مدیر انجمن اهل بیت(ع) آفلاین
وضعیت:
- میزان امتیاز
- 20
Array
دعای امام سجاد(علیه السلام) برای مختار
وقتی كه ابراهیم پسر مالك اشتر، عبیدالله بن زیاد لعین را در كنار رودخانه «خاذر» كشت، سر او و سرهای دیگران را نزد مختار بن ابی عبیده فرستاد. مختار سر ابن زیاد را به محضر محمد حنفیه و امام سجاد(علیه السلام) فرستاد، سر عبیدالله را وقتی محضر امام آوردند كه طعام میل میفرمود.
امام فرمود: وقتی كه مرا در كوفه به مجلس ابن زیاد آوردند او طعام میخورد و سر بریده پدرم در كنار او بود.
گفتم: خدایا! مرا نمیران تا سر ابن زیاد را به وقت طعام خوردن پیش من آورند، خدا را حمد میكنم كه دعای مرا اجابت فرمود.
سپس امام فرمود: سر ابن زیاد را بدور اندازند و در روایت ابن نما آمده كه امام سجده شكر كرد و گفت:
«الحمد لله الذی اَدركَ لی ثاری من عدوّی و جزی اللّه المختار خیراً»؛ خدا را شكر می كنم كه انتقام خون مرا از دشمنم گرفت و خداوند به مختار جزای خیر عنایت كند.
_____________________
سیر الائمه: ج 3، ص 201 و 209، تألیف سید محسن امین عاملی.
تنظیم: هدهدی - گروه دین و اندیشه تبیان
مدیر انجمن اهل بیت(ع) آفلاین
وضعیت:
- میزان امتیاز
- 20
Array
عفو و گذشت
5- هشام بن اسماعیل بن هشام كه از طرف عبدالملك بن مروان حاكم مدینه بود با اهل بیت رسول خدا (ص) بد بود و امام سجاد (ع) را بسیار اذیت میكرد، چون پس از عبدالملك بن مروان او از حكومت مدینه عزل شد، ولید بن عبدالملك دستور داد او را در یك محل عمومی نگاه داشته و ندا كردند هر كه از وی شكایتی و یا در گردن وی حقی دارد بیاید و دادخواهی كند.
او گفت: از هیچ كس ترسی ندارم جز علی بن الحسین كه به او اذیت كردهام؛ امام صلوات الله علیه بر او گذشت كه او را كنار خانه مروان نگاه داشته بودند، او به امام سلام كرد، حضرت به خواص خویش فرموده بود به وی متعرض نشوند آنگاه امام نه تنها متعرض او نشد، بلكه به وی پیغام فرستاد، اگر به مال احتیاج داری بگو ما قدرت دادن آن را داریم و از من و كسان من خاطر جمع باش.
هشام بعد از دانستن این مطلب فریاد كشید: «الله اعلم حیث یجعل رسالته» ابن سعد در طبقات از عبدالله پسر امام (ع) نقل كرده چون هشام بن اسماعیل معزول شد،... پدرم ما را جمع كرد و فرمود: این مرد عزل شده و دستور دادهاند كه او را بر سر راه نگاه دارند تا هر كه شكایت دارد از وی دادخواهی بكند كسی از شما متعرض او نشود.
گفتم: پدرجان! چرا نكنیم به خدا خاطرههای تلخی از او داریم، چنین روزی را آرزو میكردیم؟! فرمود: پسر عزیزم!
او را به خدا واگذاریم. عبدالله گوید: به خدا قسم كسی از آل حسین (ع) متعرض او نشد تا كارش به پایان رسید(5)
ناگفته نماند: عادت اهل بیت (ع) آن بود كه به افتاده متعرض نمیشدند.
___________________________
سیر الائمه: ج 3 ص 199 تألیف سید محسن امین عاملی.
مدیر انجمن اهل بیت(ع) آفلاین
وضعیت:
- میزان امتیاز
- 20
Array
عظمت خداوند در نظر امام سجاد(ع)
6- ابوبصیر گوید: امام باقر (ع) فرمود: پدرم زنی داشت كه از خوارج بود ... (6)یكی از غلامان آن حضرت به وی گفت: یابن رسول الله (ص)! در خانه شما زنی است كه از جدت علی بن ابیطالب بیزاری میكند؟ پدرم او را طلاق داد.
او پیش امیر مدینه رفت و شكایت كرد كه علی بن الحسین مهریه مرا نمیدهد امیر مدینه به پدرم گفت: یا علی بن الحسین! یا باید سوگند بخورید كه صداق او را دادهاید و یا باید مهریهاش را بدهید.
امام فرمود: پسرم! برخیز و برای این زن چهار صد دینار بیاور، گفتم: پدرجان فدایت شوم مگر شما به حق نیستید؟!! فرمود: بلی ولی من خدا را بزرگتر از آن میدانم كه برای پول به او قسم بخورم: «فقلت له یا ابة جُعلت فداك اَلستَ مُحّقاً؟ فقال لی: بلی یا بنی ولكنّی اَجللتُ الله ان احلف به یمین صبر» .(7) آری این مطالب تا اعماق روح انسان اثر میكند.
__________________________
فروع كافی: ج 7 ص 435 كتاب الایمان.
مدیر انجمن اهل بیت(ع) آفلاین
وضعیت:
- میزان امتیاز
- 20
Array
بیست سال گریه
امام سجاد صلوات الله علیه بر مصیبت پدرش بیست سال گریست. هیچ وقت طعامی به محضر او نیاوردند مگر آن كه چشمهایش پر از اشك گردید، روزی یكی از غلامانش گفت: یابن رسول الله (ص) آیا وقت تمام شدن غصهات نرسید؟! «اما آن لحزنك ان ینقضی»؟! امام فرمود: وای بر تو، یعقوب پیامبر دوازده پسر داشت، خداوند یكی را از پیش او برد، چشمهایش از كثرت گریه سفید و نابینا گردید، موی سرش سفید شد، پشتش خم گردید، با آن كه پسرش در دنیا زنده بود.
اما من با دو چشمم دیدم كه پدرم و برادرم و عموهایم و هفده نفر از خانوادهام همه در كنار من به خون غلطیده بودند. چطور اندوه من تمام شود؟! «و یحك انّ یعقوب النّبی (ع) كان له اِثنی عشر ابنا فغیّبَ اللّه واحداً منهم فابیضّت عیناه من كثرة بكائه علیه و شاَب رأسه من الحزن وَاْحدَوَْدَب ظَهرُه من الغمّ و كان ابنه حیّاً فی الدنیا و انا نظرت الی ابی و اخی و عمّی و سبعة عشر من اهل بیتی مقتولین حولی فكیف ینقضی حزنی» (8).
_______________
سیر الائمه: ج 3 ص 195 تألیف سید محسن امین عاملی
اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به
آیه های زندگی است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
Bookmarks