ویژه نامه هشت سال دفاع مقدس - صفحه 4
ads ads
صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234
نمایش نتایج: از شماره 22 تا 23 , از مجموع 23

موضوع: ویژه نامه هشت سال دفاع مقدس250 روز پیش

  1. #1
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت من : Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    Qv0hr575dvpmujzlm58o1 ویژه نامه هشت سال دفاع مقدس




    جنگ عراق با ایران که در [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] با نام‌های [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]، جنگ تحمیلی، و جنگ هشت‌ساله، و نزد [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] با نام‌های قادسیه صدام و جنگ اول خلیج فارس (به [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]: قادسيّة صدّام، حرب الخليج الأولی) شناخته می‌شود، جنگی است که از [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] تا [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] میان نیروهای مسلح دو کشور [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] و [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] جریان داشت. جنگ ۸ساله عراق و ایران یکی از فاجعه‌های تاریخ بشری در [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]، و پس از [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] و بالاتر از [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]، دومین جنگ طولانی قرن بیستم بوده‌است.[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] این جنگ با [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] موقت میان عراق و ایران پایان یافت. این آتش‌بس تا امروز از جانب طرفین شکسته نشده و هنوز پابرجاست.[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]


    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] در تاریخ [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] مصادف با [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] طی گزارشی که از جانب دبیرکل وقت [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] دریافت کرده بود، عراق را به عنوان متجاوز جنگ معرفی کرد. این شورا همچنین عراق را موظف به پرداخت غرامت جنگ به ایران نمود.[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    در این جنگ [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] به طور گسترده از [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] علیه [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] و مردم و نظامیان ایران استفاده کرد. با این وجود جامعه جهانی هیچ‌گاه نتوانست اجماعی برای محکوم کردن این جنایت جنگی از سوی عراق ترتیب دهد. در طول جنگ، ارتش عراق با استفاده از سلاح‌های شیمیایی حدود ۱۰۰٬۰۰۰ مرد، زن و بچه را به قتل رساند.[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    مبادلهٔ اسیران بین دو کشور از تاریخ [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] مصادف با [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] شروع شد.[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] روند تبادل اسیران بین دو کشور ۱۲ سال به طول انجامید. آخرین گروه از اسرای جنگی ایرانی و عراقی در تاریخ [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] مقارن با [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] به طور همزمان مبادله شدند.[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    ویرایش توسط ملیکه : 09-19-2011 در ساعت 07:01 AM



  2. تشكرها 2

    محمد (09-17-2011), سید (09-19-2011)

  3. #22
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت من : Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    Parvane ماه اول جنگ به روایت شهید دوران

    دست نوشته های سرلشکر خلبان شهید دوران از شروع جنگ تحمیلی
    یکم مهر ماه 1359
    به پست فرماندهی پایگاه سوم شکاری رفتم در آن زمان من در این پایگاه مامور بودم ، همه چیز برهم ریخته است آماده پرواز بودم .
    دوم مهر ماه 1359
    سرگرد حاجی ( شهید سرهنگ خلبان بیژن حاجی ) اطلاع داد که به پایگاه ششم برگردید خلبان کم داریم و باید بلافاصله به پایگاه خودتان برگردید ساعت یازده صبح بلند شدیم و بعد از یک ساعت در بوشهر فرود آمدیم .
    بلافاصله بعد از نشستن در بوشهر به من ابلاغ شد که به آلرت بروم و من هم بدون اطلاع از منطقه بوشهر به آلرت رفتم . بعد از یک ماه بچه ها رو می دیدم. ساعت پنج عصر برای پرواز گشت هوایی بلند شدیم . همان موقع جزیره خارک مورد هدف هواپیماهای عراقی قرار گرفته بود و در آتش می سوخت . موقعی که وضعیت را به رادار اطلاع دادم گفتند تماس می گیرند ولی تا موقع نشستن من که یک ساعت و نیم بعد بود هنوز نتوانسته بودند با خارک تماس بگیرند .

    سوم مهر ماه 1359
    به همراه رضا کرم ( سرتیپ خلبان شهید محمد رضا کرم ) از شب قبل بصورت آماده در آلرت بودیم . صبح زود با بوق اسکرامبل بلند شدم و پس از یک ساعت بدون هیچ مشکلی گشت زنی در پایگاه نشستیم .
    در گردان یک سردرگمی وجود داشت . هدف ها بدون مطالعه به صورت یک مختصات جغرافیایی به خلبانان داده می شد . ماموریتی به ما بلاغ شد . لیدر سرتیپ خلبان سفید موی آذر با کمک جناب کیان آرا بود و من شماره دو بودم و جناب اقدام ( سرتیپ خلبان مسعود اقدام ) کمکم بود .
    این ماموریت انهدام نیروی زرهی و توپ خانه دشمن بود که از شمال بصره وارد ایران می شدند . این در واقع اولین ماموریت جنگی من بود و با صحبتهایی که بچه ها می کردند معلوم بود ارتفاع باید خیلی کم و سرعت زیاد باشد .
    من که شماره دو پرواز بودم تا روی هدف فقط به شماره یک نگاه می کردم . یک دقیقه قبل از رسیدن روی هدف کابین عقب گفت : نیروها باید اینجا باشند .
    پس از این شماره یک پاپ آپ کردیم و من هم نیروها را دیدم و بمب ها را روی آنها ریختم و موقع برگشتن به حرفهای آقای اقدام که اشکالات را می گفت گوش می دادم .
    بعد از نشستن متوجه شدیم که اولین نفر را از دست دادیم . ناصر دژپسند به وسیله نیروی دشمن هدف قرار گرفته بود و به خانه برنگشته بود .
    "شهید ناصر دژپسند که در این تاریخ در آسمان بصره مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسید." ششم مهر ماه سال 1359
    امروز صبح پرواز انجام دادیم من شماره دو بودم . خلبان شماره یک محمود ضرابی (سرتیپ خلبان محمود ضرابی ) و جناب عسگری کمک بود ، شماره دو من بودم و جناب پیروان کمک بود .
    در طول مسیر در ارتفاع بالا پرواز می کردیم . اهواز را در ارتفاع 5 هزار پایی قطع و نیروهای دشمن را کاملا دیدم . آنها به طرف ما تیراندازی می کردند . البته 5 دقیقه دیرتر روی هدف رسیده بودیم و با یک دسته هواپیماهای اف 5 خودی روبرو شدیم که البته اتفاقی رخ نداد .
    نیروی های دشمن در حال کندن سنگر بودند و ما هم نیروی توپ خانه و زرهی که همراه با فرمانده و تجهیزات باشد نداشتیم ، به هر حال راکتها و فشنگها را روی آنها ریخته و خیلی واضخ دیدم که یکی از تانکها آتش گرفت ، موقع زدن راکت در ارتفاع پانصد پایی بودم .

    موشک ماوریک
    بعد از ظهر بود صحبتهای زیادی درباره نیرو و مهمات شد و گفتند اگر می شود به ارتفاع بالا بروید و موشک ماوریک بزنید .
    برای اولین بار از ابتدای جنگ بعنوان لیدر دسته انتخاب شدم کمکم حسین بود ( سرلشگر شهید حسین خلعتبری مکرم ) . چون من و حسین بهتر موشک ماوریک می زدیم ما لیدر شده بودیم و گرنه رضا شماره یک می شد . بهرحال شماره دو رضا بود ( سرلشگر شهید رضا یاسینی ) و جناب نجبر کمکش شد .
    به پرواز درآمدیم شماره دو از من جدا شد من یک دسته از نیروهای دشمن را دیدم به ترتیب چهارماوریک زدم و چهار تانک را منهدم کردم برای اولین بار بود که با اطمینان می شود گفت که 4 تانک و مقداری اسلحه دیگر روی آسمان تکه تکه شد .
    هشتم مهر ماه 1359 ماموریت دریایی
    از طرف نیروی دریایی درخواست شده تعدادی از ناوچه های عراقی را در ام القصر بزنیم .
    من در این ماموریت شماره دو بودم مثل دو روز گذشته ترکیب خلبانان ثابت بود منتها ایندفعه جناب یاسینی و جناب رنجبر شماره یک و من و جناب خلعتبری شماره دو بودیم .
    ماموریت در ارتفاع پست انجام می شد در جنوب آبادان بعلت دود غلیظ حاصل از سوختن بشکه های نفت دید بسیار کم بود و به همین خاطر شماره یک چهار مایل زود تر پاپ آپ کرد و در ارتفاع هفت هزار پایی موشکهای خود را رها کرد ولی به علت فاصله زیاد همه کوتاه خوردند . من بعد از رفتن شماره یک ، یک کشتی نفت کش و یک ناوچه اوزا را مورد هدف قرار دادم و در موقع فرار که درست روی ام القصر رسیده بودم یک ناو جنگی دیدم که به وسیله یک موشک ماوریک آنرا نیز منهدم کردم . در این پرواز تجربه کردم که در پرواز با موشک ماوریک ، کابین جلو باید بدون جی پرواز کند . فاصله هرچه کمتر و سرعت هر چه زیادتر باشد موشک بهتر به هدف برخورد می کند .



  4. #23
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت من : Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    Parvane بمبی در کابین/خاطرات و زندگینامه شهید خلبان عباس دوران

    هنوز چای بعد از نشستن از نوبت پرواز اول را نخورده بودیم که یک فراگ دیگر آمد و کسی نبود وطبق معمول من داوطلب شدم. پس از روشن کردن هواپیما و تماس با شماره 2، او گفت دوباره هواپیمایش اشکال دارد ونمی آید. من هم تنها رفتم. می خواستم از جنوب آبادان حمله کنم . دود زیادی منطقه را پوشانده بود... دست نوشته ها

    بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود
    این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
    حسن ختام صفحات داستان زندگی اش را دست نوشته هاسی ساده، صمیمی و بی آلایش آن عزیز زنده در یادها قرار دادیم تا هم بیانگر درد فراق ، رنج حرمان و غم آرزوهای ناشکفته باشد و هم شرح مجاهدت ها وفداکاری های او و همرزمانش در نخستین ماههای جنگ تحمیلی ؛ تا حماسه فراموش نا شدنی آن حماسه ساز دوران ، بی کمترین دخل و تصرفی از سوی نگارنده ، برای ثبت در دل تاریخ و بازخوانی آیندان ، نقش بند درخشان و تابندۀ اوراق این دفتر باشد تا عطر دلاویزش خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید .

    ***
    دفتریادداشت روزانه اش را در خلوت نیمه شب و به تنهایی ورق می زند و به یاد می آورد نخستین روز جنگ را؛ 31 هریور ماه 1359، زمانی که او در حال گذراندن کلاس آموزش سیاسی ایدئولوژیک در ستاد نیروی هوایی بود که با امریه ای به پایگاه یکم شکاری فراخوانده شده بود.
    تازه طعم آزادی را چشیده بودیم که جنگ آغاز شد، جنگی که هیچ گونه تمهیدی در مقابله با آن صورت نگرفته بود. این روزها شیرازۀ امور به خاطر شرایط خاص ناشی از پیروزی انقلاب از هم پاشیده است. نا بسامانی در تمام سطوح از جمله ارتش کاملاً به چشم می خورد به جهت این موضوع آمادگی دفاعی این روزها به کمترین حد خود رسیده است.
    آدم هایی که دایه مهربان تر از مادر شده اند و از انحلال ارتش داد سخن سر می دهند ،فرماندهان ارشدی که به علت وابستگی به طاغوت اخراج شده اند و تعداد معدودی از آنها که باقی مانده اند در صدد ضربه زدن به پیکرۀ بی جان ارتش هستند. دشمن با استفاده از همین موقعیت در ساعت 45/13 دقیقه روز یکشنبه سی و یکم شهریور ماه سال 1359 حملۀ هوایی خود را به چند پایگاه هوایی ایران آغاز کرد. در این تهاجم وسیع اکثر پایگاه هایی که در برد هواپیماهای عراقی قرار داشت بمباران شد.
    یکم مهر ماه 1359
    1 ـ دوران ـ صبوری 00+2 CAP
    ـ دوران خلبان کابین جلو به همراه صبوری خلبان کابین عقب ، ساعت 2 بعد از ظهر ، مأموریت گشت شناسایی
    من در کلاس سیاسی ایدئولوژیک بودم که در تاریخ 22/6/59 به پایگاه یکم مأمور شدم. ظواهر امر نشان می دهد که فرماندهان کمابیش از وقوع حمله مطلع بودند اما نمی دانم چرا دو روز قبل تاز شروع جنگ از درجه آمادگی پایگاه ها کاسته شد! اگرچه خوشبختانمه میزان خسارت بمبارانها و عملیات پروازی دشمن اندک بوده و با سرعت به کمک پرسنل مهندسی ترمیم شد ولیکن غیرمنتظره بودن عملیات شرایط خاص مملکت و وضعیت به هم ریخته و نابسامان ارتش به ویژه نیروی زمینی نگرانی هایی را در دل مردم و کارکنان پایگاه ایجاد کرده است و من نیز از این دغدغه ودلشوره بی نصیب نیستم .
    به هر حال دو شنبه شب سرباز محمد حاجی تلفنی به من اطلاع داد که صبح زود در اتاق آلرت حضور یابم . نخستین پرواز جنگی من بنا به دستور ، به صورت دو فروندی که شماره 2 من ( اف ـ4 دی) بودم ، آ؛از و محل مأموریت گشت زنی هوایی در منطقه غرب کشور تعیین و ابلاغ گردید. به علت عدم آمادگی هواپیمای سوخت رسان ، در آسمان تهران پس از دو ساعت پرواز و انجام مأموریت در فرودگاه به زمین نشستیم.
    بر اساس شنیده ها جمع زیادی از خلبانان از سراسر پایگاه های کشور به چند پایگاه دشمن در خاک عراق حمله کردند و بچه های ماننیز ( خلبانان پایگاه یکم شکاری ) در دو دسته 4 فروندی در این مأموریت پایگاه شعیبیه عراق را در هم کوبیدند.
    2 ـ دوران ـ صبوری ، CAP ـ ...+S
    محمدی ـ ...
    بعد از نشستن از پرواز اول برای پرواز دوم در لیست نوشته شده بودم. یک 4 فروندی ( اف ـ4 ای) و یک دسته 4 فروندی دیگر صبح زود رفته بودند در عراق و پایگاه شعیبیه عراق را زده بودند.
    کسی واقعاً نمی دانسنت چه اتفاقی در شرف وقوع است ؛ خبری از پایگاه های دیگر هم نبود و همه منتظر اخبار و اطلاعیه ارتش بودند .
    ساعت 5 بعد از ظهر بلند شدیم و در غرب کشور مأموریت گشت زنی داشتیم. اوضاع خیلی آشفته بود. ناهماهنگی وجود داشت. در منطقه هوا داشت تاریک می شد. شماره 2 گفت که یک هواپیما در ارتفاع خیلی پست دیده و پس از اطلاع دادن به رادار همدان، آنها گفتند که آن را تعقیب ومورد هدف قرار دهید که پس از نزدیک شدن دیدم که یک شنوک نیروی هوایی خودمان است. هرآن در منطقه تیراندازی وجود داشت و نیروهای نظامی دشمن با سرعت 40 کیلومتر در خاک ایران پیشروی می کردند ولی کسی نمی دانست و یا اگر می دانستند به ما نگفتند. به هر حال بعد از 5 ساعت پرواز و 4 نوبت بنزین گیری در مهرآباد نشستیم.
    دوم مهر ماه 1359
    1 ـ محرم نژاد ـ کرم ،NAV
    دوران ـ علیخواه ، تهران ـ بوشهر
    امرزو سرگرد حاجی صبح زود با من تماس گرفت و دستور جدیدی را ابلاغ کرد : شما باید به پایگاه ششم شکاری، پایگاه خودتان مراجعه کنید. چون آن پایگاه خلبان کم دارد. من هم در ساعت 11 صبح به اتفاق علیخواه، تهران را ترک و پس از یک ساعت پرواز در بوشهر فرود آمدیم.
    2ـ دوران ـ وزیری ،CAP
    پس از فرود در پایگاه بوشهر بلافاصله به من ابلاغ شد که به آلرت بروم. حدود یک ماه بود که از برو بچه ها بی خبر بودم. اسلامی های دو آتیشه، بی تفاوت ها و... پس از دید و بازدید ، ضمن بحث هایی که با هم داشتیم گفتم امروز روز جنگ است و جز جنگ و پیروزی در آن ، که آرزوی این مردم است، نباید به چیز دیگری پرداخت و همۀ حرف و حدیث های دیگر را باید کنار گذاشت و فقط به جنگ فکر کرد، جنگ! ساعت 5 بعد از ظهر بود که برای پرواز (کپ) اوج گرفتم. همزمان جزیرۀ خارک که مورد هدف هواپیماهای عراقی قرار گرفته و در حال سوختن بود. رادار از جریان بی خبر بوده و وقتی هم که من موضوع بمباران را اطلاع دادم گفتند تماس می گیریم اما تا یک ساعت و نیم پس از آن که ما در حال فرود بودیم ، به علت قطع خطوط مخابراتی رادار هنوز موفق به تماس با خارک نشده بود.



صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
طراحی ، کدنویسی توسط : وی بی ایران
کليه حقوق اين سايت متعلق به  آیه های زندگی  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سئو و بهينه سازي : انجمن سئو