این آیه راه و رسم ايمان را تعلیم می دهد.
در این آیه ابتدا مىفرمايد: پيامبر (ص) به آنچه از طرف پروردگارش نازل شده است ايمان آورده است.
و اين از امتيازات انبياى الهى است كه عموما به مرام و مكتب خويش ايمان قاطع داشته و هيچ گونه تزلزلى در اعتقاد خود نداشتهاند، قبل از همه خودشان مؤمن بودند، و بيش از همه استقامت و پايمردى داشتند.
در آيه 158 سوره اعراف اين موضوع را يكى از صفات ويژه پيامبر اسلام (ص) شمرده مىفرماید: «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ»
سپس مىافزايد: مؤمنان نيز به خدا و فرشتگان او و كتابها و فرستادگان وى همگى ايمان آوردهاند و (مىگويند) ما در ميان پيامبران او هيچ گونه فرقى نمىگذاريم" و به همگى ايمان داريم.
سپس مىافزايد: مؤمنان علاوه بر اين ايمان راسخ و جامع، در مقام عمل نيز گفتند: ما شنيديم و اطاعت كرديم پروردگارا! (انتظار) آمرزش تو را (داريم) و بازگشت (همه ما) به سوى تو است.
"سمعنا" در بعضى از موارد به معنى فهميديم و تصديق كرديم آمده است كه يك نمونهاش همين آيه است، يعنى دعوت پيامبرانت را با تمام وجود خود پذيرفتيم و در مقام اطاعت و پيروى در آمديم.
ولى خداوندا! بالاخره ما انسانيم و گاه غرائز و هوسها بر ما چيره مىشود و دچار لغزش مىشويم، از تو انتظار آمرزش داريم و مىدانيم كه سرانجام كار ما به سوى تو است.
و به اين ترتيب ايمان به مبدأ و معاد و رسولان الهى با التزام عملى به تمام دستورات الهى همراه و هماهنگ مىگردد.
__________
(تفسير نمونه، ج2، ص 399)
لَا يُكلَّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ عَلَيها مَا اكْتَسَبَتْ»
اين آیه و آیه قبل ناظر به كسانى است كه از شنيدن اين جمله كه "اگر چيزى را در دل پنهان داريد و آشكار سازيد خداوند آن را محاسبه كرده و مطابق آن جزا مىدهد"، نگران شدند و گفتند: هيچ يك از ما از وسوسهها و خطورات قلبى خالى نيست.
اين آيه مىگويد:"خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانايىاش تكليف نمىكند.
بنا بر اين آيه، اين حقيقت عقلى را تاييد مىكند، كه وظايف و تكاليف الهى هيچگاه بالاتر از ميزان قدرت و توانايى افراد نيست و لذا بايد گفت تمام احكام با همين آيه تفسير و تقييد مىگردد، و به مواردى كه تحت قدرت انسان است اختصاص مىيابد.
ضمنا جمله فوق، بار ديگر اين حقيقت را تاييد مىكند كه هيچگاه احكام شرعى از احكام عقلى و فرمان عقل و خرد جدا نمىگردد، و اين دو در همه مراحل دوش به دوش يكديگر پيش مىروند.
_ـــــــــــــــــــــــــ ـــ
(تفسير نمونه، ج2، ص 401)
«رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَ لَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلىَ الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَ لَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلَئنَا فَانصُرْنَا عَلىَ الْقَوْمِ الْكَفِرِينَ» (بقره، 286)
در این فراض آیه، از زبان مؤمنان هفت درخواست از درگاه پروردگار بيان مىكند كه در واقع آموزشى است براى همگان كه چه بگويند و چه بخواهند.
پروردگارا! اگر ما فراموش كرديم يا خطا نموديم ما را مؤاخذه مكن.
پرسش: مگر امكان دارد كه پروردگار كسى را در برابر لغزشى كه از فراموشى يا عدم توجه سرچشمه گرفته مجازات نمايد؟ تا زمينهاى براى اين درخواست بماند؟
پاسخ: گاهى فراموشى نتيجه سهلانگارى خود انسان است، مسلم است كه اين گونه فراموشي ها از انسان سلب مسئوليت نمىكند مانند اين كه در قرآن آمده است "فَذُوقُوا بِما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا"، (بچشيد عذاب خدا را در برابر آن كه اين روز را فراموش كرديد). (سوره سجده، آيه 14)
بنا بر اين فراموشكاری هايى كه زاييده سهلانگارى است قابل مجازات است.
پروردگارا! بار سنگينى بر دوش ما قرار مده آن چنان كه بر كسانى كه پيش از ما بودند (به كيفر گناهان و طغيانشان) قرار دادى.
"اصر" در اصل به معنى نگهدارى و محبوس ساختن است، و به هر كار سنگين كه انسان را از فعاليت باز مىدارد، گفته مىشود و نيز به عهد و پيمانها كه آدمى را محدود مىسازد، اطلاق مىگردد. به همين دليل مجازات و كيفر را نيز گاهى "اصر" مىگويند، در اين جمله مؤمنان از خداوند تقاضا دارند، از تكاليف سنگين، كه گاهى موجب تخلف افراد از اطاعت پروردگار مىگردد، آنها را معاف دارد.
و اين همان چيزى است كه در باره دستورات اسلام از زبان پيغمبر ص نقل شده:"بعثت بالحنيفية السمحة السهلة" به آيينى مبعوث شدهام كه عمل به آن براى همهسهل و آسان است". (بحار الانوار، جلد 22، ص 264، و ج 66، ص 42)
پرسش: اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام پيشين نبوده؟
پاسخ: همانطور كه از آيات قرآن استفاده مىشود تكاليف شاق براى امم پيشين، در اصل شريعت نبوده، بلكه پس از نافرمانيها به عنوان عقوبت و كيفر قرار داده شده است. همانطور كه بنى اسرائيل به خاطر نافرمانيها پى در پى از خوردن پارهاى از گوشتهاى حلال محروم شدند (سوره انعام آيه 146 و سوره نساء آيه 160).
پروردگارا! مجازاتهايى كه طاقت تحمل آن را نداريم براى ما مقرر مدار.
ما را ببخش، و گناهان ما را بپوشان، و مشمول رحمت خود قرار ده.
" عفو" در لغت به معنى محو كردن آثار چيزى است، و غالبا به معنى محو آثار گناه مىآيد كه هم شامل آثار طبيعى آن مىشود، و هم شامل مجازات آن. در حالى كه مغفرت تنها به معنى پوشاندن گناه است.
بنا بر اين مؤمنان هم از خدا مىخواهند گناهانشان را بپوشاند و هم آثار وضعى و تكوينى آن را از روح و روانشان بزدايد و هم كيفر آن را از آنان بردارد، و سپس از او مىخواهند رحمت واسعهاش كه همه چيز را در بر مىگيرد شامل حال آنان شود.
تو مولى و سرپرست مايى، پس ما را بر جمعيت كافران پيروز گردان.
و به اين ترتيب تقاضاهاى مؤمنان شامل دنيا و آخرت و پيروزيهاى فردى و اجتماعى و عفو و بخشش و رحمت الهى مىگردد، و اين تقاضايى است بسيار جامع.
نكته:
از آنجا كه در اين دو آيه خلاصهاى از تمام سوره بقره آمده است، و روح تسليم در برابر آفريدگار جهان را به ما مىآموزد، اين نكته خاطرنشان شده كه اگر مؤمنان از خدا مىخواهند كه از لغزشهاى آنان درگذرد و در برابر دشمنان گوناگون پيروزشان گرداند بايد برنامه "سمعنا و اطعنا" را انجام دهند و بگويند: "ما نداى مناديان را از جان و دل پذيرفتيم و در صدد پيروى از آن بر آمديم" و در اين راه از هر گونه تلاش و كوشش باز نايستند و سپس از خداوند خواستار پيروزى بر موانع و دشمنان گردند.
تكرار نام خدا به عنوان "ربنا" و كسى كه لطف خاصى در پرورش آنان دارد اين حقيقت را تكميل مىكند.
لذا رهبران اسلام در ضمن احاديث متعددى، مسلمين را به خواندن اين دو آيه ترغيب كرده و ثوابهاى گوناگونى براى آن بيان داشتهاند كه اگر زبان و دل در تلاوت اين آيات هماهنگ گردند و تنها سخن نباشد بلكه برنامه زندگى گردد.
_________
(ر.ک: تفسير نمونه، ج2، ص 400 ـ 405)
«رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا »
«رَبَّنَا وَ لَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلىَ الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا»
«رَبَّنَا وَ لَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ»
«وَ اعْفُ عَنَّا»
«وَ اغْفِرْ لَنَا»
«وَ ارْحَمْنَا »
«أَنتَ مَوْلَئنَا فَانصُرْنَا عَلىَ الْقَوْمِ الْكَفِرِينَ» (بقره، 286)
از رسول اكرم(ص) نقل شده كه خداوند پس از هر قسمت و فصلى از اين دعا مي فرمايد:"بجا آورده و مستجاب نمودم»
و لذا مستحبّ است كه اين دعا (مضمون اين آيات) زياد خوانده شود كه از رسول اكرم (ص) روايت شده: "كسى كه دو آيه آخر سوره بقره را در هر شبى بخواند او را از بيدارى آن شب كفايت و بىنياز مي كند (يعنى ثواب قيام و بيدارى يك شب را دارد)."
از عبد اللَّه بن مسعود روايت شده كه وقتى رسول اكرم(ص) به معراج رفت و به سدرة المنتهى رسيد در آنجا به آن حضرت دو سوم نمازهاى پنجگانه، و آيات آخر سوره بقره داده شد، و خداوند آمرزيد همه گناهان كسانى را كه مشرك نباشند از امت آن حضرت، جز آن دسته از گناهانى كه بزرگاند و وارد كننده در آتش (يعنى عذاب بر آنها قطعى است.)
ابن المنكدر، از رسول اكرم(ص) نقل مي كند كه فرمود: "در آخر سوره بقره آياتى است كه هم قرآن است و هم دعا و خوشنودى خدا را جلب مي كند."
در تفسير كلبى از ابن عباس نقل شده است كه رسول خدا(ص) ناگاه صدايى شنيد سرش را بلند كرد درى از آسمان گشوده شد و فرشتهاى فرود آمد و گفت: اى محمد خدا تو را بشارت مىدهد به دو نور كه پيش از تو به هيچ پيامبرى نداده است آن دو نور «فاتحة الكتاب» و «اواخر سوره بقره» اند كه كسى آن دو را نمىخواند جز آن كه حاجتش را برمي آورم.
____________
(مجمع البيان في تفسير القرآن، ج2، ص 692)
اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به
آیه های زندگی است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
Bookmarks