زندگی نامه ایت الله سید ابراهیم خسرو شاهی (خلوت نشین)- استاد اخلاق اینجانب...
ads ads
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1

    دوست جدید
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    محل سکونت
    شهریار اندیشه
    سن
    23
    نوشته ها
    6
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    7
    15 بار در6 پست تشکر شده
    میزان امتیاز
    25
    Array

    پیش فرض زندگی نامه ایت الله سید ابراهیم خسرو شاهی (خلوت نشین)- استاد اخلاق اینجانب...

    شرح حال آيت الله سيد ابراهيم خسروشاهي از زبان خودشان

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

    خانواده

    خانواده پدري بنده از ارحام و خويشان مرحوم آيت الله حاج سيد مرتضي خسروشاهي تبريزي«1» هستند كه گويا ايشان در زمان خود از مراجع به حساب مي آمدند و احتمالا نسبت به مرحوم علامه اميني(صاحب الغدير) سمت استادي داشته است. بنده خودم خدمت ايشان و يكي از فرزندان بزرگشان در قم مشرف شده ام. فرزند كوچكشان دانشمند معظم آقاي سيد هادي خسروشاهي هستند كه نماينده ايران در واتيكان و مصر بوده اند. نويسنده و مترجم اند و حلقه تداوم روحانيت در خاندان به شمار مي روند و فعلا مقيم تهرانند.

    پدر
    پدر بنده در اوان جواني از همان خويشان در تبريز همسري اختيار مي كنند. ايشان از تبريز براي زيارت عتبات عاليات با پدرش مرحوم حاج سيد عبدالمطلب و ساير اعضاي خانواده با كاروان هاي زيارتي سابق عازم عراق مي شوند، اما ظاهرا با شروع جنگ اول جهاني موفق به خروج نمي شوند، و در مسير اجبارا در كرمانشاه مي مانند، و پس از فوت همسرشان در كرمانشاه با يك خانواده متدين يزدي الاصل ساكن كرمانشاه وصلت مي كنند. ايشان پس از مدتي زندگي و كسب و كار، و در عين حال اشتغال به عبادت در لباس روحانيت خانوادگي در كرمانشاه، عازم قم مي شوند؛ چون مي فرمودند كه: دستور ديني داريم كه در آخرالزمان به قم مقدسه برويم تا از فتنه ها و فساد زمانه در امان بمانيم.

    در حضور مرحوم حاج شيخ عباس تهراني وقتي نقل شد كه انگيزه هجرت مرحوم ابوي بنده، حاج سيد هاشم خسروشاهي از كرمانشاه به قم چه بوده است، ايشان فرمودند: من از خدا مي خواهم در عالم برزخ او را ببينم؛ زيرا اين اقدام او حكايت از اهتمام كامل به امور ديني دارد. آن مرد وارسته و عارف دلسوز بر مهاجرت بسيار تاكيد مي فرمودند و خود از تهران كه در آنجا شايد به مرتبه عالي روحاني مشهور مي شد به طور كلي صرف نظر كرده و در زمان رضاخان، به قم آمد و به سختي زندگي مي گذراند.
    ايشان بسيار ما را از فتنه هاي زمان در ساير نقاط برحذر مي داشتند و به قدري تاكيد مي كردند كه ما هم از نظر ايشان متاثر شديم تا آنجا كه اينجانب برادر مادريم مرحوم آقا حسين معاديخواه را تشويق به مهاجرت به قم كرده، اما چون به خاطر امور كسي نمي توانست خودش بيايد خانواده خود را به قممنتقل نمود و خود در كرمانشاه ماند- در آن تاريخ شايد اخوي زاده محترم آقاي حاج عبدالحميد چهار يا پنج ساله بود- پس از انتقال خانواده اخوي به قم، فرزندانش توفيق درك فيض تحصيل در حوزه و استفاده از فضاي ديني قم را يافتند و دخترانش نيز با خانواده هاي مذهبي يا روحاني ازدواج كردند. يكي از آن ها را به ازدواج آقا شيخ صادق كرباسچي درآوردم كه آقاي غلامحسين كرباسچي فرزند ايشان است. در حالي كه بعضا ساير افراد خانواده، كه توفيق مهاجرت نيافتند، دچار وضع نامساعد و دلخراشي شدند.
    خود آقايان عبدالحميد و عبدالمجيد در حوزه تحصيل كردند و از فضلا شدند، فرزندان آقا عبدالمجيد نيز در حوزه علميه تحصيل كردند و از فضلا شدند، فرزندان آقا عبدالحميد نيز در حوزه تحصيل مي كنند. با آقا عبدالمجيد درباره سخنران حسينيه ارشاد اختلاف نظر داشتيم و بعدها بينمان به خاطر اختلاف سليقه جدايي افتاد ولي ايشان تا وزارت ارشاد هم رسيدند. آقاي كرباسچي هم تحت نفوذ آن سخنران بودند و يادم مي آيد كه آقا عبدالمجيد كه نزديك مشهد در تبعيد بود با آقاي كرباسچي به ديدنش رفتيم در بازگشت با آقاي كرباسچي درباره آن سخنران بحث كرديم. استدلال من اين بود كه حرف هاي او با اسلام سازگار نيست و بحمدالله يادداشت هاي شهيد مطهري هم چاپ شد كه نوشته اند ايشان افراط و تفريط داشته اند.
    اميدوارم كه مهاجرين و خانواده هايشان واسطه فيض يعني مرحوم آيت الله شيخ عباس تهراني را، فراموش ننمايند و اين نعمت بي رنج و مجاني را كه به چنگ آورده اند، سرسري نگيرند كه مي توان مصداق كامل «من علمني حرفا قد صيرني عبدا» را همين تعليمات اصولي و عملي دانست. متاسفانه از سوي خانواده هايي كه از آن بزرگوار و تعليمات تقريبا ويژه و ابتكاريش استفاده كرده و از مهالك و فتن نجات يافته اند، كمتر مراعات حقوق وي انجام مي گيرد. بر پدر و مادرها كه آگاهي دارند، لازم است گذشته قبل از انقلاب را عموما و سرگذشت هاي خصوصي خانواده ها را خصوصا به نسل جديد يادآور باشند و نعمت هاي به دست آمده معنوي و وسائط اين نعمت ها را كه بيش از پدر و مادر استحقاق دعاگويي دارند، از ياد نبرند. اخوان معاديخواه-دامت توفيقاتهم- و همشيره هايشان و خانواده هايشان مديون تبليغات استاد بزرگوار محمدزاده تهراني هستند و لازم است پيوسته از ايشان و تعاليم شان به درگاه الهي تشكر نمايند كه آن مرحوم بيش از والدين و معلمين ديگر بر ايشان حق هدايتگري و سعادت بخشي دارند.

    معاشرت هاي بنده در قم، بيشتر با مرحوم حاج آقا حسين فاطمي واعظ، كه شاگرد خاص عارف بزرگ آيت الله مرحوم حاج ميرزا جواد ملكي(قدس سره) بود، به طوري كه من وقتي كه خود را به مرحوم فاطمي معرفي كردم، درباره پدرم فرمودند:«از اخيار بود». پدرم از دوستان واقعي و ارادتمندان به ائمه اطهار به ويژه امام سيدالشهدا(عليهم السلام) بود. مرحوم آقاي سيد حسن جواهري، داماد پدر ما، پس از رحلت آن مرحوم گفت كه او را در خواب ديدم كه فرمود: شغل كليدداري حرم مطهر حضرت امام حسين(ع) به من واگذار شده، به او گفتم آرزو دارم كفشداري آن حرم هم به من واگذار شود.
    مادر
    مادرم نيز بانوي مؤمنه اي بود و حالت هاي معنوي خوبي داشت. هرجا و در هر شرايط كه بود براي ما خيلي دعا مي خواند و بسيار گريه مي كرد. مدتي كه در منزل عمو بوديم شايد يكسال يا بيشتر، وي چنان نسبت به عمو و سرپرست آن موقع ما مواظبت مسأله نامحرمي مي كرد كه بعدها گفت: اگر عمويت را ببينم نمي شناسم. ايشان در سالي كه پس از فوت آيت الله بروجردي با خانواده براي تبليغ به كرمانشاه رفتيم فوت شد، و ما جنازه اش را به قم منتقل كرديم، هنگام وفات از مال دنيا هيچ نداشت.
    پس از مهاجرت خانواده ما به قم، يعني اواخر زندگي مرحوم آيت الله حائري، علي رغم اينكه حوزه قم در وضع دلخراشي بوده، به خاطر ارتباط مرحوم والد با آقايان طلاب هر دو دختر خود(خواهران ابويني بنده) را به ازدواج دو تن از طلاب به نام هاي مرحوم حاج شيخ محمد ولي حيدري هرسيني و مرحوم آقاي سيد حسن جواهري درمي آورد. مرحوم شيخ محمد ولي، پس از انقلاب، امام جكاعت نهاوند شد، فرزند او شهيد حاج شيخ علي حيدري، خواهر زاده بنده، از انقلابيون فاضل بود كه در بعضي از دروس مرحوم امام با استاد محترم آيت الله جوادي آملي موفق به شركت مي شد و با ايشان هم مباحثه بوده، و در درس علامه طباطبائي هم حاضر مي شد. پس از فوت پدرش امام جمعه و نيز نماينده نهاوند در مجلس شوراي اسلامي شد و در فاجعه هفتم تير و انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي، به فيض شهادت نائل آمد. فرزند خواهر ديگرم، آقاي حاج تقي جواهري، مدتي امام جمعه نائين بود و اخيرا پس از مراجعت به قم، مشغول به تدريس شده و جزو مدرسين حوزه علميه مي باشد.

    نياز كودك به سرپرست
    من در سن 7-8 سالگي به درد يتيمي مبتلا شدم و به قول سعدي فاقد سرپرست گوشمال گشتم. سعدي در بوستان به زيبايي به لزوم وجود گوشمال براي هر فرد و خانواده و اجتماع اشاره نموده است:


    همي يادم آيد ز عهد صغر كي عيدي برون آمدم با پدر
    به بازيچه مشغول مردم شدم در آشوب خلق از پدر گم شدم
    برآوردم از بي قراري خروش پدر ناگهانم بماليد گوش... «1»

    بنده از بازماندگانم درخواست دارم اين اشعار سعدي را تكثير كنند و به مسئولين حوزوي-فرهنگي –اجتماعي بفرستند و توجه به آن را برنامه خانه و خانواده خود قرار دهند و ابتلا و اعتياد كودكان را به وسايل سمعي و بصري، درد جامعه و خانواده دانسته به هر شكل ممكن درصدد اصلاح باشند و نوميدي را ترك كنند. امروز كه پانزدهم شهر صيام 1430 برابر يا 14/6/88 است در جلسه اي سخن از تهاجم فرهنگ غرب و چاره نداشتن ما مي رفت. در حالي كه بر مسئولين فرهنگي لازم است راهنمايي هاي قرآن كريم را از يك عارف و فقيه اسلامي بگيرند تا مشكلات فرهنگي جامعه اسلامي را حل كنند. متاسفانه دين خاتم(ص) و قرآن و عترت پس از 30 سال هنوز هم غريب است و وصيتنامه مرحوم امام قانون اساسي ما نشده و ذلت در برابر جاهليت غرب ما را فرو مي گيرد.

    تا آنجا كه به خاطر دارم پدر و مادر بنده-بحمده تعالي-در امور ديني اولادشان بي تفاوت نبودند و اگر لغزشي داشتم پدرم همچنان كه سعدي اشاره دارد گوشمالي مي داد. مثلا به ياد دارم كه مرا پدر به همراه خودش به بازار برده بود، در مغازه شيريني فروشي كه با دوستي صحبت مي كرد يا اينكه خريدي هم در كار بود بي اطلاع او مقداري نقل برداشتم و در جيبم ريختم. در بازگشت هنوز در بازار بوديم كه ملتفت شد. نقل ها را از جيبم درآورد و مرا گوشمالي داد. و سپس به مغازه بازگشتيم و نقل ها را به جاي خود برگرداند. باز يادم است كه در كودكي نماز مي خواندم به من ايراد مي گرفت كه چرا در ركوع حركت مي كنم؟



    جامعه نيز به گوشمال نياز دارد، علما و ائمه جمعه و جماعات بايد در حطبه ها و مساجد گوشمالي هاي خدا را به مردم تذكر دهند، كه زلزله ها و طوفان ها و جنگ ها بر اثر گناهان و طغيان انسان گريبانگير جامعه مي شود.
    اميدوارم تحت رهبريهاي خردمندانه مقام معظم رهبري حضرت آيت الله سيد علي خامنه اي و ديگر مراجع عالي قدر تشيع و دانشمندان و فرهنگيان متدين، جامعه ما به انقلاب فرهنگي در خانواده ها و وزارتخانه ها و ...بيشتر دلگرمي يابند.

    كودكي
    پس از فوت پدرم با خواهر و مادرم به منزل عمويمان در تهران رفتيم؛ زيرا در قم منزل شخصي نداشتيم. در آنجا مرا در مدرسه اي كه در بازار و چارسوق بود و مدير سيد و معممي داشت گذاشتند. به خاطر آشنايي با نماز، براي بچه هاي مدرسه امامت مي كردم.

    تاريخ وقايع كودكي ام را به درستي به ياد نمي آورم، اما ظاهرا به كرمانشاه رفتنمان به خاطر اين بود كه مسكن نداشتيم امام به مادرم در كرمانشاه منزل كوچكي رسيده بود كه به آنجا نقل مكان كرديم و در آن منزل به سر برديم. دوران بسيار سخت و تاريكي بود. رضاخان مزدور حجاب را ممنوع كرده بود و با بانوان محجبه به شدت برخورد مي كردند، به ياد دارم كه همسر اخوي مادريم(مادر آقايان معاديخواه) با مأمور شهرباني به خاطر برداشتن روسري يا چادر درگير شده بود، مأمور به زور چادر از سر او مي كشيد و او هم مقاومت مي كرد.

    زندگي سختي داشتيم، عموي بنده از تهران شايد ماهي 60 ريال براي بودجه زندگي ما مي فرستاد و خانواده سه نفره ما با آن روزگار مي گذراند. در آن دوره به خاطر ندارم كه سخني از تغذيه سالم شنيده باشيم برعكس، به بعضي از بيماري ها مبتلا شدم كه تا پانزده سالگي گريبان گيرم بودند.

    بعد از ازدواج خواهر والديني ام به همراه شوهرش كه دفتردار تجاري بود مجددا به تهران نزد مرحوم عمويم بازگشتيم و با بعضي از خويشان مشتركا منزل كوچكي اجاره كرديم.[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    ####لبیک یا امامنا الخامنه ای####

  2. تشكرها 2

    ملیکه (11-01-2011), ترنم (10-30-2011)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
طراحی ، کدنویسی توسط : وی بی ایران
کليه حقوق اين سايت متعلق به  آیه های زندگی  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سئو و بهينه سازي : انجمن سئو