مردمان سرزمينهای پُشته ايران ، جشنهای فراوانی را بنيادنهاده اند کهنميايانگر و يادآورديد و باور آنان به يادبودهای ملی‌ميهنی،استوره‌ای، حماسی،تاريخی، آيينی و ياطبيعی (پرهامی) وهمانند آنها می باشند.بازتاب های آنچنان جشن‌های فراوان وروان‌افزايی بودند که مادران و پدران ما را،انسان‌هايی سرخوش،خرسند، شادمان، نيک‌انديش،سرزنده، پيروز وسربلند می‌ساختند!شمارجشن‌های ايرانی رابيش از ۷۳ جشن در سال برآورد کرده‌اند.اين خود می رساند کهمردمان پُشته‌ايران در هـر روزشان جشن داشته‌اند، يا روزپيشش به جشن نشسته ويا چشم به راهبرگزاریِ جشن روزآينده‌شان بوده‌اند!از ميان اين جشنهامی‌توان از جشنهایماهانه نام برد. جشنهايی که با همزمان شدن نام روز با نامماه برگزار می‌شوند واگر چه شماری از اينجشنها می‌رفتند که بهبوته‌ی فرموشی سپردهشوند، با کوششايرانيان فرهنگ‌ دوستاز فراموش شدن رهايیبخشيدند، جانی تازهيافته و دوبارهبرگزار می شوند.

بهگزارش ایران ویج ،يکی از اينجشنها که اگر چه ازبزرگترين جشن های کهن بوممان بود، ساليان درازی از درخششدرخورش به دور مانده بود، مهـرگان، جشن مهـر است. اين جشن جايگاهی چون نوروزدارد.
از ميانانگيزه های چندی کهبرای برگزاری اين جشنبر شمرده اند. بسياریاز سرايندگان،نويسندگان وانديشمندان، پيروزشدن مردم ايران بهسرکردگی فريدون کيانیو با خروش کاوهآهنگـر بر ضحاکماردوش و ستمگـر راانگيـزه ی بر گـزاریاين جشن بـر شمردهاند.


خوانيا سفره مهرگانی

از ديدنی و زيباترينِ خوانها است که ازداده‌هايی همچون
گلو گياهان خوشبو، شاخه‌هایدرختان، دانه‌هایگياهی، خشگبار، آيينهيا آبگينه، شمع(فروزه)و شمعدان، مجمر آتش،آش و نان ويژهمهرگانی، ميوه‌هایگوناگون و رنگارنگ ـ(بنابر توانايی خداوندِخوان)ـ و . . . فراهمآورده می‌شود.
برخوان يا سفره‌یمهرگانی

اين‌چيزها را می‌توانديد:
آيينه و سرمه‌دان،شمع(فروزه) و شمعدانو لاله‌ی روشن،مجمرآتش، جامی از آب کهمی تواند با نارنجیشناور در آن آراسته وزيباتر شود، گل وگلدان، گياه خوشبویآويشن، سکه سيمِن (نقره‌ای)،شربت و گلاب و شيرينی،سبزی و ميوه، به‌وبژه انار، سيب، عنابو انگورسپيد، و ترنج(نگارنده خود درهنگام گستردن خوانمهرگانی چون ترنج وبالنگ و همچنين بهنيافتم، مربای ترنج ومربای به را بر خواننهادم)،
سنجد وبادام و پسته ويا به زبانی ديگر،خشگبار، اسپند وکُندرِ بر آتش نهاده،بر خوان مهرگانی هفتشاخه وبرگ از بيد،کاج، مورد، سرو،زيتون، به و انار وهمچنين آشی بدون گوشتکه از هفت ويا دوازدهدانه گياهی تدارکديده می‌شود و "درون"نام دارد می گزارند.
سيرُک نبيز نانی استخوان نشين که از آردهفت دانه فراهم می‌آيدو در روغن سرخ می‌شود.


بسياری از آيين های کهن را، خواهـران وبرادران هم فرهنگ ديگر بخش های اين پشته ی کهن و به ويژه تاجيکان، بسيار بهتراز ما و با شايستکی،شکوه و ارزش درخورجايگاهشان برگـزارمی کنند.

مهرگان - جشن مهـــريا به گفته بيرونی‌،جشنِ‌«دوستیِ‌ج ن»

واژهمهر:واژه مهـر را می‌توان:
۱. مهر و عشق و محبتو دوستی دانست،چنانکه حافظ گويد:


کمتــر از ذره نيــی« مهـــــر بـــورز »
تا به خلوتگه خورشيدرسی چرخ زنان

و يا
۲. آنرا نامِ مهـرپاسدار پيمان ميانمردمان برشمرد.


مهرگانيا جشنِ مهر:
در آغاز با ارج گزاریو سپاس از پژوهندهارزنده، "هاشم رضی"که در درازای دورانزندگيش دمی را به دوراز پژوهش در راهفـرهنگ پربار ميهننمی گدراند، يادآورمی شويم که ايشانواژه‌ی "گان" راپسوندی می‌داند برابربا مهنی جشن، بنابراين يا بايد گفتجشن مهـر و يا مهرگان.

جشن مهـر يا مهرگانهمانند و همپايهنوروز و يکی از کهـن‌ترين و بزرگترينجشنهایِ‌ملی مردمانِپشته يا فلاتِ ايراناست.

اين جشن در روز مهـراز ماهِ مهـر که درسال شمارِ کهن ايرانیروز شانزدهم مهـر‌ماهبود و در سال شمارنوين در روز دهمِمهـر‌ماه می‌باشد،برگزار می شود. برهمين پايه‌است کهبيرونی در التفيمآورده است :
"شانزدهم روز است ازمهـر ماه" .

مهرگان، همانندنوروز که روز نخستشهنگامه‌یِ برابری روزو شب بهاری (اعتدالربيعی)، است، درهنگام برابری روز وشبِ پاييزی جای دارد.

مهـرگان همانند نوروزدارای خوان يا سفره‌ایاست که آنرا به نامِخوان يا سفره مهرگانیمی‌شناسيم.
اگر‌چه مهرگان رابا برابر و همزمانشدن نام روز مهـر بانام ماه هفتمايرانيان يعنی مهرماه به جشن می‌نشيندو خود از جشن هایماهيانه اشت، ولیانگيزه ها ی ديگری رانيز برای برگزاری آنبر می‌شمارند.

(در سال شمار کهنايرانيان روز شانزدهمماه، مهـر روز نامداشت. ولی در سالشمارنوين، روز دهم مهرماه،نام مهـر را بر خوددارد. ‌همچنان کهپيشتر و برای نمونهدر شهريورگان نيز يادآور شديم، در بيش ازهزار سال پيش از اين،هـر يک از دوازده ماهايرانی، دارای ۳۰ روزبودند که رويهمرفته۳۶۰ روز می‌شدند و درپايان ۵ روز ديگر نيزبر ‌آن می افزودند کهآن را بهيزک، پنجهدزديده‌شده يا بهزبان عربی پنجهمستقرقه می ناميدند.در سالشماری تازه کهبا پشتکار خيامنيشابوری بررسی وبرآور و جايگزين سالشمار کهن شد. ۶ ماهنخست سال ۳۱ روز، ۵ماه پس از آن ۳۰ روزو ماه دوازدهم ۲۹ روزدارند و از آنجا کهدرازای سال ايرانی،۳۶۵ روز و ۶ ساعت و... دقيقه و ...ثانيه می‌باشد. ٦ساعت های هـر سال راتا چهار سال روی هممی گزارند تا بشود ٢۴ساعتيا يک شبانه روز، سپسآن يک روز را در سالِ چهارم بر ٢٩ روزماه اسفند، اسپند ويا سپندارمز، میافرايند و ماهدوازدهم را نيز ۳۰روز بر می‌شمارند وآن سال را کبيسه می‌نامند).

درميان جشنهایايرانيان دو جشن مهر،يا مهرگان و نوروز ازارزش ويژه‌ایبرخوردارند. يکی ازمهمترن اين ويژگيها،آغاز شدن سال نو باهـر يک از آنها بستهبه دوران مختلف تاريخبوده‌، چرای که شماریباور دارند درروزگاران رفتهساليانی نيز مهرگانسرِ سال نو بوده استو سال نو با مهرگانآغاز می‌شده‌است. ولیپس از آن آغار سال نودوباره به آغازِفـروردين ماه باز گشتکه جای درست آن میباشد در فرهنگجهانگيری در باره یمهرگان آمده است که:
« جشنی از اينبزرگتر بعد نوروزنباشد»

مسعود سعد سلماننيز چه مهربان دربارهمهرگان می‌سرايد:


روز مهــر و مـاهمهــر و جشـن فــــرخمهــــــرگان
مهــــر بيفـــــزاای نگــار مــاهچهـــــر مهـــربان

مهــربانی کـن بهجشن مهرگان و روزمهـــر
مهربانی کن به روزمهـر و جشن مهـــرگان

جـام را چون لالهگـردان از نبيد باده‌رنگ
ونـدر آن منگر کهلاله نيست اندربوستان


برگزاری مهرگانهمانند نوروز ازشايسته ها و بايستهها به شمار می آمدهاست. برای اينکهنمادی از ارزش گـزاریبه اين روز را از ديددانشمندان دوراناسلام پذيرانندگیايرانيان برايتاننمونه آوريم. نگاهیمی اندازيم به کوتاهنوشته هايی همانندشهـروزی که در باره یبيرونی آورده و يامری بويس و ...ديگرانکه برای نشان دادنارزش مهرگان در ميانمردمان نوشته اند:
«دست و چشم و فکر اوهيچگاه از عمل بازنماند، مگـر
به روز نوروز ومهرگان و يا برایتهيه احتياجات معاش».

"مری بويس" به نقلاز کتزياس پزشک ودرباره ارزش اين جشننزد شاهان هخامنشی مینويسد:
"اين تنها موقع سالاست که شاهان پارسميتوانند و حق دارندتا می توانند شراببنوشند".

«مسعود سعد سلمان»،می‌نويسد:


تا دايم است جنبشگردون و آفتاب
تا واجب است گردشنوروز و مهرگان
جای پای کهرگان درميان مردمان کشورهایديگر:

تازی يا عرب زبانانمهرجان يا مهرگان بهچم فستيوال و جشن بهکار می برند. در زبانعربیِ تونسی!‌:
پارسی اشاره درخورنگرشی دارد به کاربردن نامِ واژه‌یايرانی مهرگان درزبانِ عربی تونسیبرای جشن:
ْ". . . و شايانتوجه است واژه مهرگانکه معرب آن مهرجاناست در کشورهای عربزبان به چم جشن بکاربرده می شد. در سفریکه در سال ۱۹۹۷ بهتونس داشت مهرجان همچنان به چم فستيوال وجشن کاربرد داشت."



سکویسده و نوروز و بهباور فراوان مهرگان:
در دوران گذشته، درشهرهای ايرانیسکوهايی برای برگزاریجشن‌ها می‌ساختند کهچيزی همانند سن‌هاینمايش تئاتر و ياآمفی تئاترهای امروزیمی‌توانسته‌اند باشند.فراموش نکنيم که درهنگام فرمانروايیبهرام گور يا بهرامپنجم درآمد ايرانيانبه اندازه ای فراوانبود که به مردمپيشنهاد شد که تنهانيمی از روز را بهکار بپردازند و نيمهديگر را به آسايش وشادی و شادمانی و درپی همين پيشهاد وپديده های آن بود کهبهرام از پادشاه هنددرخواست هنرمندانی راکرد و به شمار دوازدههزار تن خواننده ونوازنده و دست افشانو پای کوب که بههنرهای دستی نيزآراسته بودند بهسرزمين های زيـرفرمان شاهنشاه ايرانآمدند که به گمانی "جيپسی"ها که "کولی" نيز بهآنان گفته می شود ازهمان گروهند.
از سکو هايی که همچونآمفی تاتر های امروزیبودند می گفتيم، اينسکوها را برایبرگـزاری جشن ها، به‌ويژه نوروز ، سده وبه گمان فراوانمهرگان، تدارک می‌ديده‌اندو می‌ناميده‌اند.

در شاه نامه و هنگامیکه اردوان در نبرد بااردشيـر کشته می شودو در پی آن اردشير درجايی که چشمه ی آببزرگ و پُر آبی هست،خره ی اردشير را بنامی کند آمده است:


يکی چشمه ی بی کراناندروی
فـراوان از آن چشمهبنهاد روی

بــر آورد بـــرچشمــه آتشکــده
بر او تازه شد مهر وجشن سده


در دنباله ی همينداستان آمده است:


ز پُر مايه تـر هـرچه بُـد دلپذيـر
همی تاخت تا خــره یاردشيـــر

بکــرد انـدر آن کشورآتشکــده
بر او تـازه شدامهـرگان و سـده

و يا در هنگامب که دربار کارهای دوره یپادشاهی لهراسب سخنمی گويد، آورده است:
به هر برزنی جای جشنِ سده
همـه گِـرد بـر گِـردآتشکــــده

به هرروی و بارويکردی به داستانبهرام گور که اندکیاز آن رل پيشترخوانديد و اميد که درهنگامه ای ديگر بسياربيشتر در باره اشبياوريم، بودن چنانجاهايی برای گرد آمدنمردم و با شادی وشادمانی نشستن شاندور از راستی نمیتواند باشد.
ناگفته نماند که اينشادی خواهی در رگ وخون و باورهای ايرانیجای دارد. بيهودهنيست کخ در سنگ نبشتهی داريوش بزرگ میخوانيم:

"... سپاس اهورامزدارا که جهان بر آفريد،
که مردمان را آفريد،
که شادی را برای مردمآفريد ..."



انگيزه‌هایبرگزاری:

برای اين جشن کهبرای سپاس‌گزاری ازداده‌های پروردگاریبرگزار می‌شود،انگيزه‌هايی چند رابـر می‌شمارند که:


۱.مهرگان روز پيروزیفريدون بر ضحاک است.
اين انگيزه که پيروزیِفريدون بر ضحاکماردوش باشد را، بهويژه استاد سخن،فردوسی نامدار، کسیکه اگـر دامن همتبرای نوشتنِ شاهمنامهبه کمر نزده بود مااکنون به زبان پارسیسخن نمی‌گفتيم يادآورمی‌شود و می‌نويسد:


فريــدون چــو شد برجهان کامکار
نـدانست جــزخـويشتـن شهـــريار

به رسـم کيان تـاج وتخـت و مهـی
بيـاراســت بـاکـــــاخِشــــاهنشهی

به روز خُـجستـه سـرِمهــــرمـــــاه
به سـر بَــر نهــادآن کيــــانی کــلاه

بفـــرمــود تاآتــشافــــــروختنـــد
همـه عَنبــــر وزعفــران ســوختند

کنون يادگار است ازاو ماهِ مهـــــر
بکـوش و به رنج ايچمنمای چهــر


بيرونی نيز همينانگيزه را برای برگزاری اين جشن بر میشمارد و در التفيم مینويسد:
"شانزدهم روز استاز مهر ماه و نامشمهـر. و اندرين روزافريدون ظفر يافت بربيوراسب جادو آنکمعروف است به ضحاک وبه کوه دماوند بازداشت. و روزها که سپسمهرگان است همه جشناند بر کردار آنچ ازپس نوروز بود و ششمآن مهرگان بزرگ بود ورام روز نام است و بهدين دانندش".

چون از بيرونی سخنبه ميان آورديم، بدنيست يادآور شويم کهبيرونی در بارهدرازای زندگی ضحاکمار دوش يا "بيوَر‌اسب"و در "آثاارالباقيه"می‌نويسد:
"بيوَراسب هزارسالزيسته و يافرمانروايی کرده واندکی پيش از آنزيسته است. پس مردممی‌پندارند که امکانِهزارسال زيستن وجوددارد و بر اين اساساست که مردم بههمديگر می‌گويندهزارسال بزی و آنرادر حد امکان می‌دانند."
از ديدگاهِ نگارندهبدين انگيزه هزار سالزندگی و زيستن را بهضحاک نسبی داده‌اندکه بنمايانند که اگرستم گر و نامردمی،حتا هزار سال همزندگی کند و دستک ودرگاه بسازد، درپايان اسيرِ دست وپنجه‌یِِ داد و داگریيا عدالت خواهد گشت.


۲.مهرگان به انگيزهبزرگداشت مهـر، ايزدپيمان وعهد:
ميتراييان ياپاسداران مهر، مهرگانرا به ايزد مهر که اورا از ايزدانِ آريايیمی‌شناخته‌اند نسبتمی‌دهند.
ايرانيان و هنديانکهن، مهر را ايزدپيمان يا عهد و دشمندروغ و دروغگويی وپيمان شکنی بـر می‌شمرده‌اندو می‌پنداشته‌اند کهاگر کسی پيمان شکنیکند ايزد مهر او راپادافره يا کيفـرخواهد داد.
ناگفته نماند که پساز به اسلام کشانیايرانيان، تازيانبرای نزديک کردنايرانيان به خودشان،رخت پهلوانان وفهرمانان ايرانی رابر تن وابستگان خودمی پوشاندند و برهمين پايه بود که رختمهـر پاسدار عهدوپيمان را بر تنمسلمانی پوشاندند واو را به مانندنگاهبان پيمان، يعنیمهر بر زبان مردمروان ساختند. اين کسعباس فرزند علی ابنابی طالب است کهسوگند يا قسم حضـرتعباس از آن جا بهجايی هاست که بر زبانبسياری از مردم کوچهو بازار روان میبينيم .



۳.همزمانی روز مهـر وماهِ مهـر:
مهرگان همچنين يکی ازدوازده جشن ماهانهايرانی که با برابرشدن نام روز با نامماه برگزار می‌شوندنيز می‌باشد که درهنگام گردآوری و بهانبار سپاریِفـرآورده‌هایتابستا ی که خودانگيزه‌ای طبيعی می‌تواندبه شمار آيد به جشننشسته می‌شود.
ناگفته نماند که اينجشن به جز از گاهنبارسوم که در سی‌امشهريور‌ماه و گاهنبارچهارم که در سی‌اممهرماه برگزار می‌شوندو چگونگیِ برگزاریويژه خود را دارند می‌باشد.



۴.آغاز زمستان بزرگ:
در گذشته آرياييانسال را به يک تابستانهفت ماهه و يک زمستانپنج ماهه بخش می‌کردندکه مهرگان به پيشباززمستان بزرگ رفتن می‌توانسته‌باشد.
تابستان بزرگِ هفتماه بودند، فروردين،ارديبهشت، خورداد،تير، امرداد، شهريورو مهر ماه، و زمستانبزرگِ پنج ماه بودند،آبان، آذر، دی، بهمنو اسفند. و همچنانکهدر شهريورگان آمد،بهار و پاييزی را نمیشناختند مگر تابستانو زمستان را.



۵.جشنِی کشاورزی وهنگام برداشت و بهانبار سپاری برداشتهای تابستانی. 
گرديزی دراين پيوند می نويسد:
"و مهر روز برگزاریجشن خرمن است".

فرهنگ مهر، رييسپيشين دانشگاه پهلویشيراز در ديدی نو ازآيينی کهن به اين روزنيز اشاره می کند ومی نويسد:
"

درپنجاه سال اخير روزمهرگان روز دهقان همبه شمار آمد که البتهمناسبت دارد «چرا‌کهدر زبان پارسی‌هخامنشيانماه پاييزی مهر‌و‌شهريور"بااگياادی ?Bagayadi " گفته می‌شدکه معنای ساده‌ی آنچنين است که در اينماه زمين کشاورزی (باغ ) را بايستی ورزداد. به مناسبت آغازسال تحصيلی و به صدادر آمدن زنگ مدرسه هانيز نام معلم به خودگرفت که آن نيزپسنديده است."


چگونگیبرگزاری مهرگان:
پيش از رسيدن روزمهـر، بايد به پالودنو پاکيزه ساختن خانهو کاشانه پرداخت وهمانند نوروز خانهتکانی کرد. و آنگاهآماده برگزاری جشن شدو به گستردن خوانمهرگانی پرداخت.
شوربختانه امروزهبسياری از مردمميهنمان، آيين و رسمنيکوی خانه تکانی درمهر‌ماه را از يادبرده‌اند و به جزشمار اندکی ازايرانيان و به ويژهزرتشتيان، همه‌ی آدابو آيين های مهرگانیرا به جا نمی‌آورند.
کاش همانگونه که همميهنان و به ويژهجوانان به رازبرگزاری و گاه بازآفرينی آيين های کهنديارمان می پردازند.ايين خانه تکانیمهرگانی را نيز زندهتر سازند.
ناگفته نماند کهبسياری از آيين هایکهن را، خواهـران وبرادران هم فرهنگديگر بخش های اينپشته ی کهن و به ويژهتاجيکان، بسيار بهتراز ما و با شايستکی،شکوه و ارزش درخورجايگاهشان برگـزارمی کنند.

مهرگان را در گذشتهها در پنج را به جشنمی نشستند که روزپنجم را با شکوهبيشتری برگزار میکردند. "مری بويس"به آوردن نوشته ای از"کتزياس"، پزشک دربارهخامنشی در بارهجايگاه مهرگان نزدايرانيان می نويسد:

"اين تنها موقع سالاست که شاهان پارسميتوانند و حق دارندتا می توانند شراببنوشند"."

شايانِ‌نگرش‌است‌کهدر‌گذ شته در‌سوئد همسال به‌دو‌بخش‌تقسيممی‌شده است.

در روز جشن که همانمهر روز از مهرماهباشد، همه‌ی هموندانيا اعضا خانواده، رختنو بر تن، دورخوان ياسفره مهرگانی گرد می‌آيندو هنگاميکه خورشيد بهميان آسمان رسيد، دربرابر آيينه بهيکديگر شادباش می‌گويند،همديگر را در آغوش می‌کشند،نقل و شيرنی نثارهمديگر می‌کنند، برسر و روی همديگر بوسهمی‌زنند و مهربانيهایکردگاری را سپاس می‌گويند.در اين هنگام شمارینيز، سرمه بر چشم می‌کشندو بهر روی همگی بهشادی و شادمانیپرداخته، همانندنوروز به انجام ديدوباز می‌پردازند.دراين روز براینوعروسان‌(اروسان) وتازه دامادان پيشکشيا هديه می‌فرستند.

پروفسورمری بويس در بارهمهرگان و سفره ی آننزد زرتشتيان مینويسد:
« در چنين روزی رختنو پوشيده و به ديد وبازديد هم می‌روند وبه يکديگر شادباش می‌گويند.بر سفره‌ی مهرگانیکتاب اوستا، آيينه،سرمه، شربت، گلاب،شيرينی، ميوه و بهويژه انار و سيب می‌گذارنددر آوندی آب آويشن باچند سکه نقره و سنجدو بادام و پسته ريختهو کنار خوان مهرگانیرا با شمع های فروزانآرايش داده و فضا رابا اسپند و کندر کهبر آتش ريخته می شودسرشار از زيبايی وخوشبويی می سازند.
افزون بر آنچه کهبر شمرده شد، شکم مرغرا با مواد غذايی پرکرده و بر سفره مینهند به هنگام نيمروزبا شادی در جلو آينهايستاده، سرمه برچشمان کشيده و نقل وسنجد و آويشن به سرهم می ريزند و مهرگانرا به هم شادباش میگويند."


درباره برگزاری مهرگاندر روزگاران کهن و درتاريخ بيهقی آمده‌است:
روز آدينه شانزدهمزالقعده مهرگان بود،امير، رضی‌الله‌عنه (بامداد)به‌جشن (مهرجان*بنشست، اما شرابنخورد و نثارها وهديها آوردند، ازحد(و) اندازه گذشته وپس از نماز نشاط شرابکرد و رسم مهرگانبتمامی بجای آوردند،سخت نيکو، با تمامیشرايط آن وصينی‌(ازپيش سلجوقيان بيامد ودر خلوت)، (بعد ازمراجعت)، با وزير وصاحب ديوان رسالت گفتکه: "سلطانرا عشوهدادن محال باشد، اينقوم را بر بادی عظيمديدم، اکنون که شدم ومی‌نمايد که در ايشانرسيده‌ام.

* مهرجان با گويشتازی = مهرگان
دستگيریاز نيازمندان:
از ديگر آيين هایبسيار پسنديده ودرخور نگرش مهرگانی،دستگيری از نيازمندانو رسيدگی به حال وروز دوستان و آشناياناست که به همگامیهمگانی مردم در دستافشانی و پايکوبی‌هایمهرگانی می سرانجامد.

دادنپيشکش به نو خانمانها:
نگارنده، خود به ياددارم که در چنينروزها و جشن هايی، درخيابانها و کوچه‌هایشهر بروجرد خنچهبرانی يا خنچه کشانیرا می می‌ديدم که سبدو خنچه هايی را براینو عروسان و تارهدامادان می بردند.آنچه که بيش از هرچيز در درون خنچه هاخود نمايی کی گرد،کله قندی بود که درزرورق سبـزرنگ بسياربسيار زيباي ودرخشانی پيچيده شده،در کنار شيرينی وپارچه و ... به خودنمايی می پرداهتن وراهی خانه‌های اروسها (عروسان) بودند.
اميد که اين آيين هاو رسم ها همواره وهميشه و همچنان که ازهزاران سال پيش اراين برجای مانده استبر جای و استواربماند و ما نيز چونگذشتگان مان، توانمانرا در به آيندگانسپاری اين آيين ها بهنمايش بگزاريم. چراکه:


"ديگران کاشتند و ماخورديم
ما بکاريم و ديگرانبخورند"
خوانيا سفره‌یِ مهرگانی:
خوان مهرگانی همانندخوان يا سفره نوروزیبسيار زيبا و رنگارنگاست و آنچنانکه سعدیشيرازی می‌گويد:


برگ درختان سبز درنظــر روزگار
هر ورقش دفتری استمعرفت کردگار

پر از گل و گياه وبرگ سبز و ميوه وخشگبار است که هر يکاز آنها بيش از سدکتاب هنر آفرينش راگويايند.

بر خوان مهرگانیميوه های تابستانی وخشگبار، شاخه‌های بيد،زيتون، به، انار،مورد، کاج، مورد وسرو و همانند آنها کهگويا هر يک از آنهانمودار يکی ازاستانهای شاهنشاهیبوده‌اند می‌نهند وچوبهای خوشبو و اسپندمی‌سوزانند.
بر اين خوان همچنين،آينه و سرمه‌دان،لاله روشن، مجمر آتش،اسپد و کُندُر بر آتشنهاده، شمع، شکر، شير،شراب، شربت و شيرينی،جامی از آب که میتواند با نارنجیشناور در آن زيباترشود، گلاب، گلدان وگلهای رنگارنگ و سبزیو ريحان و لـرک،عَناب، گياه خوشبویآويشن (هم به تنهايیو هم شناور در آب)،آوند آبی که سکه‌ایسيمين يا نقره‌ای درآن نهاده‌اند، خشگباريا سنجد، پسته، بادام،گردو و فندق و همچنينبرگه‌های گوناگون وانجير و دانه‌هایگياهی "حبوبات" می‌گذارند.
ميوه‌های خوانِمهرگانی همان ميوه‌هایتابستانی هستند مانندبه، سيب، ترنج (نگارنده،در هنگام گستردن خوانمهرگانی چون ترنج وبالنگ و همچنين بهنيافتم، مربای ترنج ومربای به را بر خواننهادم). انار و خوشهيا خوشه‌های از انگورسفيد از بايسته هایخوان نشين هستند.

بر اين خوان نانی نيزمی نهند که "سيروک"نام دارد و در بسياریاز جشن های ديگر نيزپخته می شود. خميراين نان از آرد هفتدانه(و يا همان آردگندم) فراهم آمده،ولی در آوندی پر ازروغن سرخ می گردد.دوستداران می‌توانندچگونگی تهيه آنرا ازنگارنده بگيرند.
"چنگ مال" و يا "ناخنک‌مال" که از خرما ودانه‌هايی تهيه‌‌می‌شودو همچنين حلوا را نيزبه ويژه در جای هایکه گرمسيری هستند برخوان مهرگانی میگذارند. يک بار درهنگام گستردن خوانمهرگانی ما چنگمالشيرازی بر خواننهاديم و جايتان سبزکه چه خوان زيباشيرينی شد.
اين خوان آشی را نيزبر خود دارد که "دونو"،يا "درونش" می‌نامندو چيزی مانند شله‌قلمکار می‌باشد کهاز هفت دانه گوناگونهمانند گندم، جو،برنج، عدس، لوبيا،ماش و نخود و همانندآن تهيه و پخته می‌شود.
يادمان نرود که جایپای شماره ی هفت رادر شش فروزه یاهورايی و اهورامزدایيگانه می توان جست.


کهنگیو يا قدمت مهرگان وبرگزاريش حتا در نزدتازيان:
کهنگی اين جشن بهزمان آرياهای هند وايرانی باز می‌گردد.اين جشن پيش ازشاهنشاهی هخامنشياننيز با شکوه و بزرگیزيادی برگزار می‌شده‌است.در باره تاريخ روزبرگزاريش همانگونه کهآمد پيشترها و بنا برسالشمار کهن در روز۱۶ مهر ماه بوده کهسپس به روز ۱۰ مهرماهجابجا شده‌است.
از زمان هخامنشيان تابه امروز اين جشن کهن‌را چه به‌گونه‌ایبزرگ و‌گسترده و چهکوچک و مختصر به جشنمی‌نشينند.
بنا بر نوشته‌ها،اين جشن پس از يورشتازيان، نه‌تنها نزدايران همچنين در ميانخلفای‌بغداد نيز ‌برگزار ‌می‌شده‌است.
ابوالفضل بيهقی درنسک دوم تاريخ خويش ودر پيوند با ازبرگزاری بسيار باشکوهاين جشن فرخنده دربرابر مسعود غزنوی درتاريخ ۴۲۷ هجری آگاهیهايی را در دسترس مامی گزار‌.


در دربارهای خلفایعباسی جشنهای نوروز ومهر با بزرگی بسياریبرگزار می شده‌اند ودر اين بارهنوشتارهايی وجوددارند.
تاريخ نويسان آورده‌اندکه در زمان حکومت عمرخطاب، هرمزاناستاندار خوزستان کهمسلمان شده‌بود، پاره‌ایاز شيرينی‌ها و سايرچيزهای خوان نوروزیرا پيشکش وار و بهچهره خوانچه‌ای برایعلی‌ابن ابی‌طالب می‌فرستد.ايشان‌از‌آورندگ انسبب فرستادن خوانچه‌را می‌پرسد‌وهنگاميگه مناسبت آنراجشن نوروز درمی‌يابد‌می‌گويدکه گريا "کل يوم‌نيروزنا!!"،باشد. يعنی‌هر‌روز‌‌را‌برايما ‌‌نوروزسازيد!
سلمان پارسی‌(دينيارپارسی) در باره ارزشو بزرگی اين دو جشنگفته‌است:
خداوند ياقوت را درنوروز و زبرجد را درمهرگان پديد آورد
و بزرگی اين دو برديگر روزها همانندبزرگی ياقوت و زبرجداست به ساير گوهر‌ها!

در باره چگونگیبرگزاری جشن مهـرکسانی همچون، جاحظتبريزی، سيد محمودشکری، ابن خلف تبريزیو گرديزی و ديگراننيز نوشتارهايی دارند.
درخور يادآوری استکه تنی چند در بارهدينی و آيينی بودن يابستگی جشنهای نوروز،مهرگان و سده با "اشوزرتشت" می‌پرسند،برای آگاهی اين دستهاز هميهنان بايديادآوری شد که اگر چهاگـر زرتشتيان نبودندشايد شماری از اينجشن ها نيز به دستفراموشی سپرده میشدند. چنانچه آنان بهشاهنامه فردوسی نگاهیبياندازند درخواهنديافت که نوروز درهنگامِ شاهنشاهیِجمشيد، مهرگان دردوره فريدون و سده درهنگامِ شاهنشاهیهوشنگ کيانی بنيانگزاری شده‌اند که درآن زمان هنوز "اشوزرتشت"زاده نشده بود.

نامگذاریکودکانِ زاده‌ی ماهِمهر، با پيشوند و ياپسوندی از واژه‌ی مهر:
از رسمهای درخوريادآوری مهرگان،نامگذاری کودکانی استکه در مهرگان ديدهباز می‌کنند و زادهمی‌شوند. بدينگونه کهبرای کودکان زاده شدهدر مهرگان نامی بـرمی‌گزيند که واژهمهـر در آن باشد.نامهايی مانند: مهر،مهراب، مهرداد،مهرزاد، مهرشاه،مهـراد رنگ، مهرگان،مهرنوش، مهرشهر،مهراندخت، مهرانگيز،مهربانو، مهرناز،مهران، مهربان، مهرويا ماهـرو، مهرآيين،مهرآور، مهـرپرور،مهـريار، نوش‌مهر،کوش‌مهر و همانندآنها. بنا بر پژوهشتورج پارسی، و برپايه‌ی گزارش هـرودوتاين گونه نام گذاریاز دوره هخامنشيانرسم بوده است.



سرچشمه ها:
۱. شاهنامه فردوسی.
۲.گاهشماری و جشنهایايرانی کار ارزشمندهاشم رضی.
۳. تاريخ بيهقی.
۴ . تاريخ اجتماعیايران، کار مرتضیراوندی.
۵. زندگی ايرانياندر خلال روزگاران.
۶. ديدی نو از آيينیکهن از دکتر فرهنگمهر.
۷. گفتار‌ها ونوشتار‌های استاد علی‌اکبرجعفـری.
۸. کليات تاريخ وتمدن ايران پيش ازاسلام از دکترعزيزالدين بيات.
۹ تاريخ و تاريخ‌گزاری از مهندس علی‌محمد‌ کاوه.
۱۰. فرهنگ دهخدا
۱۱. مری بويس، تاريخکيش زرتشت، ترجمههمايون صنعتی، رويه۵۳، فروردين ۷۴،انتشارات توس
۱۲. Meri Boyce,Mithraice StadiesVol 1; p 106
۱۳. بيرونی، التفهيم،به تصحيح همايی، رويه۲۵۵̃ - ۲۵۴، موسسهنشر هما
۱۳۶۷
۱۴. بيرونی،آثار باقيه، برگرداناکبر دانا سرشت رويه۲۹۰، سال ۱۳۵۲انتشارات ابن سينا
۱۵. گرديزی، تاريخ،به تصحيح عبدالحیحبيبی، رويه ۳۹، چاپاول ۱۳۶۳، دنيای کتاب
۱۶. مری بويس، تاريخکيش زرتشت جلد دومهخامنشيان، رويه ۴۲،نوروز ۱۳۷۵، توس


با آرزوی مهرگانیپر از شادی، خرسندی،پيروزی و سربلندیبرای همگان

از اینکه خیلی از کلمه ها به هم پیوسته نوشته شده اند معذرت میخوام از اصل متن است -حمید