مدیر انجمن اهل بیت(ع) 

مدیر انجمن اهل بیت(ع) 

---دشمن وي هم براو خشنود شد هم مثال اندر سخا و جود شد---زندگي بنموده او ، پنجاه و پنج در عرفات هديه کرد ، هر دسترنج---گفت شخصي بر خطا افتاده اي بهر محتاجان چو مالََت داده اي---گر من اموالم ببخشم بهر جود اين عمل باشد برايم همچو سود---صرفه جويي را سفارش مي نمود مستمندان را نوازش مي نمود---پور خود را او سخاوت ياد داد جود او بيش و همي نامش جواد---او بگفتا بندگي فخر من است معترف اين امر حتي دشمن است---گشته پنج افزون به بيست او پيشوا بهر هر شيعه شده او مقتدا----بلکه در اولاد عباس و علي در رضا(ع) باشد نشانِ برتري---اُنس او باشد به قرآن و نماز هم به شبها عاشق راز و نياز---ياد خالق در همه او قات داشت هرکسي را زين عبادت مات داشت---مي نمود قرآن قرائت او به شب وقت ذکرِدوزخ و جنت ز لب---اشک او جاري ز چشمانش شدي روسوي رب و عناياتش شدي---هم نماز شب همه شب ، کار او تسبيح و تهليل و استغفار او---ثلث قرآن را قرائت کرده روز ختم قرآن مي نمود اندر سه روز---گفت يکي سوگند ، رب العالمين که تويي برتر خلايق در زمين---او بفرمود هر که با تقوا تر است بهر اين سوگند تو لايق تر است---هرکسي از پيروان ما چنين متقي باشد مطيع امر دين---او ز ما باشد ، و بر ما منتسب غيراز اين ، شيعه مده او را لقب---
مدیر انجمن اهل بیت(ع) 

در جلا و در خفا يک رنگ اوست
---
در سخن بر ديگران ظلمي نکرد
کي به محتاجان زده او دست رد
---
نا سزا و قهقهه از او کجا ؟
کس شنيده از غلام و آشنا
---
با غلام و خادمان هم سفره بود
چون تکبرنزد وي در سُخره بود
---او بفرمود اين کلام چون عسل
بهر پاداش نکويي در عمل
---گرنکو کاري بود در اختفا
برتر از هفتاد حج شد کار ما
---دوره و عصر امام هشتمياهل بيت و پايگاه مردمي
---
رو به افزوني و هم در اوج بود
در دل اهل ولا صد موج بود
---
گرچه مأمون حاکم ظلم و ستم
بر عليه دين نموده قد علم
---
دردل مردم حکومت با ولاست
محترم هم انبياء و اولياست
---
جنگ مأمون و امين آغاز شد
ره براي حق مداران باز شد
---
ارتباط بين مردم با امام
مي شد هر لحظه قوي و مستدام
-- -
دائماً با شيعيان ديدار داشت
او نفوذي در دل و افکار داشت
---
تا حقيقت بحر او گشته عيان
اين ارادت بر رضا از شيعيان
---
دشمنش گفتا وليعهدي عطا
مي کنم برتو همي بي مدعا
---
حضرتش فرمود گر زان تو است
آنچه که زان تو ، ارزان تو است
---
گر زسوي تو بود اين يک جفا
با چه حقي مي کني آن را عطا؟
---
خواست از دلها همي محوَش کند
چاره ديد آنگه وليعهدش کند
---
شرط ها بنمود امام متقين
چاره اي ديگر نمانده بر امين
---
حق چنين مشت عدو را وا نمود
نزد امت اينچنين رسوا نمود
---
نور حق در طوس تابيدن گرفت
اهل شب را فکر گل چيدن گرفت
---
اينک آن گل چون نگين مشهد است
يادگار هشتمين احمد (ص)است
مدیر انجمن اهل بیت(ع) 

ثامن، ثامن الائمه يا ثامن الحجج
از آنجا که درزمان امام موسي کاظم(ع) ، انحرافي درمسير تشيع صورت گرفت وگروهي برادر بزرگ تر آن امام - يعني اسماعيل پسر امام صادق (ع) را امام هفتم خواندند، پس از آغاز امامت امام رضا(ع) درسال 183 قمري، پيروان ايشان تاکيد فراواني بر لقب «ثامن» يا هشتم داشتند تا آن اشتباه ديگر تکرار نشود .از نکات جالب تاريخ اينکه امام هشتم شيعيان، معاصر مامون عباسي بود که هشتمين خليفه عباسي به حساب مي آيد.
مدیر انجمن اهل بیت(ع) 

«الامير الرضا وليعهد المسلمين علي بن موسي»
مامون، لقب رضا را از شعار «الرضا من آل محمد» گرفته بود که اشعاري است که اولين بارمختار درقيامش که به خونخواهي امام حسين (ع) بود، در کوفه از آن استفاده مي کرد(سال 76ق) اين شعار يعني «ما فقط به حکومت کسي از آل محمد راضي هستيم.» اين شعار را بعدها داعيان عباسي (کساني که براي قيام به نفع بني عباس وعليه بني اميه دعوت مي کردند، مثل ابومسلم خراساني) هم به کار بردند وحالا مامون مي خواست وانمود بکند که اوست که اين شعار و آرزوي قديمي را تحقق بخشيده است.
البته سياسي بودن اقدام مامون، از همان زمان هم برملا شده بود. ومثلاً دعبل خزاعي- شاعري که معاصر امام (ع) و مامون بوده (متوفاي 246ق)- درشعري سروده است:
«ايا عجبا منهم يسمونک الرضا/ وتلقاک منهم کلحه وغضون»
يعني در تعجبم ازآنها که شما را «رضا» مي نامند ولي از جانب ايشان رنج ها وسختي ها به شما مي رسد.
حديثي هم از امام جواد(ع) در «عيون اخبار الرضا» هست که درجواب سوالي که مي گويد چرا پدر شما را رضا ناميده اند، فرموده اند: «زيرا مرضي (= مورد رضايت) خدا در آسمان ومرضي رسول خدا وائمه او درزمين بود». آن شخصي به سوالش اصرار مي کند. مي پرسد مگر باقي پدران شما مرضي خدا ورسول نبودند؟ امام جواب مي دهند: «چرا، اما فقط پدرم بود که مرضي موافقان ومخالفان قرار گرفت.» بعدها مضمون اين حديث بيشتر مورد توجه قرار گرفت ومثلاً مولف تاريخ «حبيب السير» (نوشته شده حدود 930ق) درتوضيح لقب آن حضرت آورده است: « امام علي نام عالي نسب /پناه عجم، مقتداي عرب / ازوبود راضي جهان آفرين / از آن رو رضا گشت او را لقب».
مدیر انجمن اهل بیت(ع) 

نام : علی
لقب : رضا، صابر، زکی، ولی، فاضل، وفی، صدیق، رضی، سراج الله، نورالهدی، قرة عین المؤمنین، مکیدة الملحدین، کفوالملک، کافی الخلق، رب السریر، و رئاب التدبیر
کنیه : ابوالحسن
نام پدر : موسی
نام مادر : نجمه تکتم
تاریخ ولادت : ۱۱ ذی القعده سال ۱۴۸ هجری
محل ولادت : مدینه منوره
مدت امامت : ۲۰ سال
مدت عمر : ۵۵ سال
تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری
علت شهادت : انگور زهر آلود
نام قاتل : مأمون ملعون
محل دفن : خراسان
تعداد فرزندان : ۱ پسر و۱ دختر
مدیر انجمن اهل بیت(ع) 

- علی
2- ابوالحسن
3- مرتضی
4- سراج الله ( چراغ خدا)
5- نور الهدی ( نور هدایت کننده)
6- قره عین المومنین (نور چشم مومنان)
7- مکیده الملحدین ( خط بطلان کشنده بر اشتباهات و خطاهای ملحدان)
8- کافی الخلق ( کافی برای مردم روی زمین)
9- الرضی )راضی و خشنود)
10- الرضا ( راضی به امر پروردگار)
11- رب السریر (آقا و سید تخت پادشاهی)
12- رب التدبیر( خداوند تدبیر)
13- رئاب التدبیر (درست کننده امور و افکار)
14- الفاضل ( شایسته ترین افراد)
15- الصابر ( صبور)
16- الوفی (اداء کننده معصوم)
17- الصدیق (راستگو)
18- الولی ( بزرگتر و مهتر)
19- وافی ( با وفا )
20- زکی ( پاک، شریف و محترم)
21- سلطان الانس و الجن ( سلطان و مهتر انسان و جن)
22- ضامن الامه (پشتیبان مردم)
23- الداعی الی الله ( دعوت کننده به سوی خداوند)
24- زین المومنین (زینت و افتخار مومنان)
25- غریب الغربا (غریب ترین غریبان)
26- معین الضعفا ( یاری دهنده ضعیفان)
27- الراضی الی الله (راضی به امر خدا)
28- الراضی بالقدر و القضا ( راضی به قدر وقضا)
29- شمس الشموس ( خورشید خورشیدها)
30- انیس النفوس ( همدم انسانها)
31- غیظ الملحدین ( خشم گیرنده بر کافران)
32- ثامن الحجج (هشتمین دلیل و امام معصوم)
33- ثامن الائمه (هشتمین امام)
34- ابوبکر( ابوالصلت هروی می گوید: روزی مامون از من سوالی کرد و من هم در رابطه با سوال، پاسخ دادم که ابوبکر چنین و چنان گفت.مامون از من پرسید: کدام ابوبکر؟ابوبکر ما، یا ابوبکر عامه؟ من پاسخ دادم:ابوبکر ما.عیسی گفت: من از ابوالصلت پرسدم که ابوبکر شما کیست؟ او پاسخ داد: علی بن موسی الرضا(ع) ).
35- علی بن موسی ( علی پسر موسی)
36- ابامحمد (پدر محمد)
37- کفو الملک (پابرجا)
38- عالم آل محمد (دانشمند آل محمد)
39- ابوالحسن ثالث
توضیح: ابوالحسن به حضرت علی(ع)، ابوالحسن اول به حضرت سجاد(ع)، ابوالحسن ثانی به حضرت موسی کاظم(ع) و ابوالحسن ثالث به حضرت رضا(ع) اطلاق می شده است.
40- ابوالحسن ثانی
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
Bookmarks