از ولادت تا شهادت حضرت علی (ع) - صفحه 4
ads ads
صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234
نمایش نتایج: از شماره 22 تا 22 , از مجموع 22

موضوع: از ولادت تا شهادت حضرت علی (ع)277 روز پیش

  1. #1
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت من : Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    Parvane از ولادت تا شهادت حضرت علی (ع)

    ولادت و حسب و نسب
    بنا بوشته مورخين ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفيل (1) بطرز عجيب و بيسابقه‏اى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد:


    اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست‏
    بطحا صدف گوهر يكدانه تست‏
    گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏
    اى نجل خليل خانه خود خانه تست

    پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر اين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2)
    اما ولادت اين كودك مانند ولادت ساير كودكان بسادگى و بطور عادى نبود بلكه با تحولات عجيب و معنوى توأم بوده است مادر اين طفل خدا پرست بوده و با دين حنيف ابراهيم زندگى ميكرد و پيوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مينمود كه وضع اين حمل را بر او آسان گرداند زيرا تا باين كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهى ميديد و گوئى از ملكوت اعلى بوى الهام شده بود كه اين طفل با ساير مواليد فرق بسيار دارد.
    شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حاليكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدايا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق ميكنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است بحق آنكه اين خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما بچشم خودديديم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد(و هنگاميكه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من ميشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند. (3)
    و چنين افتخار منحصر بفردى كه براى على عليه السلام در اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آينده بدست نيامده است و اين سخن حقيقتى است كه اهل سنت نيز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گويد:
    و لم يولد فى البيت الحرام قبله احد سواه و هى فضيلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته. (4)
    يعنى پيش از آنحضرت احدى در خانه كعبه ولادت نيافت مگر خود او واين فضيلتى است كه خداى تعالى به على عليه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجليل و تكريم نمايند.
    در جلد نهم بحار در مورد وجه تسميه آنحضرت بعلى چنين نوشته شده است كه چون ابوطالب طفل را از مادرش گرفت بسينه خود چسباند و دست فاطمه را گرفته و بسوى ابطح آمد و به پيشگاه خداوند تعالى چنين مناجات نمود.
    يا رب هذا الغسق الدجى‏
    و القمر المبتلج المضى‏ء
    بين لنا من حكمك المقضى‏
    ماذا ترى فى اسم ذا الصبى (5)

    هاتفى ندا كرد:
    خصصتما بالولد الزكى‏
    و الطاهر المنتجب الرضى‏
    فاسمه من شامخ على‏
    على اشتق من العلى (6)

    علماى بزرگ اهل سنت نيز در كتب خود بهمين مطلب اشاره كرده‏اند و محمد بن يوسف گنجى شافعى با تغيير چند لفظ و كلمه در كفاية الطالب چنين مينويسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و اين دو بيت را گفت.
    يا اهل بيت المصطفى النبى‏
    خصصتم بالولد الزكى‏
    ان اسمه من شامخ العلى‏
    على اشتق من العلى (7)

    و در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پيش از اينكه بوسيله نداى غيبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حيدر نهاد و هنگاميكه او را قنداق كرده بدست شوهر خود ميداد گفت خذه فانه حيدرة و بهمين جهت آنحضرت در غزوه خيبر بمرحب پهلوان معروف يهود فرمود:
    انا الذى سمتنى امى حيدرة
    ضرغام اجام و ليث قسورة (8)

    و چون نام آنحضرت على گذاشته شد نام حيدر جزو ساير القاب بر او اطلاق گرديد و از القاب مشهورش حيدر و اسد الله و مرتضى و امير المؤمنين و اخو رسول الله بوده و كنيه آنجناب ابو الحسن و ابوتراب است.
    همچنين خدا پرستى و اسلام آوردن فاطمه و ابوطالب نيز از روايات گذشته معلوم ميشود كه آنها در جاهليت موحد بوده و براى تعيين نام فرزند خود بدرگاه خدا استغاثه نموده‏اند،فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بمنزله مادر بوده و از اولين گروهى است كه به آنحضرت ايمان آورد و بمدينه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم پيراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و بجنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقين فرمود و دعا نمود. (9)
    و ابوطالب هم موحد بوده و پس از بعثت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بدو ايمان آورده و چون شيخ و رئيس قريش بود لذا ايمان خود را مصلحة مخفى مينمود،در امالى صدوق است مردى بابن عباس گفت اى عمو زاده رسولخدا مرا آگاه گردان كه آيا ابوطالب مسلمان بود؟گفت چگونه مسلمان نبود در حاليكه ميگفت:
    و قد علموا ان ابننا لا مكذب‏
    لدينا و لا يعبأ بقول الا باطل

    يعنى مشركين مكه دانستند كه فرزند ما(محمد صلى الله عليه و آله و سلم) نزد ما مورد تكذيب نيست و بسخنان بيهوده اعتناء نميكند مثل ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه ايمان خود را در دل مخفى نگهميداشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو ثواب بآنها داد،حضرت صادق عليه السلام هم فرمود مثل‏ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه در دل ايمان داشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو پاداش (يكى براى ايمان و يكى براى تقيه) بآنها داد. (10)
    اشعار زيادى از ابوطالب در مدح پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مانده است كه اسلام وى از مضمون آنها كاملا روشن و هويداست چنانكه به آنحضرت خطاب نموده و گويد:
    و دعوتنى و علمت انك ناصحى‏
    و لقد صدقت و كنت قبل امينا
    و ذكرت دينا لا محالة انه‏
    من خير اديان البرية دينا (11)

    بحضرت صادق عرض كردند كه(اهل سنت) گمان كنند كه ابوطالب كافر بوده است فرمود دروغ گويند چگونه كافر بود در حاليكه ميگفت:
    ألم تعلموا انا وجدنا محمدا
    نبيا كموسى خط فى اول الكتب (12)

    شيخ سليمان بلخى صاحب كتاب ينابيع المودة درباره ابوطالب گويد:
    و حامى النبى و معينه و محبه اشد حبا و كفيله و مربيه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابياتا كثيرة و شيخ قريش ابوطالب. (13)
    يعنى ابوطالب كه رئيس و بزرگ قريش بود حامى و كمك پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و او را بسيار دوست داشت و كفيل معيشت و مربى آنحضرت بود و بنبوتش اقرار و برسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زيادى سروده است.(درباره اثبات ايمان ابوطالب مطالب زيادى در كتب دينى‏نوشته شده و كتابهاى مستقلى نيز مانند كتاب ابوطالب مؤمن قريش برشته تأليف در آمده است) .
    بارى ولادت على عليه السلام در اندرون كعبه مفاخر بنى هاشم را جلوه تازه‏اى بخشيد و شعراى عرب و عجم در اينمورد اشعار زيادى سروده‏اند كه در خاتمه اين فصل بچند بيت از سيد حميرى ذيلا اشاره ميگردد.
    ولدته فى حرم الاله امه‏
    و البيت حيث فنائه و المسجد
    بيضاء طاهرة الثياب كريمة
    طابت و طاب وليدها و المولد
    فى ليلة غابت نحوس نجومها
    و بدت مع القمر المنير الاسعد
    ما لف فى خرق القوابل مثله‏
    الا ابن امنة النبى محمد (14)

    مادرش او را در حرم خدا زائيد در حاليكه بيت و مسجد الحرام آستانه او بود.
    آن مادر نورانى كه لباسهاى پاكيزه ببر داشت و خود پاكيزه بود و مولود او و محل ولادت نيز پاكيزه بود.
    در شبى كه ستاره‏هاى منحوسش ناپيدا بوده و سعيدترين ستاره بهمراه ماه پديد آمده بود .
    قابله‏هاى(دنيا) هيچ مولودى را مانند او لباس نپوشاينده‏اند(يعنى هرگز مولودى مانند او بدنيا نيامده) بجز پسر آمنه محمد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم.
    پى‏نوشتها:
    (1) حبشى‏هاى فيل سوار كه باصحاب فيل سوار كه باصحاب فيل مشهورند تحت فرماندهى ابرهه براى ويران كردن كعبه بمكه آمده بودند كه خداوند همه آنها را هلاك نمود و خود ابرهه نيز آخرين نفر بود كه بهلاكت رسيد چنانكه در قرآن كريم فرمايد: (ألم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل؟) اعراب حجاز آن سال را مبارك شمرده و نامش را عام الفيل گذاشتند و ولادت نبى اكرم نيز در همانسال بوده است تا 71 سال پس از آنواقعه يعنى تا سال 18 هجرى عام الفيل مبدأ تاريخ مسلمين بود ولى در سال مزبور كه ششمين سال خلافت عمر بود برهنمائى حضرت امير از عام الفيل صرفنظر و سال هجرت نبوى مبدأ تاريخ مسلمانان قرار گرفت.
    (2) ابوطالب پيش از ولادت على عليه السلام داراى سه پسر ديگر هم بود كه به ترتيب عبارتند از طالب،عقيل،جعفر.
    (3) امالى صدوق مجلس 27 حديث 9ـروضة الواعظين جلد 1 ص 76ـبحار الانوار جلد 35 ص 8ـكشف الغمه ص .19
    (4) فصول المهمه ص .14
    (5) اى پروردگار صاحب شب تاريك و ماه نور دهنده از حكم مقضى خود براى ما آشكار كن كه اسم اين كودك را چه بگذاريم.
    (6) شما دو نفر (ابوطالب و فاطمه) اختصاص يافتيد بفرزند پاكيزه و برگزيده و پسنديده پس نام او على است و على از نام خداوند على الاعلى مشتق شده است.
    (7) ينابيع المودة باب 56 ص 255ـكفاية الطالب ص .406
    (8) من آنكسم كه مادرم نام مرا حيدر نهاد،شير بيشه‏ام چنان شيرى كه زورمند و پنجه افكن باشد.
    (9) اعلام الورىـاصول كافى جلد 2 ابواب تاريخـامالى صدوق مجلس 51 حديث .14
    (10) امالى صدوق مجلس 89 حديث 12 و 13ـروضة الواعظين جلد 1 ص 139
    (11) بحار الانوار جلد 35 ص 124ـمرا(بدين خود) دعوت كردى و من دانستم كه يقينا تو خير خواه منى و تو از اين پيش راستگو و امين بودى و دينى را بمردم عرضه داشتى كه آن بهترين اديان است.
    (12) اصول كافى جلد 2 باب ابواب التاريخـآيا ندانستيد كه ما محمد(ص) را مانند موسى به پيغمبرى يافتيم كه در كتابهاى گذشته نامش نوشته شده است.
    (13) ينابيع المودة باب 52 ص .152
    (14) روضة الواعظين جلد 1 ص .81
    ویرایش توسط ملیکه : 08-21-2011 در ساعت 09:49 AM



  2. تشكرها 2

    محمد (08-21-2011), صدیقه (08-21-2011)

  3. #22

    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    مدیر انجمن انقلاب و دفاع مقدس
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    تمام ایران سرایم
    نوشته ها
    1,383
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    63
    1,351 بار در848 پست تشکر شده
    میزان امتیاز
    181
    Array

    پیش فرض

    سبب دوستى و محبت على در دلها چيست؟

    رمز جاذبه

    استاد شهيد مرتضى مطهرى

    رمز محبت را هنوز كسى كشف نكرده است، يعنى نمى توان آن را فرموله كرد و گفت اگر چنين شد چنان مى شود و اگر چنان شد چنين مى شود، ولى البته رمزى دارد. چيزى در محبوب هست كه براى محب از نظر زيبايى خيره كننده است و او را به سوى خود مى كشد. جاذبه و محبت در درجات بالا«عشق »ناميده مى شود. على محبوب دلها و معشوق انسانهاست، چرا؟و در چه جهت؟ فوق العادگى على در چيست كه عشقها را بر انگيخته و دلها را به خود شيفته ساخته و رنگ حيات جاودانى گرفته است و براى هميشه زنده است؟چرا دلها همه خود را با او آشنا مى بينند و اصلاً او را مرده احساس نمى كنند بلكه زنده مى يابند؟
    مسلماً ملاك دوستى او جسم او نيست، زيرا جسم او اكنون در بين ما نيست و ما آن را احساس نكرده ايم و باز محبت على از نوع قهرمان دوستى كه در همه ملتها وجود دارد، نيست. هم اشتباه است كه بگوييم محبت على از راه محبت فضيلتهاى اخلاقى و انسانى است و حب على حب انسانيت است. درست است على مظهر انسان كامل بود و درست است كه انسان نمونه هاى عالى انسانيت را دوست مى دارد اما اگر على همه اين فضايل انسانى را كه داشت، مى داشت: آن حكمت و آن علم، آن فداكاريها و از خود گذشتگى ها، آن تواضع و فروتنى، آن ادب، آن مهربانى و عطوفت، آن ضعيف[نوازى]، آن عدالت، آن آزادگى و آزاديخواهى، آن احترام به انسان، آن ايثار، آن شجاعت، آن مروت و مردانگى نسبت به دشمن و به قول مولوى:
    در شجاعت شير ربانيستى در مروت خود كه داند كيستى؟
    آن سخا و جود و كرم و... اگر على همه اينها را كه داشت، مى داشت اما رنگ الهى نمى داشت، مسلماً اين قدر كه امروز عاطفه انگيز و محبت خيز است نبود.
    على از آن نظر محبوب است كه پيوند الهى دارد. دلهاى ما به طور ناخودآگاه در اعماق خويش با حق سر و سر و پيوستگى دارد و چون على را آيت بزرگ حق و مظهر صفات حق مى يابند به او عشق مى ورزند. در حقيقت پشتوانه عشق على پيوند جانها با حضرت حق است كه براى هميشه در فطرتها نهاده شده و چون فطرتها جاودانى است مهر على نيز جاودان است.
    نقطه هاى روشن در وجود على بسيار است اما آنچه براى هميشه او را درخشنده و تابان قرار داده است ايمان و اخلاص اوست و آن است كه به او جذبه الهى داده است.
    سوده همدانى، بانوى فداكار و دلباخته على، در مقابل معاويه بر على درود فرستاد و در وصفش گفت: «درود خداوند بر روانى باد كه او را خاك بر گرفت و عدل نيز با وى مدفون گشت. با حق پيمان بسته بود كه به جاى آن بدلى نگزيند، پس با حق و با ايمان مقرون گشته بود.»
    صعصعة بن صوحان عبدى نيز يكى ديگر از دلباختگان على بود، از كسانى بود كه در آن دل شب در مراسم دفن على با عده معدودى شركت كرد. پس از آنكه حضرت را دفن كردند و بدنش را خاك پوشانيد، صعصعة يك دست خويش را بر قلبش نهاد و با دست ديگر خاك بر سر پاشيد و گفت:
    «مرگ گوارايت باد! كه مولدت پاك بود و شكيبايى ات نيرومند و جهادت بزرگ. بر انديشه ات دست يافتى و تجارتت سودمند گشت.
    بر آفريننده ات نازل گشتى و او تو را با خوشى پذيرفت و ملائكش به گردت در آمدند. در همسايگى پيغمبر جايگزين گشتى و خداوند تو را در قرب خويش جاى داد و به درجه برادرت مصطفى رسيدى و از كاسه لبريزش آشاميدى.
    از خدا مى خواهيم كه از تو پيروى كنيم و به روشهايت عمل كنيم، دوستانت را دوست بداريم و دشمنانت را دشمن بداريم و در جرگه دوستانت محشور گرديم.»
    دريافتى آنچه را ديگران در نيافتند و رسيدى به آنچه ديگران نرسيدند. در پيشگاه برادرت پيغمبر جهاد كردى و به دين خدا آن چنان كه شايسته بود قيام كردى تا سنتها را بر پا داشتى و آشوبها را اصلاح نمودى و اسلام و ايمان منظم گشت. بر تو باد بهترين درودها!
    به وسيله تو پشت مؤمنان محكم شد و راهها روشن گشت و سنتها به پا ايستاد. احدى فضايل و سجاياى تو را در خود جمع نكرد. نداى پيغمبر را جواب گفتى. به اجابتش بر ديگران پيشى گرفتى. به يارى اش شتافتى و با جان خويش حفظش كردى. با شمشير ذوالفقار در مراحل ترس و وحشت حمله بردى و پشت ستمگران را شكستى. بنيانهاى شرك و پستى را درهم فرو ريختى و گمراهان را در خاك و خون كشيدى. پس گوارايت باد اى امير مؤمنان!
    نزديكترين مردم بودى به پيغمبر. اول كسى بودى كه به اسلام گرويدى. از يقين لبريز و در دل محكم و از همه فداكارتر [بودى] و نصيبت از خير بيشتر بود. خداوند ما را از اجر مصيبتت محروم نكند و پس از تو ما را خوار نگرداند.
    به خدا سوگند كه زندگى ات كليد خير بود و قفل شر، و مرگت كليد هر شرى است و قفل هر خيرى. اگر مردم از تو پذيرفته بودند، از آسمان و زمين نعمتها بر ايشان مى باريد اما آنان دنيا را بر آخرت برگزيدند.»
    آرى، دنيا را برگزيدند و در مقابل عدل و عدم انعطاف على تاب نياوردند و عاقبت دست جمودها و ركودها از آستين مردى به در آمد و على را شهيد كرد.

    ما خاکیان محجوب، یا افلاکیان، چه دانیم که این ارتزاق عند رب
    الشهداء چی است؟

    برای شادی روح
    شهدا صلوات

  4. تشكر

    ملیکه (08-21-2011)

صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
طراحی ، کدنویسی توسط : وی بی ایران
کليه حقوق اين سايت متعلق به  آیه های زندگی  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سئو و بهينه سازي : انجمن سئو