مدیر انجمن اهل بیت(ع) آفلاین
وضعیت:
- میزان امتیاز
- 20
Array
جغرافیای قدرت نرم ایران
چیزی که اینروزها به سوال بزرگی بدل شده است دامنهی متاثر از قدرت نرم ایران است. حوزهی نفوذِ قدرتِ نرمِ ایران تا کجاست؟
منازعه تمدن غرب با جهان اسلام سالیان متمادیست که ادامه یافته، و باید گفت اگر تاریخ این منازعه را پس از جنگ های صلیبی بررسی کنیم، همچون چراغ راهی، آینده موج بیداری اسلامی را روشنتر خواهد کرد. مقاله اخیر علی رهجو به این موضوع اختصاص یافته، تا نشانه هایی از یک پیروزی قریب الوقوع را در ذهن مخاطبان ترسیم کند، پیروزیای که در سایه بصیرت و صبر محقق خواهد شد:
چند روزی بود که شهر وین در محاصرهی آنها بود. بالاخره از خطِ مقدمِ سپاه خبر رسید که نَقبزنها موفق شدند در موجِ اولِ استحکاماتِ شهر، شکافِ عمیقی ایجاد کنند. در دلش خوشحال بود. خیلی دوست داشت تا شهر را دست نخورده و با کمترین تخریب فتح کند. برای همین چیزی نزدیک به دو ماه بود که از زمان آغازِ محاصره میگذشت اما تازه امروز استحکاماتِ استوار و به روزِ شهر برای پیشروی و تصرفِ آن به اندازهی کافی تخریب شده بود. وین پیش رویش بود، پایتختِ هابزبورگها، امپراتوریای در مرکزِ اروپا و وین قلبِ تپندهای که داشت به دستِ مسلمانان میافتاد.
کرم مصطفی کوپرولو باید عجله میکرد، چرا که سپاهیانِ متحدِ اروپایی به رهبریِ جان سوبیسکیِ سوم (John IIISobieski)، پادشاهِ لهستان داشتند به سرعت به وین نزدیک میشدند، نیروهایی که برای کمک به امپراتوریِ تحتالحمایهی پاپ، لشکر کشیده بودند. سوارهنظامِ سنگینِ شاهِ لهستان، انگیزههای بالایی داشتند. چرا که در این جنگ، شاهِشان بیش از اینکه بر روی منافعِ کشورش تاکید کند برایشان از سرنوشتِ مسحیت گفته بود، به آنها گفته بود که اگر زمانی در جنگهای صلیبی، منازعه بیرون از خاکِ اروپا بود اینبار اما قلب اروپا بود که میدانِ نبرد بود.
کرم مصطفی پاشا، وزیرِ اعظمِ محمدِ چهارم، پادشاه عثمانی، باید عجله میکرد...
تشكرها 2
روضه رضوان (11-02-2011), سید (11-01-2011)
مدیر انجمن اهل بیت(ع) آفلاین
وضعیت:
- میزان امتیاز
- 20
Array
موجی که باز میگردد موجی که به پیش میتازد
اما واقعهی نمادین حصر وین کارکردِ دیگری هم دارد. این واقعه میتواند به صورتِ یک منبعِ شهودی، مثالی باشد برای درکِ بهترِ اتفاقاتی که در 30 سالِ گذشته برای ایران افتاده است.
وقتی امپراتوری عثمانی با قدرت نظامی یا سخت توانست وین را محاصره کند، تقریباً با تمام توان و قوای خود به میدان آمده بود. این توان گسترده اگر میتوانست حصر را به فتح تبدیل کند قطعاً تاریخ به گونهی دیگری رقم میخورد و مشخص نبود که عثمانی تا کجای اروپا پیش میرفت. اما این حصر به فتح تبدیل نشد و موجِ قدرتِ سختِ به صحنه آورده شده در نبردِ وین شکست خورد و به عقب رانده شد. به بیان ساده این موج پس خورد.
در وضعیتِ ساده و ایستا، اگر به مدلِ فیزیکی برخوردِ امواج به سواحلِ صخرهای توجه کنیم شاید بهتر متوجه تبعاتِ این پسخوردن امواج شویم.

«قدرتِ خورد و بازخورد امواج»
هر موجی در دریا با یک میزانِ مشخصی از قدرت به ساحل برخورد میکند. بسته به مقاومتی که ساحل دارد، باز خورد موج قدرتی متناسب اما کمتر از قدرتِ اولیهی موج دارد. اگر این موج بتواند مانعِ خود را در ساحل به هر روشی از پیش بردارد که نیرویش در جهتِ پیشروی مصرف خواهد شد اما اگر به هر دلیلی پس بخورد، باید چندین متر در دریا به عقب بازگردد.
امپراتوری عثمانی هم وقتی نتوانست وین را فتح کند، قدرت نظامیاش پس خورد و از همان جا رو به افول گذاشت و عملاً 300 سالِ بعد دچارِ اضمحلال و فروپاشی شد.
ایران در 30 سالِ گذشته، همهگونه فشار را تحمل کرده است. این فشارها خصوصاً از حیثِ صلابت نرم در سالِ 88، انباشته شد و به اوج خود رسید. نه تنها حصر بلکه هجمه و فشارِ نرم، کار را به جایی رساند که توسطِ رهبرِ جامعه اعلامِ وضعیتِ جنگی شد. جنگِ نرم در جریان بود. همانگونه که نبردِ وین، نبردی سرنوشتساز و البته تاریخساز بود، جنگ نرم در جریان هم بسیار حیاتی و حساس بود. اما مردم در مقاطع مختلف در صحنه حاضر شدند و در نهایت در نهمِ دی هجمه و قدرتِ انباشتهی غرب را پس زدند. همانگونه که اینکار را قبلاً در جنگِ 8 ساله انجام داده بودند.
پس با این حساب اگر قدرتِ این موج نرم در مواجهه با ساحلِ مستحکمِ ایران پس خورده باشد، پس حتماً بازخوردی هم داشته. بله، در چند ماهِ اخیر بازخوردِ قدرتِ نرمِ غربْ بخشی از دلیلِ بیداری اسلامی در منطقهی ما و بیداریِ اروپایی و حتی آمریکایی است. اما تنها بخشی از دلیل.
در مدل فیزیکی بالا اشاره کردم که این، تنها، حالتِ استاتیک و ایستاست. یعنی وضعی که ایران تنها در این 30 سال به صورتِ ساکن و ثابت، همانند ساحلِ صخرهای، ایستاده باشد. اما ایران تنها به شکلِ ایستا مقاومت نکرده است. یعنی مقاومتِ ایران به صورتِ هوشمند و پویا بوده. به بیانِ دیگر، ایران نه تنها فشار روزافزون صادره از سوی غرب را تحمل کرده، بلکه در عرصههای متعددِ علمی و عملی پیشرفتهایِ گستردهای نیز داشته است.
پیشرفت و مقاومتِ پویای ایران در مقابلِ حصرْ و هجمهی گستردهی غرب و خصوصاً آمریکا، نه تنها به صورتِ ایستا امواجِ قدرت را پس خواهد زد، بلکه اعتبار و آبروی مضاعف ایران که ناشی از مقاومت و پیشرفتِ توأمان است بر قدرتِ بازخورد امواجِ صادره از سویِ غرب، یک نیروی کشسان و مازاد را سوار خواهد کرد، و این امواج را به سوی خود غرب روانه خواهد نمود. جنگِ نرمِ دو سالِ گذشته، بهترین نمونهی عملیاتی برای این مدل است که شباهتِ زیادی به نبردِ وین دارد.
مدیر انجمن اهل بیت(ع) آفلاین
وضعیت:
- میزان امتیاز
- 20
Array
جغرافیایِ قدرتِ نرمِ ایران
چیزی که اینروزها به سوال بزرگی بدل شده است، دامنهی متاثر از قدرت نرم ایران است. حوزهی نفوذِ قدرتِ نرمِ ایران تا کجاست؟ همانطور که گفته شد، انقلابهای منطقه از دو جهت ناشی از قدرتِ نرمِ برآمده از ایران است:
1. قدرتِ نرمِ حاصل از اعتبارِ یک انقلابِ 30 ساله و ثبات، بقا و پیشرفتِ آن.
2. قدرتِ نرمِ حاصل از پس خوردنِ هجمهی نرمِ غرب علیه ایران.
به این دو مورد میتوان اضافه کرد وقوعِ بحرانِ مالی را، که ناکارآمدیِ نظام اقتصادِ بازار و توانِ مدیریتی غرب را به همه ثابت کرد و البته الهامبخشی غرب را هم کاهش داد.
اینها همه با هم ممزوج شدهاند و امواجِ قدرت را به سوی غرب پیش میبرند.

«امواجِ قدرت، به سوی باختر»
موج اول قدرتِ نرم ایران، در بیداری اسلامی اخیر، ابتدا در کشورهای تونس، مصر، یمن، بحرین و لیبی ظاهر شد. بعد از سقوطِ بن علی در تونس، مصر با استفاده از بخشی از توانِ همان ابزارهای سایبری که مدتها علیه ایران بسیج بود، یعنی همان انقلابِ توییتری اوباما، در طول دو ماه فروپاشید. این اعترافِ خودِ برژینسکی است که این ابزارها به بهترین شکل توسطِ جوانانِ مصری برای پیشبرد انقلابشان موردِ استفاده قرار گرفت. این در حالی بود که حکومتِ مصر به طور کامل تحت حمایت غرب و آمریکا بود. یمن نیز با الگوبرداری از مصر همین مسیر را ادامه داد؛ هر چند تا امروز با عملیاتِ تاخیری عربستان و آمریکا، صالح همچنان برایِ ماندن در مسند قدرت تقلا میزند.
مدلِ انقلابها در بحرین و لیبی اما، کمی متفاوتتر از مصر و یمن است. جنسِ منازعه در این دو کشور بیش از اینکه نرم باشد بیشتر نیمهسخت و سخت است، اما آنچه که مهم است، مردم با قدرتِ نرم به میدان آمدهاند و حاضرند برای سرنگون کردنِ حکومت در جایی مثلِ لیبی به جنگِ داخلی با حکومتِ لیبی بروند و در جایی مثلِ بحرین با دستانِ خالی در مقابلِ کلِ نیروهای نظامی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، معروف به سپر جزیره، ایستادگی کنند.
در گام بعد این موج در غالب تظاهراتِ گسترده، به اسپانیا رسید و وارد اروپا شد.
در تظاهراتهای گسترده در اروپا، خصوصاً اسپانیا و انگلیس، دو عامل نقش کاتالیزور را ایفا کردند، یکی موج بیداری برآمده از ایران و دیگر بحرانِ مالی که کارد را به استخوان رسانده و مردم را علیه حاکمیت ناکارآمد شوراند.
ممکن است بسیاری، این تظاهراتهای گسترده را بیارتباط با قدرتِ نرمِ برآمده از ایران بدانند. اما مردم در مادرید میگفتند که به سبکِ انقلاب جوانانِ مصری در میدانِ اصلی مادرید چادر خواهند زد تا به خواستههایشان برسند و به این میدان، یعنی میدانِ پوئِرتا دِل سُل (Puerta del Sol square)، میدانِ التحریر میگفتند. این تقلید در روش و سبکِ اعتراضِ مدنی خود دلیلی بر همخانواده بودنِ این اعتراضات با اعتراضات منطقهی اسلامی-عربی ماست. این یعنی به شکل غیر مستقیم و با واسطه از ایران تاثیر گرفتن و این یعنی موجِ دومِ قدرتِ نرمی که از طرفِ ایران به سمتِ غرب برگشته است.
در نهایت این موج خود را در لندن و انگلیس نشان داد. شورشهایی که در انگلیس رخ داد، همانند انقلابهای منطقه، با ابزارهای سایبری مثلِ فیس بوک ساماندهی میشد. دولت انگلیس مجبور شد تا برای آرام کردنِ اوضاع، اینترنت و شبکهی تلفن همراهش را قطع کند. پلیس سایبر و دستگاه اطلاعاتی انگلیس دو نفر از کسانی که این شورشها را در فیسبوک ساماندهی میکردند به چهار سال زندان محکوم کرد.

«خطِ سیرِ گسترش موج انقلابها و اعتراضات در منطقه و جهان»
اما این سونامی قرار است تا کجا پیش برود؟ موجِ سوم این قدرتِ نرم قرار است در کجا خودش را نشان بدهد؟ برژینسکی و بسیاری از کارشناسان سیاسی غرب، پیشبینی کردهاند که دامنههای این موج به زودی خودش را در ایالات متحده هم نشان دهد. کمااینکه از 17 سپتامبر دامنهی این اعتراضات به آمریکا هم کشیده شده تا جایی که در نیویورک معترضین قصدِ اشغالِ والاستریت به عنوانِ نمادِ حاکمیت بورس و ابرشرکتها بر اقتصادِ آمریکا را دارند. معترضین، آنها را عامل ایجادِ بحرانِ اقتصادی میدانند. هر چند این اعتراضات به گستردگیِ اعتراضات در اروپا نمیرسد اما، افق بحرانِ مالی و گسترش موجِ انقلابی در جهان، آمریکا را به جد تهدید میکند.

«امواج بیداری در دورهی جدید»
اگر به جغرافیای انقلابها و اعتراضهایی که در جریان است دقت کنیم، میتوانیم کشورها را به هفت دستهی کلی تقسیم کنیم. کشورهای تونس، مصر و لیبی کشورهایی هستند که در حالِ تثبیت انقلاب خود هستند. کشورهایِ یمن و بحرین، کشورهای در حالِ انقلاباند. کشورهایی مثلِ مغرب و اردن کشورهای در شرف انقلاباند، و در نهایت کشورهایی مثلِ عربستان و الجزایر کشورهای مستعد انقلاباند.
در گسترهی جغرافیایی وسیعتر، کشورهایی چون اسپانیا و انگلیس و البته رژیم اشغالگر قدس، دستخوش تظاهراتِ گسترده بودهاند، و کشوری مثلِ آمریکا مستعد وقوع تظاهراتِ مردمی گسترده است.
کشور ایران هم در این جغرافیا، کشورِ منشأِ این انقلابهاست.
«جغرافیایِ نفوذِ قدرت نرم ایران»
مدیر انجمن اهل بیت(ع) آفلاین
وضعیت:
- میزان امتیاز
- 20
Array
ایران اسلامی به مثابه رُل مدل Role Model
در ادبیات علوم انسانی رُل مدل(Role Model)، به شخصی گفته میشود که دیگران از رفتار و گرایشاتش پیروی میکنند به این دلیل که او را شخصیتی الهامبخش و تحسینبرانگیز میدانند. امروز ایران اسلامی که به اعتراف دوست و دشمن، منشأ صدور انقلابهای امروز در منطقهی اسلامی-عربی است، در سطح استراتژیک، به عنوانِ یک رُل مدل مطرح است. مدلی که سایر کشورها دوست دارند از مشی او تبعیت کنند، چرا که او را کشوری الهامبخش و تحسینبرانگیز میدانند.
در وضعی که کشورهای منطقه یکی پس از دیگری انقلاب میکنند و نظامهای ناکارآمدِ خود را کنار میزنند، به خوبی میدانند که چه چیزی را نمیخواهند. اما پس از کنار گذاشتنِ حکومتها چه باید کنند. آنها باید نظامسازی کنند. آنها باید رُل مدلی داشته باشند تا همانگونه که در انقلاب کردن و تغییر حاکمیت از او تبعیت کردند، در دولتسازی و نظامسازی نیز از او تبعیت کنند. آنها باید به خوبی متوجه شوند و مشخص کنند که چه میخواهند.
اینجاست که اهمیت مسئلهی نظامسازی به عنوان نقشِ انحصاری و کارویژهی ایران اسلامی به عنوانِ رُل مدلِ آن جوامع، مشخص میشود. تاکید امام خامنهای بر مسئلهی نظامسازی خصوصاً در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان از این روست.
اما یک تهدید مهم هم در اینجا مطرح است؛ تهدیدی به نام گندمنمایی و جو فروشی. کشورهایی مثلِ ترکیه اینروزها دوره افتادهاند و برایِ کشورهایِ در حالِ تثبیت انقلاب، نسخه تجویز میکنند؛ و نظامِ لائیک و جدایی دین از سیاست را پیشنهاد میدهند. اینکه آنها روابطِ خود را با اسرائیل به سطح کاردار کاهش میدهند و سفیر اسرائیل را اخراج میکنند، یعنی سعی دارند خود را به عنوان رُل مدل معرفی کنند به کشورهای منطقه. رجب طیب اردوغان، در جشن پیروزی خود در انتخابات، اینگونه نطق کرده بود: «سارایو امروز همانقدر پیروز است که استانبول. بیروت همانقدر که ازمیر، دمشق همانقدر که آنکارا، رامالله، نابلس، جنین، کرانهی باختری، بیتالمقدس همانقدر احساسِ پیروزی میکنند که دیاربکر در ترکیه.»
اما آیا مردم این شهرها امروز پس از تصمیم دولت اردوغان بر استقرار سپر دفاع موشکی در ترکیه، همچنان خوشحالاند؟ اردوغان زمانی دموکراسی را با تراموا مقایسه کرده بود: «وقتی به ایستگاه رسیدید، از آن پیاده میشوید.» این مدل کاملاً متفاوت از مردمسالاری دینی است که امروز مدنظر رهبران ایران است و 30 سال هم هست که در ایران امتحان پس داده.
برای ما زمانْ زمانِ نظامسازی است و برای مردمِ منطقه، زمانْ زمانِ انتخابِ الگو.
نویسنده: علی رهجومنبع: مشرق نیوز
اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به
آیه های زندگی است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
Bookmarks