داستان هایی درباره ی امام جواد (ع) - صفحه 2
ads ads
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 8 تا 14 , از مجموع 14
  1. #1

    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    مدیر انجمن مهدویت
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر سایه ی امام زمان
    نوشته ها
    2,294
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,365
    1,431 بار در967 پست تشکر شده
    حالت من : Gerye
    نوشته های وبلاگ
    12
    میزان امتیاز
    295
    Array

    Tavajoh داستان هایی درباره ی امام جواد (ع)

    مجلس مناظره ای راه انداختند .

    بزرگترین دانشمندشان را دعوت كردند.


    امام را هم. همه كه جمع شدند یحی بن اكثم بلند شد. مجلس ساكت شد.

    پرسید :"اگر كسی برای مراسم حج محرم شده باشد و شكاری را بكشد تكلیفش چیست؟"

    امام جواب داد:" این شخص زن است یا مرد؟

    بزرگ است یا بچه؟

    آزاد است یا بنده؟

    كارش عمدی بوده یا نه؟



    حالا چی؟ پشیمان شده؟


    حجش عمره بوده است یا واجب؟

    شكار پرنده بوده یا نه؟

    "

    همه شان ساكت شده بودند


    از شنیدن حالت های مساله رنگ صورتهای شان مثل گچ سفید شده بود.

    فهمیدند كه شكست خورده اند.

    آشفته ام ، آقا ، دوباره رو به راهم کن

    بیرون از این زندان تاریک گناهم کن

    چیز زیادی از تو و چشمت نمی خواهم

    منت سرم بگذار و یک لحظه نگاهم کن



  2. تشكر

    ملیکه (10-28-2011)

  3. #8

    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    مدیر انجمن مهدویت
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر سایه ی امام زمان
    نوشته ها
    2,294
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,365
    1,431 بار در967 پست تشکر شده
    حالت من : Gerye
    نوشته های وبلاگ
    12
    میزان امتیاز
    295
    Array

    پیش فرض

    سبزه بود و رنگ پوستش تیره تر از پدرش. بعضی ها به شك افتاده بودند: "محمد واقعاً فرزند امام رضاست ؟"

    منافقین هم از نبودن پدرش در مدینه سوء استفاده می كردند.مرتب شایعه می ساختند. جمع شدند محمد دو ساله را بردند پیش قیافه شناس ها.

    محمد چیزی نگفت. همراهشان رفت . چشم قیافه شناس ها كه به او افتاد خودشان را انداختند روی زمین به سجده.

    یكی شان زودتر از سجده بلند شد . رو كرد به جمع : خجالت نمی كشید؟!

    این ماه پاره را آورده اید پیش ما از حسب و نسبش حرف بزنیم؟!این كه قیافه اش داد می زند از نسل پیامبر و علی است!


    آشفته ام ، آقا ، دوباره رو به راهم کن

    بیرون از این زندان تاریک گناهم کن

    چیز زیادی از تو و چشمت نمی خواهم

    منت سرم بگذار و یک لحظه نگاهم کن



  4. #9

    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    مدیر انجمن مهدویت
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر سایه ی امام زمان
    نوشته ها
    2,294
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,365
    1,431 بار در967 پست تشکر شده
    حالت من : Gerye
    نوشته های وبلاگ
    12
    میزان امتیاز
    295
    Array

    پیش فرض

    دلش می خواست یكی از لباس های امام را بگیرد برای تبرك، اما خجالت می كشید بگوید.

    حتی نامه نوشت ، اما نامه را نفرستاد .

    ناامید شد داشت بر می گشت شهر خودش كه كسی از پشت صدایش زد . برگشت.

    غلام امام بود.

    گفت:

    "این لباس را آقا برایت فرستاده."



    آشفته ام ، آقا ، دوباره رو به راهم کن

    بیرون از این زندان تاریک گناهم کن

    چیز زیادی از تو و چشمت نمی خواهم

    منت سرم بگذار و یک لحظه نگاهم کن



  5. #10

    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    مدیر انجمن مهدویت
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر سایه ی امام زمان
    نوشته ها
    2,294
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,365
    1,431 بار در967 پست تشکر شده
    حالت من : Gerye
    نوشته های وبلاگ
    12
    میزان امتیاز
    295
    Array

    پیش فرض

    توی راه مدینه بود.

    به مسجدی رسید،توی مسجد رفت.

    كوزه ی آبی برداشت و كنار درخت خشكی وضو گرفت .

    نماز خواند وبیرون رفت.

    همه دیدند كه درخت میوه داد.


    آشفته ام ، آقا ، دوباره رو به راهم کن

    بیرون از این زندان تاریک گناهم کن

    چیز زیادی از تو و چشمت نمی خواهم

    منت سرم بگذار و یک لحظه نگاهم کن



  6. #11

    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    مدیر انجمن مهدویت
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر سایه ی امام زمان
    نوشته ها
    2,294
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,365
    1,431 بار در967 پست تشکر شده
    حالت من : Gerye
    نوشته های وبلاگ
    12
    میزان امتیاز
    295
    Array

    پیش فرض

    پرسید :

    اگر برای شما اتفاقی افتاد كارهایمان را پیش چه كسی ببریم؟

    جواب داد :

    پیش پسرم ابو جعفر.

    با خودش گفت :

    بچه كه نمیتواند امام شود.

    امام گفت :

    عیسی كه پیامبر شد از ابو جعفر هم كوچكتر بود.



    آشفته ام ، آقا ، دوباره رو به راهم کن

    بیرون از این زندان تاریک گناهم کن

    چیز زیادی از تو و چشمت نمی خواهم

    منت سرم بگذار و یک لحظه نگاهم کن



  7. #12

    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    مدیر انجمن مهدویت
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر سایه ی امام زمان
    نوشته ها
    2,294
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,365
    1,431 بار در967 پست تشکر شده
    حالت من : Gerye
    نوشته های وبلاگ
    12
    میزان امتیاز
    295
    Array

    پیش فرض

    بچه ها داشتند توی كوچه بازی میكردند. از دور گرد وخاكی پیدا شد مامون بود كه داشت به شكار میرفت . همه ی بچه ها فرار كردند.اما یكی شان سر جایش ایستاد.

    مامون جلوتر آمد" تو چرا فرار نكردی؟ "

    - فرار مال گنه كاراست . من گناه كار نبودم. راه هم تنگ نیست كه من جلوی راه تو را گرفته باشم.

    بیشتر نگاهش كرد. با تعجب پرسید : " تو كی هستی؟ "

    - من محمدم پسر علی بن موسی.



    آشفته ام ، آقا ، دوباره رو به راهم کن

    بیرون از این زندان تاریک گناهم کن

    چیز زیادی از تو و چشمت نمی خواهم

    منت سرم بگذار و یک لحظه نگاهم کن



  8. #13

    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    مدیر انجمن مهدویت
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر سایه ی امام زمان
    نوشته ها
    2,294
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,365
    1,431 بار در967 پست تشکر شده
    حالت من : Gerye
    نوشته های وبلاگ
    12
    میزان امتیاز
    295
    Array

    پیش فرض

    با خودش گفت :

    " حالا كه امام رضا شهید شده حتما چهار هزار دیناری كه پیشش داشتم از دستم رفت."

    امام جواد پیغام داد :

    " فردا بیا خانه ام و با خودت ترازو هم بیاور . رفت خانه ی امام. امام نماز می خواند. تمام كه شد لبه ی سجاده اش را بالا زد. پر از طلا بود.

    گفت :

    " طلبت را بردار. "



    آشفته ام ، آقا ، دوباره رو به راهم کن

    بیرون از این زندان تاریک گناهم کن

    چیز زیادی از تو و چشمت نمی خواهم

    منت سرم بگذار و یک لحظه نگاهم کن



  9. #14

    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    مدیر انجمن مهدویت
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر سایه ی امام زمان
    نوشته ها
    2,294
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,365
    1,431 بار در967 پست تشکر شده
    حالت من : Gerye
    نوشته های وبلاگ
    12
    میزان امتیاز
    295
    Array

    پیش فرض

    " ابو جعفر! به من گفته اند شما خادم های بخیلی داری كه تو را از در كوچك خانه بیرون می برند تا خیرت به كسی نرسد . تو را به حقی كه بر گردنت دارم قسم می دهم كه از در بزرگ خانه بیرون بروی و همیشه درهم و دینار همراه داشته باشی تا اگر كسی از تو چیزی خواست به او بدهی. اگر عموهایت از تو چیزی خواستند مبادا به آن ها كمتر از پنجاه اشرفی بدهی واگر عمه هایت از تو چیزی خواستند به آنها كمتر از بیست و پنج اشرفی نده تا خداوند به تو جایگاهی بلند بدهد. انفاق كن واز فقر نترس."

    از آن به بعد به جواد معروف شد


    آشفته ام ، آقا ، دوباره رو به راهم کن

    بیرون از این زندان تاریک گناهم کن

    چیز زیادی از تو و چشمت نمی خواهم

    منت سرم بگذار و یک لحظه نگاهم کن



صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
طراحی ، کدنویسی توسط : وی بی ایران
کليه حقوق اين سايت متعلق به  آیه های زندگی  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سئو و بهينه سازي : انجمن سئو