//"" یک شعر برای خدا بگو ""// - صفحه 2
ads ads
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 8 تا 12 , از مجموع 12

موضوع: //"" یک شعر برای خدا بگو ""//287 روز پیش

  1. #1
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    Qv0hr575dvpmujzlm58o1 //"" یک شعر برای خدا بگو ""//





    اگر با زبان شعر بخواهی با خدا صحبت کنی چه به او می گفتی ؟




  2. #8
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض

    شعري زيبا در مورد خدا



    پيش از اينها فکر مي کردم که خدا
    خانه اي دارد کنار ابرها
    مثل قصر پادشاه قصه ها
    خشتي از الماس خشتي از طلا
    پايه هاي برجش از عاج و بلور
    بر سر تختي نشسته با غرور
    ماه برف کوچمي از تاج او
    هر ستاره، پولکي از تاج او
    اطلس پيراهن او، آسمان
    نقش روي دامن او، کهکشان
    رعدو برق شب، طنين خنده اش
    سيل و طوقان، نعره توفنده اش
    دکمه ي پيراهن او، آفتاب
    برق تيغ خنجر او مهتاب
    هيچ کس از جاي او آگاه نيست
    هيچ کس را در حضورش راه نيست
    بيش از اينها خاطرم دلگير بود
    از خدا در ذهنم اين تصوير بود
    آن خدا بي رحم بود و خشمگين
    خانه اش در آسمان، دور از زمين
    بود، اما در ميان ما نبود
    مهربان و ساده و زيبا نبود
    در دل او دوست جايي نداشت
    مهرباني هيچ معنايي نداشت
    هر چه مي پرسيدم، از خود، از خدا
    از زمين، از آسمان، از ابرها
    زود مي گفتند: اين کار خداست
    پرس وجو از کار او کاري خداست
    هرچه مي پرسي، جوابش آتش است
    آب اگر خوردي، عذايش آتش است
    تا ببندي چشم، کورت مي کند
    تا شدي نزديک، دورت مي کند
    کج گشودي دست، سنگت مي کند
    کج نهادي پاي، لنگت مي کند
    با همين قصه، دلم مشغول بود
    خواب هايم خواب ديو و غول بود
    خواب مي ديدم که غرق آتشم
    در دهان اژدهاي سرکشم
    در دهان اژدهاي خشمگين
    بر سرم باران گرز آتشين
    محو مي شد نعرهايم، بي صدا
    در طنين خنده اي خشم خدا
    نيت من، در نماز و در دعا
    ترس بود و وحشت از خشم خدا
    هر چه مي کردم، همه از ترس بود
    مثل از بر کردن يک درس بود
    مثل تمرين حساب و هندسه
    مثل تنبيه مدير مدرسه
    تلخ، مثل خنده اي بي حوصله
    سخت، مثل حل صدها مسئله
    مثل تکليف رياضي سخت بود
    مثل صرف فعل ماضي سخت بود



    تا که يک شب دست در دست پدر
    راه افتادم به قصد يک سفر
    در ميان راه، در يک روستا
    خانه اي ديدم، خوب و آشنا
    زود پرسيدم: پدر، اينجا کجاست؟
    گفت اينجا خانه ي خوب خداست
    گفت: اينجا مي شود يک لحظه ماند
    گوشه اي خلوت، نماز ساده خواند
    با وضويي، دست و رويي تازه کرد
    با دل خود، گفتگويي تازه کرد
    گفتمش، پس آن خداي خشمگين
    خانه اش اينجاست؟ اينجا، در زمين؟
    گفت: آري، خانه اي او بي رياست
    فرش هايش از گليم و بورياست
    مهربان و ساده و بي کينه است
    مثل نوري در دل آيينه است
    عادت او نيست خشم و دشمني
    نام او نور و نشانش روشني
    خشم نامي از نشاني هاي اوست
    حالتي از مهرباني هاي اوست
    قهر او از آشتي، شيرين تر است
    مثل قهر مادر مهربان است
    دوستي را دوست، معني مي دهد
    قهر هم با دوست معني مي دهد
    هيچکس با دشمن خود، قهر نيست
    قهر او هم نشان دوستي ست
    تازه فهميدم خدايم، اين خداست
    اين خداي مهربان و آشناست
    دوستي، از من به من نزديکتر
    آن خداي پيش از اين را باد برد
    نام او را هم دلم از ياد برد
    آن خدا مثل خواب و خيال بود
    چون حبابي، نقش روي آب بود



    مي توانم بعد از اين، با اين خدا
    دوست باشم، دوست، پاک و بي ريا
    سفره ي دل را برايش باز کنم
    مي توان درباره ي گل حرف زد
    صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد
    چکه چکه مقل باران راز گفت
    با دو قطره، صد هزاران راز گفت
    مي توان با او صميمي حرف زد
    مثل باران قديمي حرف زد
    مي توان تصنيفي از پرواز خواند
    با الفباي سکوت آواز خواند
    مي توان مثل علف ها حرف زد
    با زباني بي الفبا حرف زد
    مي توان درباره ي هر چيز گفت
    مي توان شعري خيال انگيز گفت
    مثل اين شعر روان و آشنا:
    پيش از اينها فکر مي کردم خدا…
    ویرایش توسط ملیکه : 08-12-2011 در ساعت 03:09 PM



  3. #9
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض

    پروردگارا! عطایم فرما
    شجاعت و امید برای هر روز از زندگیم،
    ایمان تا در طول راه هدایتم کند،
    درک ومنطق
    و متانت برای قبول آنچه زندگی نثارم می کند.


    ...



  4. #10
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض

    پس از اينها خداى فردا اعلم
    ميان آسمان بشكافت از هم

    به انواع فرته داد منزل
    كه بگذارند طاعت جمله از دل

    ادا خيل ملك حق عبادت
    نمايند از ره فور و سعادت

    يكى از سجده بر محراب ابروش
    يكى گرديده محو روى نيكوش

    يكى با ياد قدش بسته قامت
    يكى اندر ركوعش تا قيامت

    يكى حمد و ثتايش كرده تصريح
    زبان آن يكى گويا به تسبيح

    ز قيد ماديت جمله رسته
    مگردند هيچ يك از كار خسته

    نيابد خواب در چشمانشان راه
    برى از سهوشان شد قلب آگاه

    بدهاشان ز سستى ها به دور است
    بشر را رخوت و سستى رور است

    يكى دسته امين وحى حقند
    كه بر اين كار نيكو مستحقند

    شده يعضى زبان حى داور
    به ره عصرى به سوى يك پيمبر

    از آن يك دسته هم با بشر شد
    بشر را كاتب از هر خير و شر شد

    دگر بعضى جنان را گشته دربان
    يكى خازن شد آن يك گشت رضوان

    وز آنـان خـلقـشـان بـعـضـى عـظـيـم اسـت
    كـه دل از فكر خلقتشان دو نيم است

    دو پايش در زمين هفتمين است
    سرش بالاتر از عرش برين است

    دو دوش از مـشـرق و مـغـرب گـذشـتـه
    بـديـن هـيـبـت زبـيـمـش گل سرشته

    بـه زيـر افـكـنـده سـر از هـيـبـت حـق
    شـده مـحـو جمال حق مطلق

    بـه بـال عـجـز پـيـچـيـده بـدن را
    چـو ديـده اسـت او جلال ذوالمنن را

    مر اين افرشتگان با خيل ديگر
    نباشندى به يك مرآ و منظر

    حجاب عزت و استاد قدرت
    كشيده بين آنان حق ز سطوت

    خداى خويشتن را در نصور
    نيارند و به دورند از تدبر

    ز فرط علم بر ذات خداوند
    به خاطر مثلى از بهرش نيارند

    صفات ممكنى بر ذات واجب
    نمى سازند جارى از مواهب

    كـه در حـد و مـكـان حـق نـيـسـت مـحـدود
    نـظـيـر و مثل بهرش نيست موجود




  5. تشكر

    محمد (08-13-2011)

  6. #11

    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    مدیر انجمن حدیث
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    زاهدان
    سن
    32
    نوشته ها
    1,631
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    1,511
    1,002 بار در726 پست تشکر شده
    حالت
    Mehraboon
    نوشته های وبلاگ
    2
    میزان امتیاز
    506
    Array

    پیش فرض

    قلب من
    قالی خداست
    تاروپودش از پر فرشته هاست
    پهن کرده او دل مرا
    در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب
    برق می زند
    قالی قشنگ و نو نوار من
    از تلاش آفتاب

    شب که می شود، خدا
    روی قالی دلم
    راه می رود
    ذوق می کنم، گریه می کنم
    اشک من ستاره می شود
    هر ستاره ای به سمت ماه می رود
    یک شبی حواس من نبود
    ریخت روی قالی دلم
    شیشه ای مرکّب سیاه
    سال هاست مانده جای آن
    جای لکه های اشتباه

    ای خدا به من بگو
    لکه های چرک مرده را کجا
    خاک می کنند؟
    از میان تاروپود قلب
    جای جوهر گناه را چطور
    پاک می کنند؟
    آه
    از این همه گناه و اشتباه
    آه نام دیر تو است
    آه بال می زند به سوی تو
    کبوتر تو است

    قلب من دوباره تند تند می زند
    مثل اینکه باز هم خدا
    روی قالی دلم، قدم گذاشته
    در میان رشته های نازک دلم
    نقش یک درخت و یک پرنده کاشته
    قلب من چقدر قیمتی است
    چون که قالی ظریف و دست باف اوست
    این پرنده ای که لای تاروپود آن نشسته است
    هدهد است
    می پرد به سوی قله های قاف دوست...

  7. تشكر

    ملیکه (08-13-2011)

  8. #12

    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    مدیر انجمن انقلاب و دفاع مقدس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    تمام ایران سرایم
    نوشته ها
    1,383
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    63
    1,351 بار در848 پست تشکر شده
    میزان امتیاز
    181
    Array

    پیش فرض

    محمدوملیکه عزیزنوشته هاتون خیلی جالب بود.ممنون

    ما خاکیان محجوب، یا افلاکیان، چه دانیم که این ارتزاق عند رب
    الشهداء چی است؟

    برای شادی روح
    شهدا صلوات

  9. تشكرها 2

    ملیکه (08-13-2011), محمد (08-13-2011)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. "دلم گرفته خدایا تو دل گشایی کن"
    توسط میثاق الهی در انجمن شعر
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 08-08-2011, 08:46 PM
  2. {{"" امام خمبیی (فدس ره ) و ... ""}}
    توسط ملیکه در انجمن شخصيت ها
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: 06-05-2011, 09:25 AM
  3. نظر مراجع درباره "مرده شویی" با دستگاه
    توسط سید در انجمن اخبار علمی، فرهنگی و اجتماعی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-30-2011, 11:01 AM
  4. توليد نسل سوم بمب‌"قاصد" با برد ۱۰۰كيلومتر
    توسط سید در انجمن اخبار سیاسی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 01-11-2011, 01:58 PM
  5. قرائتي:سايت"خنده حكيمانه"راه‌اندازي ميكنم
    توسط سید در انجمن اخبار علمی، فرهنگی و اجتماعی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-31-2010, 07:40 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Design By VBIran

Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.0