهتان میباشد عمل میكند. اينك به منظور سرمشق گرفتن از اخلاق كريمه و رفتار سازنده آن حضرت نمونههايی را يادآور میشويم.
پيشوايان معصوم(ع) در بالاترين درجه مقام شناخت حق تعالی قرار داشتند و همين درك و بينش عميق، آنان را به ارتباط و انس هميشگی با خدا واداشته و شعلههای آتش عشق به معبود و وصال به حق بر جانشان شرر میافكند و آرامش را از انان سلب میكرد. امام هادی(ع) شب هنگام به پروردگارش روی میآورد شب را با حالت خشوع به ركوع و سجده سپری میكرد و بين پيشانی نورانيش و زمين جز سنگريزه و خاك حائلی وجود نداشت و پيوسته اين دعا را تكرار مینمود: «اِلهی مُسئٌ قَد وَرَدَ، و فَقيرُ قَد فَصَدَ، لاتُخيبُ مَسعَاهُ وَارحِمهُ وَاغفِر لَهُ خَطَأه"؛ بارالها! گنهكاری بر تو وارد شده و تهيدستی به تو روی آورده است، تلاشش را بینتيجه مگردان و او را مورد عنايت و رحمت خويش قرارداده و از لغزشش در گذر. (3) پارسايی و انس با پروردگار آنچنان نمودی در زندگی امام نقی(ع)داشت كه برخی از شرح حال نويسان در مقام بيان برجستگیها و صفات والای آن گرامی به ذكر اين ويژگی پرداختهاند. «ابن كثيرب مینويسد: «كان عابِداً زاهداً»، او عابدی وارسته و زاهد بود.(4) ابن عباد حنبلی، نيز میگويد: «كان فقيهاً، اماماً، متعبداً...»؛ او فقيه و امام عابد بود.(5)
امام هادی(ع) همچون پدر بزرگوارش كانون سخاوت و كرم بود و گاهی مقدار انفاق به حدی از فزونی میرسيد كه «ابن شهر آشوب» در مناقب مینويسد: ابوعمر وعثمان بن سعيد و احمد بن اسحاق اشعری و علی بن جعفر همدانی به نزد علی بن حسن عسكری رفتند احمد ابن اسحاق از وامی كه برگردنش بود نزد حضرت شكايت كرد، آنگاه امام به عمرو كه وكيلش بود، فرمود: به او سی هزار دينار و به علی بن جعفر نيز سی هزار دينار بپرداز و خود نيز سی هزار دينار برگير. دانشمندی مانند ابن شهر آشوب پس از نقل آن میگويد:«اين مقدار انفاق، معجزهای است كه جز پادشاهان از عهده كسی ساخته نيست و تاكنون اين مقدار انفاق را از كسی نشنيدهام.»
امامان معصوم (ع) برای مظاهر دنيوی از جمله مال و ثروت ارزش ذاتی قائل نبودند و سعی میكردند به حداقل آن كه زندگی معمولی روزانه آنان را تامين كرده اكتفا كنند و آن بزرگواران را در راه انجام وظايف مردمی و اجتماعی ياری رساند بسنده كنند و مازاد آن را در راههايی كه موجب خشنودی خداوند بود صرف كنند. يكی از اين راهها انفاق به افراد تهيدست و نيازمند میباشد. اين سياست خداپسندانه مالی «كه در زندگی همه معصومين(ع) در سطح گستردهای به چشم میخورد» علاوه بر جنبههای معنوی و آثار اخروی، عامل مهمی در كاهش فقر و فاصله طبقاتی جامعه اسلامی و تاليف قلوب افراد و حفظ شخصيت و علاقهمند ساختن آنان به مكتب اهلبيت و جلوگيری از ارتباط گرفتن و نزديك شدن آنان به دستگاه زر و زور خلفا بود.
در پرتو برخورداری ائمه(ع) از اين خلق نيكو، وجود آن بزرگواران پيوسته مايه اميد، و خانهشان نه تنها مركز نشر دانش، بلكه پناهگاه افراد نيازمند و درمانده و محل رفت و آمد انسانهای مختلف به ويژه آنان كه از راه دور آمده بودند، بود. اين مساله هم برای عموم مردم جا افتاده بود، به گونهای كه وقتی فرد نيازمند و درماندهای را میديدند او را به خانه امامان عليهمالسلام راهنمايی میكردند، و هم برای خود افراد درمانده، بدين معنی كه به محض مواجه شدن با مشكلی مستقيماً سراغ خانه امامت را میگرفتند.
امام هادی(ع) همچون پدر بزرگوارش كانون سخاوت و كرم بود و گاهی مقدار انفاق به حدی از فزونی میرسيد كه «ابن شهر آشوب» در مناقب مینويسد: ابوعمر و عثمان بن سعيد و احمد بن اسحاق اشعری و علی بن جعفر همدانی به نزد علی بن حسن عسكری رفتند احمد ابن اسحاق از وامی كه برگردنش بود نزد حضرت شكايت كرد، آنگاه امام به عمرو كه وكيلش بود، فرمود: به او سی هزار دينار و به علی بن جعفر نيز سی هزار دينار بپرداز و خود نيز سی هزار دينار برگير. دانشمندی مانند ابن شهر آشوب پس از نقل آن میگويد: «اين مقدار انفاق، معجزهای است كه جز پادشاهان از عهده كسی ساخته نيست و تاكنون اين مقدار انفاق را از كسی نشنيدهام».(6)
اسحاق جلّاب میگويد: برای ابوالحسن گوسفندان زيادی خريدم، سپس مرا خواست و از اصطبل منزلش به جای وسيعی برد كه من آنجا را نمیشناختم، سپس تمامی آن گوسفندان را بين كسانی كه آن حضرت دستور میداد توزيع كردم. (7) در روايت ديگر، زمان خريد و توزيع گوسفندان روز «تَروِيه» (روز هشتم ذیالحجّه)، ذكر شده است.(8) از اين روايت برمیآيد كه آن حضرت در مسائل مالی و انفاقهای جزئی نيز مسائل امنيتی و حفاظتی را رعايت میكرده و اين بيانگر شدت محدوديت آن حضرت از سوی دستگاه حكومتی است، با اين حال امام اين كار را تحت تاثير پوشش قربانی انجام داد تا هرگونه سوء ظن را نسبت به خود از بين ببرد.
حلم و بردباری از ويژگیهای مهمی است كه مردان بزرگ به ويژه رهبران الهی كه بيشترين برخورد و اصطكاك را با مردم نادان و نابخرد و گمراه داشتند، از آن برخوردار بوده و در پرتو اين خلق نيكو افراد بسياری را به سوی خود جذب كردند. امام هادی(ع) همچون نياكان خود در برابر ناملايمات بردبار بود و تا جايی كه مصلحت اسلام ايجاب میكرد با دشمنان حق و ناسزاگويان و اهانتكنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردباری برخورد میكرد. «بريحه عباسی» كه از سوی دستگاه خلافت به سمت پيشنمازی مكه و مدينه منصوب شده بود از امام هادی(ع) نزد متوكل بدگويی كرد و برای او نوشت: اگر نيازی به مكه و مدينهداری علی بن محمد را از اين دو شهر بيرون كن زيرا او مردم را به سوی خود خوانده و گروه زيادی از او پيروی كردهاند.
بر اثر سعايتهايی پی در پی «بريحه» متوكل امام را از كنار حرم جد بزرگوارش رسول خدا(ص) تبعيد كرد. هنگامی كه امام عليه السلام از مدينه به سمت «سامراء» در حركت بود «بريحه» نيز او را همراهی كرد. در بين راه «بريحه» رو به امام(ع) كرد و گفت: تو خود میدانی كه عامل تبعيد تو من بودم. با سوگندهای محكم و استوار سوگند میخورم كه چنانچه شكايت مرا نزد اميرالمؤمنين يا يكی از درباريان و فرزندان او ببری، تمامی درختانت را (در مدينه) آتش میزنم و محبّان و خدمتكارانت را میكشم و چشمههای مزرعههايت را كور خواهم كرد و بدان كه اين كارها را خواهم كرد. امام عليه السلام متوجه او شد و فرمود: نزديكترين راه برای شكايت از تو اين بود كه ديشب شكايت تو را نزد خدا بردم و من شكايت از تو را كه بر خدا عرضه كردم نزد غير او از بندگانش نخواهم برد. "بريحه" چون اين سخن را از امام عليهالسلام شنيد، به دامن آن حضرت افتاد و تضرع و ناله كرد و از او تقاضای بخشش نمود. امام (ع) فرمود: تو را بخشيدم.(9)
امام (ع) متوجه او شد و فرمود: «نزديكترين راه برای شكايت از تو اين بود كه ديشب شكايت تو را نزد خدا بردم و من شكايت از تو را كه بر خدا عرضه كردم نزد غير او از بندگانش نخواهم برد. "بريحه" چون اين سخن را از امام (ع) شنيد، به دامن آن حضرت افتاد و تضرع و ناله كرد و از او تقاضای بخشش نمود. امام عليهالسلام فرمود: تو را بخشيدم.
امامان (ع) مظاهر قدرت و عظمت خداوند و معادن كلمات و حكمت ذات مقدس حق و منبع تجليات و انوار خاصه او هستند. بر اين اساس از يك قدرت معنوی فوق العاده و نفوذ و هيبت خاصی برخوردارند. اين هيبت و عظمت خدادادی را در زيارت جامعه از زبان امام هادی عليهالسلام چنين میخوانيم: «طَأطَأ كُلُ شَريفٍ لِشَرَفِكُم، وَ بَخَعَ كُلُ مُتَكَبِّرٍ لِطاعَتِكُم، وَ خَضَعَ كُلُ جَبارٍ لِفَضلِكُم، وَ ذَلَّ كُلُّ شَیءٍ لَكُم»؛ هر بزرگ و شريفی در برابر بزرگواری و شرافت شما سر فرود آورده و هر خود بزرگ بينی به اطاعت از شما گردن نهاده و هر زورگويی در برابر فضل و برتری شما فروتنی كرده و همه چيز برای شما خوار و ذليل گشته است. روی اين جهت بارها اتفاق میافتاد كه حاكمان جور در غياب امامان عليهم السلام تصميمات خطرناكی نسبت به آنان میگرفتند ولی به محض رويارو شدن با آنان و نگاه به رخسار پرفروغشان، كابوس ترس و وحشت بر دلهايشان سايه میافكند به گونهای كه مجبور میشدند از تصميم خود برگردند.
طبرسی در اعلام الوری به سند خود از امام محمدبن اشتر علوی نقل كرده است كه گفت: به همراه پدرم بر در سرای متوكل بوديم، من در آن هنگام كودكی بودم و در ميان گروهی از مردم از طالبين و عباسيان و جعفرين ايستاده بودم كه ناگهان ابوالحسن وارد شد. مردم همگی از مركبهای خويش پايين آمدند تا آن حضرت به درون رفت. يكی از حاضران از ديگری پرسيد! به خاطر چه كسی بيرون آمديم؟ به خاطر اين بچه، حال آن كه او از نظر سال از ما بزرگتر و شريفتر نبود. به خدا سوگند ديگر به احترام او از مركب خويش پايين نخواهم آمد پس ابوهاشم جعفری گفت: به خدا قسم كودكان چون او را میبينند به احترام او پياده میشوند هنوز ديری نگذشته بود كه آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون او را ديدند باز به احترام وی پياده شدند ابوهاشم خطاب به حاضران گفت: مگر نمیگفتيد ديگر به احترام او پياده نمیشويد؟ پاسخ دادند: به خدا قسم احترام خود را از دست داديم و از مركبهای خود پياده شديم. زيدبن موسی چندين بار به "عمر بن فَرَج" گوشزد كرد و از او خواست كه وی را بر فرزند برادرش "امام هادی" مقدم بدارد و میگفت: او جوان است و من عموی پدر او هستم و عمر سخن او را برای امام هادی (ع) نقل كرد.
امام فرمود: "يك بار اين كار را بكن فردا مرا پيش از او در مجلس بنشان سپس ببين چه خواهد شد. روز بعد "عمر" امام هادی عليه السلام را دعوت كرد و آن حضرت در بالای مجلس نشست. سپس به "زيد" اجازه ورود داد زيد در برابر امام عليه السلام بر زمين نشست.(10) چون روز پنج شنبه شد ابتدا به زيد اجازه داد تا وارد شود و در صدر مجلس بنشيند، سپس از امام خواست تا وارد شود امام عليهالسلام داخل شد. هنگامی كه چشم زيد به امام عليهالسلام افتاد و هيبت امامت را در رخسار حضرت مشاهده كرد از جايش برخواست و امام را بر جای خود نشاند و خود در برابر او نشست.(11)
ائمه (ع) نه تنها در زمينه عبادی و بندگی خدا پيشگام بودند و هيچ كس در اين ميدان گوی سبقت را از آنان نربود، بلكه در زمينههای اجتماعی و رسيدگی به كمبودها و مشكلات مردم و برطرف كردن گرفتاریهای آنان نيز پيشگام بودند، به گونهای كه كسی از در خانه آنان نااميد باز نمیگشت. تاريخ، نام افراد زيادی را كه برای حل مشكل و رفع گرفتاری خود به پيشوای دهم عليهالسلام مراجعه كرده و از محضر آن حضرت با خشنودی بازگشتهاند، ثبت كرده است. كه در اين مجال به يك نمونه اشاره میگردد:
محمد بن طلحه نقل میكند: امام هادی عليهالسلام روزی برای كار مهمی سامرا را به مقصد دهكدهای در اطراف، ترك كرد در اين فاصله، عربی سراغ آن حضرت را گرفت به او گفته شد: امام عليهالسلام به فلان روستا رفته است. مرد عرب به سمت دهكده حركت كرد وقتی به محضر امام عليهالسلام رسيد، گفت: من از اهل كوفه و از متمسكان به ولايت جدت اميرمؤمنان عليهالسلام هستم ولی بدهی سنگينی مرا احاطه كرده است چندان كه قدرت تحمل آن را ندارم. و كسی را جز شما نمیشناسم كه حاجتم را برآورد.
امام(ع) پرسيد: بدهكاريت چقدر است؟ عرض كرد: حدود 10 هزار درهم. امام عليه السلام او را دلداری داد و فرمود ناراحت نباش مشكلت حل خواهد شد. دستوری به تو میدهم عمل كن و از اجرای آن سرمتاب. اين دستخط را بگير، هنگامی كه به سامرا آمدی مبلغ نوشته شده در اين ورقه را از من مطالبه كن هر چند در حضور مردم باشد. مبادا در اين باره كوتاهی كنی. پس از بازگشت امام عليهالسلام به سامرا مرد عرب، در حالی كه عدهای از اطرافيان خليفه و مردم در محضر آن حضرت نشسته بودند وارد شد و ضمن ارائه نوشته امام عليه السلام به آن حضرت، با اصرار، دين خود را مطالبه كرد. امام عليهالسلام با نرمی و ملايمت و عذرخواهی از تاخير آن، از وی مهلت خواست تا در وقت مناسب، آن را پرداخت كند، ولی مرد عرب همچنان اصرار میكرد كه هم اكنون بايد بپردازی. جريان به متوكل رسيد. دستور داد سی هزار دينار به امام عليه السلام بدهند. امام عليهالسلام پولها را گرفت و همه را به آن مرد عرب داد. او پولها را گرفت و گفت خدا بهتر میداند كه رسالتش را در چه خاندانی قراردهد.(12)
پینوشتها:
1- زيارت جامعه كبيره، مفاتيح الجنان.
2- ائمتنا، ج2، ص252.
3- ائمتنا، ج2، ص257/ سيرة الامام العاشر علی الهادی، ص55.
4- الصواعق المحرقة، ص207/ البداية والنهاية، ج11، ص15.
5- تاريخ اجمالی پيشوايان عليهم السلام.
6- مناقب، ج4، ص409.
7- الكافی، ج1، ص498.
8- اعيان الشيعه، ج2، ص37.
9- اثبات الوصيه، صص196و197.
10- اعيان الشيعة، ج7، ص128.
11- اعلام الوری، ص347.
12- بحارالانوار، ج50، ص175/ الفصول المهمة، ص278.
علاقهمندان میتوانند برای مشاهده كامل متن به پايگاه اينترنتی [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] مراجعه كنند.




LinkBack URL
About LinkBacks



پاسخ با نقل قول
Bookmarks