خیلی خوش اخلاق و شوخ طبع بود.
با پیرو جوان و خردسال می جوشید و خیلی زود خودش را توی دلها جا می کرد. اوایل آشنایی مان یک شب در راه برگشت از سالن غذاخوری دوکوهه از حسینیه حاج همت تا نزدیکی زمین صبحگاه پیاده آمدیم.
سعید با خستگی گفت:" مهدی!50 تومان می دهم مرا کول کن" تعارف کردم و گفتم:" من 50 تومان می دهم شما بیا بالا" او هم نامردی نکرد و پرید روی کولم و مرا در این فاصله دواند .
بعد هم که پایین آمد قشقرق راه انداخت و گفت:" هر کس سوار کول این بشه شهید میشه".
با این کار سعید، دو سه نفر دیگه از بچه های تفحص هم از من کولی گرفتند.
ـــــــــــــــــــــــــ ـــ
خاطراتی از شهید تفحص شهید سعید شاهدی
●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ●●●ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●●
بهر فرج و ظهور مهدی فاطمه (عج) صلوات
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
التماس دعآ





LinkBack URL
About LinkBacks




پاسخ با نقل قول
Bookmarks