.•*´¨`*•مجموعه اشعارشاعر بسيجي ،مرحوم ابوالفضل سپهر .•*´¨`*•. - صفحه 4
ads ads
صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234
نمایش نتایج: از شماره 22 تا 22 , از مجموع 22
  1. #1

    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    3,092
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    43
    1,187 بار در889 پست تشکر شده
    میزان امتیاز
    1860
    Array

    پیش فرض .•*´¨`*•مجموعه اشعارشاعر بسيجي ،مرحوم ابوالفضل سپهر .•*´¨`*•.

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]بسم رب الشهداء والصديقين[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

    اتل متل يه بابا
    كه اون قديم قديما
    حسرتشو مي خورن
    تمامي بچه ها
    اتل متل يه دختر
    دردونه باباش بود
    بابا هر جا كه مي رفت
    دخترش هم باهاش بود
    ¤
    اون عاشق بابا بود
    بابا عاشق اون بود
    به گفته بچه ها
    بابا چه مهربون بود
    ¤
    يه روز آفتابي
    بابا تنها گذاشتش
    عازم جبهه ها شد
    دخترو جا گذاشتش
    ¤
    چه روزاي سختي بود
    اون روزاي جدايي
    چه سال هاي بدي بود
    ايام بي بابايي
    ¤
    چه لحظه سختي بود
    اون لحظه رفتنش
    ولي بدتر ازاون بود
    لحظه برگشتنش
    ¤
    هنوز يادش نرفته
    نشون به او نشونه
    اون كه خودش رفته بود
    آوردنش به خونه
    ¤
    زهرا به او سلام كرد
    بابا فقط نگاش كرد
    اداي احترام كرد
    بابا فقط نگاش كرد
    ¤
    خاك كفش بابا را
    سرمه توچشاش كرد
    بابا جونو بغل زد
    بابا فقط نگاش كرد
    ¤
    زهرا براش زبون ريخت
    دو صد دفعه صداش كرد
    پيش چشاش ضجه زد
    بابا فقط نگاش كرد
    ¤
    اتل متل يه بابا
    يه مرد بي ادعا
    براش دل مي سوزنن
    تمامي بچه ها
    ¤
    زهرا به فكر باباست
    بابا تو فكر زهرا
    گاهي به فكر ديروز
    گاهي به فكر فردا
    ¤
    يه روز مي گفت كه خيلي
    براش آرزو داره
    ولي حالادخترش
    زيرش، لگن مي ذاره
    ¤
    يه روز مي گفت: دوست دارم
    عروسيتو ببينم




    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

  2. #22

    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    آنلاین
    وضعیت:

    امام زمان (عج) هر چقدر دیر بیایند به نفع کسانی است که هنوز خود را اصلاح نکرده اند
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    3,552
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,725
    1,764 بار در1,228 پست تشکر شده
    حالت من : Mashghool
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    2210
    Array

    Icon200 بخشی از نوشته های ابوالفضل سپهر

    به نام خداوند بسیجیان از صدر اسلام تا کنون.
    و به نام اول بسیجی عالم امیرالمومنین علی (ع) در روزی که فرزندش سهم عسلش از بیت المال را به دلیل نیاز زودتر گرفته بود بر خود لرزید و فرمود : عزیزم اگر شب گذشته که تو سهم خود را از بیت المال گرفتی تا صبح در این شهر کسی سرگرسنه بر زمین گذاشته باشد ، علی جواب خدایش را خواهد داد ؟
    و به نام آن بسیجی که تن به شمشیر داد ولی ذلت را نپذیرفت .
    و به نام آن بسیجی که روزی خواهد آمد و عالم را از بند تبعیض و بردگی و جهالت نجات خواهد داد .
    و به نام آن پیر بسیجی خمینی کبیر که رهبر جهان اسلام بود و در خانه ای ساده می زیست و در گرمای تابستان وقتی خواستند پنکه ای برای او تهیه کنند تا بدن نحیفش از گرمای تابستان در امان بماند می گوید : چون دیگران از این وسیله بی بهره اند لازم نیست برای من پنکه بیاورید .
    و به نام آن بسیجی ۱۳ساله که نارنجک به کمر بست و به زیر شنی های تانک دشمن رفت و بنیانگذار عملیات شهادت طلبانه در عصر گریز از مرگ شد .
    و به نام آن بسیجی که فرمانده گردان بود و تنها کاری که برای خانواده خود- که بر اثر حکم تخلیه صاحبخانه آواره شده بودند-انجام داد ، تهیه یک چادر گروهی بود تا آنها را در یکی از خیابانهای شهر اسکان دهد و سپس خود دوباره راهی جبهه شد .
    و به نام بسیجی پیر مرد که وقتی فهمید به علت کهولت سن نمی خواهند به جبهه اعزامش کنند با التماس گفت : ممکن است قادر به گرفتن اسلحه نباشم اما می توانید بدنم را در گونی سنگری بگذارید و برای ساخت سنگر از من استفاده کنید .
    و به نام بسیجی که همسرش را برای حفظ دین خدا راهی جبهه کرد و پس از شهادت همسر مجاهدش ، در خانه قائدان کار می کرد تا خرج معاش یگانه دخترش را تامین کند .
    و به نام مدیر منطقه بسیجی که ایستادن در صف تلفن همگانی و اتوبوس شرکت واحد را به استفاده از موبایل و ماشین بیت المال ترجیح داد .
    و به نام آن بسیجی که فرمانده لشکر بود اما هنگامی که همسرش از او ۵۰۰۰ ریال پول دستی می خواهد، از یکی از دوستانش قرض می گیرد و به او می دهد تا شرمنده همسرش نشود .
    و به نام آن بسیجی با اخلاص که نماینده حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع بود و تمام زندگی اش خلاصه می شد در اتاقی کوچک و ساده که در آن بر روی جعبه میوه پتویی کشیده بود و با همسرش آنجا زندگی می کرد .
    و به نام آن بسیجی عاشق که شهردار شهر بود و هنگام عبور از خیابان وقتی دید که راه جوی آب بسته شده است ، خود جارویی برداشته و به داخل جوی رفته و راه بسته شده را به تنهایی باز نمود و بعد از شهادتش ،‌پیکرش هدف خمپاره قرار گرفت تا حتی یک متر از خاک این دنیا را برای تدفینش اشغال نکند .
    و به نام آن بسیجی که هنگام نبرد چشمان خود را از دست داد ولی تا پایان جنگ هیچگاه خط مقدم را ترک نکرد و بعد از جنگ هم در جبهه علم تلاش کرد و با چشمان نابینا دکترای علوم سیاسی را از دانشگاه گرفت .
    و به نام آن ابر مرد بسیجی که با مدرک دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاههای آمریکا قید زندگی راحت مادی را در آمریکا زد و راهی لبنان و ایران شد تا در جنگ و مبارزه مستضعفان جهان علیه استکبار شرکت کند و عروس شهادت را در آغوش کشد .
    و به نام بسیجی که فرمانده گردان بود و چون از عملیات شناسایی در آن گرمای تیر ماه بازگشت، مسول تدارکات،کمپوت آلبالویی هدیه لبان خشک و ترک خورده اش کرد ، اما وقتی فهمید از این کمپوت به تعداد نیروها موجود نیست با بغض و ناراحتی از این که دیواری کوتاهتر از دیوار او پیدا نکرده اند ، کمپوت را به کناری نهاد و تنها به نوشیدن جرعه ای از آب گرم قنات کرد .
    و به نام آن بسیجی دانش آموز که برای آنکه بتواند کمپوتی به جبهه هدیه کند روزها فاصله خانه تا مدرسه را با پای پیاده طی می کرد تا کرایه های ماشین را پس انداز کند و بتواند کمپوتی برای شیران جبهه حق خریداری کند .
    و به نام آن زن بسیجی که هنگام ازدواج ، همسرش به او گفت : « دراین دنیا هرکاری برای خوشبختی تو انجام می دهم » و اکنون در پی سال ها که از آن روز می گذرد هر روز با لبخندی بغض آلود چندین بار برای شوهر قطع نخا عی اش لگن می آورد و خم به ابرو نمی آورد .
    و به نام آن زن بسیجی که هر وقت همسرجانبازش تعادل عصبی اش را از دست می دهد ، فرزندانش را در اتاقی محبوس می کند و خود را مقابل شوهرش قرار می دهدتا شوهرش آن قدر او را بزند تا به حال عادی باز گردد . وقتی از او می پرسند چرا خودت از جلوی او کنار نمی روی ؟ پاسخ می دهد : اگر من مقابل او نباشم و مرا نزند ، خودش را می زند و به خود صدمه وارد می کند .
    آری ! فرهنگ بسیجی این است .
    برادر و خواهر بسیجی ام !
    هدف از خلقت انسان رسیدن به مقام بسیجی مخلص است و من و تو که خود را بسیجی می دانیم ، مسئوولیم . مبادا اشتباهات و گناهان من و تو به مقام ومنزلت بسیج ضربه وارد کند ، ما مسئوولیم.

    فرماندهان ،سرداران ، مسئولین ، یک حرف هم با شما . شما که حالا در امان و آسایش تلاش و مجاهدت دیروزتان هستید . یادتان باشد عده ای سردار بی درجه هم هستند به نام مادران و همسران شهدا و جانبازان که هنوز هم در عرصه جهاد و تلاش هستند و جبهه آنها هنوز هم ادامه دارد ، به یاد و فکر آنها هم باشید .....

    بسیجی ترین شاعر ابوالفضل سپهر



    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


    ---------------------------------------------

    يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!

    ---------------------------------------------


صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اشعار مرحوم ابوالفضل سپهر بصورت صوتی
    توسط سید در انجمن ديگر نواها
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-16-2010, 02:46 AM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
طراحی ، کدنویسی توسط : وی بی ایران
کليه حقوق اين سايت متعلق به  آیه های زندگی  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سئو و بهينه سازي : انجمن سئو