بسم الله الرحمن الرحیمآسمان دیدگانم ابری است. ابر دیدگانم تمنای بارش دارد. در تمنای پاکترین تحفه ملکوتی حضرت حق به ما خاکی زادگان کره خاک. امام آسمانی من! ای آنکه دست ما به بلندای تنهائیت نمی رسد. در کجای غربت فرود آمده ای که بی تو برای تو گریه کردن بسیار مشکل است.
السَلام عَلیک یا اَمیرالمُومنین و سَیِدالوَصین وَ وارث عِلم الَنبیین وَ وَلی رَب العالَمین
کجائی تا ازدحام دردهای مرا با مرهم نگاهی مداوا کنی. می خواهم خود را درملاقات گلهای جمالت پرپر کنم. می خواهم سجاده نشین محراب خون گرفته ات باشم. و چه زود نزدیک می شود ایام ((فُزتُ وربِ الکعبه))
ایام باز پس گیری امانات الهی که در گرامیداشتش دستان خیانت به خون خدا آغشته شد.
علی جان ، امام ملکوتی من چرا سر بر دیوار تنهائی نهاده ای؟
تسلسل افکار مقدست بر چه خاطره میکند؟
بر غریب و تنها ماندن جنازه اشرف کائنات در خیانت سقیفه، یا بر ازدحام زبانه آتش از درب خانۀ حضرت رسول یا برکبودی صورت انسیه الحوراء؟
علی جان با ما سخن بگو....
با ما بگو آن زمان که بی کس و تنها در راه قبرستان بقیع، سنگینی تمام بهشت را برشانه هایت حمل می کردی در آنزمان که حسین (ع)در آخرین وداع غریبانه اش بر پاهای مادر بوسه می زد و زینب تنها نشین مصیبت مادر شده بود بر قلب نازنین تو چه گذشت؟
با ما سخن بگو
آخر ما نه کمتر از چاهیم!!
علی جان، ما خاکی زادگان برخاک به افلاکی بودن تو اقتدا کرده ایم وعافیت بینی چشمانمان را با گریه بر مصائب اهل البیت معاوضه نموده ایم.
ای کاش می دانستم که ازکدامین سو به رویت نظاره کنم. ای کاش می توانستم پروانه وار، سوگوار تنها نشینیت باشم.
علی جان ! قدم به قدم مشک آب بیوه زنان شوی مرده را بدوش کشیدن و قدم به قدم توهین آنها را شنیدن و آهسته آهسته گریه کردن، فقط از تو برمی آید.
آخر در نماز سو کردن به بهشت کار هر روزه تو بود. اما برنگشتن از بهشت در قربانگاه خونین نوزدهم رمضان، اجابت کدامین دستور؟
علی جان. آن روز که خورشید بر حسب انجام ماموریت با اکراه از مشرق نوزدهم رمضان خارج شد، آن روز که میخ در با ولایت تکوینی حضرت زینب(س)حلقه گیر دامنت شد، آنروزکه مرغابیان به نمایندگی از تمام موجودات نرفتن تو را التماس می کردند، آنروز که با گامهای مصمم به تصمیم شهادت کوچه ها را پیمودی، آن روز که تکبیرگویان الله اکبر اذان صبح را تکرار کردی، همه و همۀ کائنات آمدنت را منتظربودند.
زینب تشویش نیامدنت را به وعده دیدار التیام می داد و حسین دعا گوی دیدار مجددت شده بود.
اما! اما، خدای من جبرئیل این خانزاد خانه حضرت رسول(ص) در هفت اقلیم وجود ندا سرداد که: بهترین، محبوب ترین، افضل ترین، پاک ترین، عابد ترین، زاهد ترین، با تقوا ترین، شجاع ترین و صالح ترین بندگان خدا را کشتند.




LinkBack URL
About LinkBacks



پاسخ با نقل قول




Bookmarks