مدیر انجمن اهل بیت(ع) آفلاین
وضعیت:
- میزان امتیاز
- 20
Array
«عاشورا» يک متن عاشقانه
دل است همچو حسين و فراق همچو يزيد
شهيد گشته دو صد ره به دشت کرب و بلا (ديوان شمس)
جايي گفته بودم «روزه» يک متن است، متني که هر کسي مي تواند آن را در هر زمان و با هر زباني با توجه به شرايط و احوالات خويش بخواند و از آن لذت ببرد. هر پديده اي مي تواند بالقوه يک متن باشد. انسان هم يک متن و نوشته منشوروار است و البته در مواردي يک اثر ادبي که نقاش روزگار آن را به بهترين صورت ممکن از دفتر تقويم (1) خود به عالم خاکي تقديم کرده است. در اين ميان برخي از متن ها (انسان ها) (2) به دلايل گوناگون بر متن هاي ديگر (انسان ها) تقدم و تشرف مي يابند و - برخلاف متن هاي مجازي ديگر که ترجيح مي دهند در حاشيه و با حفظ ايمني و امنيت و رعايت مصلحت وقت به حيات خود ادامه دهند و به همين دليل به چاپ دوم هم نمي رسند (3)- همواره در بطن يک متن بزرگتر يعني در دل زندگي و حيات معقول زندگي مي کنند و روش زندگي و سيره آنها و بلکه خود آنها بعد از گذشت سال ها و بلکه قرن ها به چاپ اِندُم مي رسند. اين دسته از متن ها هستند که به دليل نوع، کيفيت و اهميت محتواي آن، قابليت خوانش هاي متنوع را به خواننده مي دهند و بلکه با مخاطب خويش ديالوگ هم مي کنند.
يکي از سوالات مقدر که طرح درست آن مبين ومفسر فضاي کلي اين نوشتار است، اينکه دلايل و شرايط جاودانگي اين متن (انسان) معطوف به چه مولفه ها و شرايطي تواند بود. به عبارت ديگر چه عواملي در بقاي يک انسان در طول تاريخ تاثير گذار ترست سوالي است که بايد ابعاد و اجزاي آن بدرستي تبيين شود. به هروي بايد روشن کرد که کدام يک از عواملِ مکان برتر، امکان برتر، موقعيت برتر، حادثه برتر، علل و انگيزه هاي برتر (4) و... به منظور بقا و ابدي ساختن حيات آدمي ، تاثير گذار ترند و آيا هر کدام از اين عوامل به تنهايي مي تواند موجب جاودانگي يک انسان شود و آيا علاوه بر اين مولفه ها؛ عواملي ديگري همچون خود شخصيت و اوتوريته انسان برتر (5) مي تواند همه اين عوامل را تحت الشعاع خود قرار دهد. با توجه به اين نکات ياد شده عاشورا را به عنوان يک متن مي توان بارها و بارها بازخواني و بازبيني کرد. متني که همه عوامل جاودانگي آدمي را در دل شخصيت اول آن (حضرت حسين) در خود نهفته دارد که بررسي و تحليل اين عوامل به بررسي و تحليل مستقل و فراگير نياز دارد. همچنان که در مجموعه پژوهش هاي محققان به اين امر توجه شده است. سوال ديگري که به موازات آن سوال اوليه مطرح مي شود اينکه در متون ادبي ما به ويژه متون عرفاني به کدام جنبه از نکات فوق توجه بيشتري شده است؟ به عبارت ديگر در اين متون آيا شخصيت هاي داستان بيشتر محل توجه و تامل بوده اند؛ يا علل و امکان ها يا زمان و مکان و موقعيت ها و يا .... .
مدیر انجمن اهل بیت(ع) آفلاین
وضعیت:
- میزان امتیاز
- 20
Array
نمونه دوم مربوط به دفتر شعر «آينه هاي ناگهان» است که هم بعد عاطفي آن را به تصوير کشيده و هم بعد حماسي و هم بعد عرفاني آن را ترسيم کرده است. اين قطعه، مثنوي ايست که در وصف کربلا پس از غروب عاشورا و بردن سر مبارک امام است که با عنواني مزين شده که تداعي کننده آن سويي بودن آن سراست و آن «ني نامه» است:
« خوشا از دل نم اشکي فشاندن به آبي آتش دل را نــــشاندن
خوشا زان عشقبازان ياد کردن زبان را زخمه فريــــاد کــردن
خوشا از ني خوشا از سر سرودن خوشا ني نامه اي ديگر سرودن
نواي ني نــــــوايي آتشين است بگو از سر بگيرد دلنشين است
نواي ني نواي بي نوايي است هواي ناله هايش نينوايي است...
سرش بر ني تنش در قعر گودال ادب را گه الف گرديد گه دال
ره ني پيچ و خم بسيار دارد نوايش زير و بم بسيار دارد
سري بر نيزه اي منزل به منزل به همراهش هزاران کاروان دل
چگونه پا ز گل بردارد اشتر که با خود باري از سر دارد اشتر
گران باري به محمل بود بر ني نه از سر باري از دل بود بر ني
چو از جان پيش پاي عشق سر داد سرش بر ني نواي عشق سر داد
به روي نيزه و شيرين زباني عجب نبود ز ني شکر فشاني
اگر ني پرده اي ديگر بخواند نيستان را به آتش مي کشاند
سزد گر چشم ها در خون نشيند چو دريا را به روي نيزه بيند
شگفتا بي سرو ساماني عشق به روي نيزه سرگرداني عشق
ز دست عشق عالم در هياهوست تمام فتنه ها زير سر اوست» ( امين پور،آينه هاي ناگهان، 164)
مدیر انجمن اهل بیت(ع) آفلاین
وضعیت:
- میزان امتیاز
- 20
Array
حسن ختام اين جستار ابياتي از جلال الدين محمد بلخي که نشان دهنده اصل سنخيت در عالم هستي است و اينکه السنخيته عله الانضمام و اينکه شرط حسيني بودن و حسيني شدن کسب اوصاف و خصائل آن عاشق خوبي هاست. اگر بزرگي ما را به سمت خود کشاند يا قصد تسخر ما دارد و يا اينکه از ما دعوت مي کند خوبي هاي او را در خود بپرورانيم:
«گر لــطيفي زشت را در پي کند تسخري باشد که او بر وي کند
گفــــتم ار خوبم پذيرم اين ازو ورنه خود خنديد بر من زشت رو
خوب خوبي را کند جذب اين بدان طيبات و طيبين بر وي بخوان
در جهان هر چيز چيزي جذب کرد گرم گرمي را کشيد و سرد سرد
قسم باطل باطلان را مي کـــــــشد باقيان از باقيـــــان هم سرخوشند
ناريان مر نـــــــــــاريان را جاذبند نوريان مر نوريان را طالبند» (مثنوي)
مدیر انجمن اهل بیت(ع) آفلاین
وضعیت:
- میزان امتیاز
- 20
Array
پي نوشتها:
[1] . «و لقد خلقنا الانسان في احسن التقويم»
2 . مقصود انسان هايي هستند که به معناي حيات واقعي دست يافتند و به سه سوال «از کجا آمده ام» و «براي چه آمده ام» و «به کجا خواهم رفت» پاسخ منطقي و معقول داده اند.
3- مقصود از اين دسته از متون، انسان هايي هستند که به نوعي در روزمره گي و روزمرگي خويش مي زيند و با رعايت محافظه کاري و مصلحت بيني در حاشيه زندگي مي کنند و مي ميرند.
4- در مورد حادثه اخير يعني عاشورا عواملي چون امر به معروف، حکومت کردن، بيعت نکردن با ناحق، اتمام حجت، احياي دين و.... به عنوان مهم ترين اين انگيزه ها ياد شده که خود در بقا و جاوداني داستان کربلا موثر بوده است
5- به منظور روشن شدن مقام اين انسان در اين جستار برخي از ويژگي هاي اين انسان کامل ( حضرت حسين) با توجه به نوع نگاه او به عالم هستي، خود و خدا با توجه به فراز هايي از سخن آن بزرگ اشاره مي شود. او کسي است که هرگز خود را نمي بيند و با خداي خويش در نهايت ادب و نزاکت است: «الهي من کانت محاسنه مساويه فکيف لا تکون مساويه مساويه الهي من کان حقائقه دعاويه فکيف لاتکون دعاويه دعاويه . او کسي است که آيه شريفه «الم يعلم بان الله يري» واقف است و حقيقت را به هيچ چيز نمي فروشد: «عميت عين حتي لا تراک عليه رقيبا و خسرت صفقه عبد لم تجعل له من حبک نصيبا .... که اين نوع نگاه به خداوند در متون عرفاني ادب فارسي به کرات متجلي شده است: « زهي نادان که او خورشيد تابان/ به نور شمع جويد در بيابان// همه عالم به نور اوست پيدا/ کجا او گردد از عالم هويدا// کي رفته اي ز دل که تمنا کنم تو را / کي بوده اي نهفته که هويدا کنم تو را// پنهان نگشته اي که شوم طالب حضور / غيبت نکرده اي که پيدا کنم تو را». حقيقت را فراتر از هر چيزي مي داند که بتوان آن را به کمک آن چيز اثبات کرد: « الهي ايکون لغيرک من الظهور ما ليس لک حتي يکون له مظهر لک ... البته با توجه به آيات قران نيز مستفاد مي شود که يکي از شرايط جاويد ماندن در طول اعصار ايمان ( عاشقانه) و انجام عمل صالح ( صادقانه) است که هم در شخصيت حضرت و هم در عمل ايشان به صورت کامل بروز و ضهور يافته است: «ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل الرحمان ودا» ( سوره مريم)
6- در نگاه عرفاني دو نوع مرگ وجود دارد: « آن که مردن پيش چشمش تهلکه است امر لا تلقوا بگيرد او به دست
آن که مردن پيش او شد فتح باب سارعوا آيد مرو را در خطاب
اي که مي ترسي ز مرگ اندر فرار هان زخود ترساني اي جان هوشدار
مرگ هر کس اي پسر همرنگ اوست پيش دشمن دشمن و بر دوست دوست» (مثنوي)
7- به نظر برخي از مفسران آيات آخر سوره فجر درشان آن حضرت عاشق نازل شده است بر اين اساس حضرت ايشان در اثر يک انتخاب و معامله به صاحب نفس مطمئنه ملقب شده است. (سوره فجر)
8- چقدر بايد عشق ورزيد . (ر مقاله خشونت عشق. ملکيان، مدرسه، 4 )
9- « و من کان في هذه اعمي و في الآخره اعمي و اضل سبيلا»
10- «تو و طوبي و ما و قامت دوست ديد هر کس به قدر عينک اوست»
اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به
آیه های زندگی است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
Bookmarks