مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تفسیر سوره مبارکه کهف - صفحه 2
سلام دوست عزیز؛ به انجمن آیه های زندگی خوش آمدید. لطفا از قسمتهای مختلف سایت دیدن فرمایید.
پرتال آیه های زندگی یکی از قسمتهای بسیار خوب و ارزشمند سایت آیه های زندگی است، که هدف از آن ایجاد مرکزی جهت معرفی انواع فایلهای چند رسانه ای در موضوعات مذهبی و فرهنگی جهت استفاده عموم علاقمندان می باشد
تبلیغات
تبلیغات
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 8 به 9 از 9
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    01-01-70
    شماره عضویت
    1
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    4,943
    نوشته های وبلاگ
    31
    میزان امتیاز
    15

    13a تفسیر سوره مبارکه کهف

    تفسیر سوره کهف زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی (حفظه الله)
    سوره کهف

    این سوره ۱۱۰ آیه دارد وتمام آن ـبجز آیه۲۸ ـ در ((مکه))نازل شده است. محتواى سوره

    این سوره با حمد و ستایش خداوند آغاز مى شود، و با توحید و ایمان و عمل صالح پایان مى یابد.محتواى این سوره همچون سایر سوره هاى ((مکى)) بیشتر بیان مبدا و معاد وبشارت و انذار است.مـسـالـه مهم دیگر این که مسلمانان تا آن روز که توانایى دارند به مبارزه ادامه دهند و در صورت عدم توانایى ، همچون ((اصحاب کهف)) هجرت نمایند.جالب این که در این سوره به سه داستان اشاره شده (داستان اصحاب کهف ،داستان موسى و خضر و داستان ذوالقرنین) که بر خلاف غالب داستانهاى قرآن درهیچ جاى دیگر از قرآن سخنى از اینها به میان نیامده است و این یکى از ویژگیهاى این سوره است. فضیلت تلاوت سوره

    در حـدیـثـى مى خوانیم که پیامبر(ص) فرمود: ((آیا سوره اى را به شما معرفى کنم که هفتاد هزار فرشته به هنگام نزولش آن را بدرقه کردند و عظمتش آسمان وزمین را پر کرد؟.یاران عرض کردند: آرى ؟.فرمود: آن سوره کهف است هر کس آن را روز جمعه بخواند خداوند تاجمعه دیگر او را مى آمرزد (و طـبـق روایـتى او را از گناه حفظ مى کند) و به او نورى مى بخشد که به آسمان مى تابد و از فتنه دجال محفوظ خواهد ماند)).و در حدیثى از امام صادق (ع) مى خوانیم : کسى که در هر شب جمعه سوره کهف را بخواند شهید از دنیا مى رود، و با شهدا مبعوث مى شود و در روز قیامت درصف شهدا قرار مى گیرد.بارها گفته ایم عظمت سوره هاى قرآن و آثار معنوى و برکات اخلاقیش به خاطر محتواى آن یعنى ایمان و عمل به آن است.به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. آغاز با حمد و ستایش خدا

    سـوره کـهف همچون بعضى دیگر از سوره هاى قرآن با حمد و ستایش خداوند آغاز شده است ، و از آنجا که حمد و ستایش بخاطر کار یا صفت مهم وشایسته اى است در اینجا ستایش را در برابر نزول قـرآن کـه خـالـى از هرگونه اعوجاج و کژى است بیان کرده ، مى گوید: ((حمد خدائى را که این کـتاب آسمانى را بر بنده (برگزیده)اش نازل کرد، و هیچ گونه کژى در آن قرار نداد)) (الحمدللّه الذى انزل على عبده الکتاب ولم یجعل له عوجا).(آیه)ـ((در حالى که ثابت و مستقیم و نگاهبان (کتابهاى آسمانى دیگر)است)) (قیما).این کلمه که به عنوان وصفى براى قرآن آمده ، هم تاکیدى است بر استقامت و اعتدال قرآن و خالى بـودن از هرگونه ضدونقیض ، و هم اشاره اى است به جاودانى بودن این کتاب بزرگ آسمانى و هم الگو بودن براى حفظ اصالتها و اصلاح کژیها وپاسدارى از احکام خداوند و عدالت و فضیلت بشر.ایـن صفت ((قیم)) در واقع اشتقاقى است از صفت قیومیت پروردگار که به مقتضاى آن خداوند حافظ و نگاهبان همه موجوات و اشیا جهان است.سپس مى افزاید: ((تا (بدکاران را)) از عذاب او بترساند)) (لینذر باسا شدیدامن لدنه).((ومـؤمـنـانـى را کـه (پـیـوسـتـه) کـارهـاى شـایـسـتـه انـجـام ـاتـ(( :دیـازفـاى مـ س پـســـسـم مـى دهـنـدبـشـارت دهـدکـه پـاداش نـیـکـویـى بـراى آنـهـاسـت)) (ویـبـشـرالـمـؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا حسنا).(آیه)ـهمان بهشت برین ((که جاودانه در آن خواهند ماند)) (ماکثین فیه ابدا).(آیه)ـسپ س به یکى از انحرافات عمومى مخالفان ، اعم از انصارى ویهود و مشرکان ، اشاره کرده ، مـى گـویـد: ((و (نـیـز) آنها را که گفتند: خداوند، فرزندى (براى خود) انتخاب کرده است ، بیم دهد)) (وینذر الذین قالوا اتخذاللّه ولدا).هم مسیحیان را به خاطر اعتقاد به این که ((مسیح)) فرزند خداست ، و هم یهودرا به خاطر اعتقاد بـه فـرزنـدى ((عـزیـر)) و هم مشرکان را به خاطر این که فرشتگان رادختران خدا مى پنداشتند هشدار دهد.(آیه)ـسپس به یک اصل اساسى براى ابطال این گونه ادعاهاى پوچ وبى اساس پرداخته ، مى گوید: ((نه آنها (هرگز) به این سخن یقین دارند، و نه پدرانشان !)) (ما لهم به من علم ولا لا بائهم).اما ((سخن بسیار بزرگى از دهانشان خارج مى شود)) (کبرت کلمة تخرج من افواههم).خدا و جسم بودن ؟ خدا و فرزند داشتن ؟ خدا و نیازهاى مادى ؟ و بالاخره خدا و محدود بودن ؟ چه سخنان وحشتناکى ؟!.آرى ! ((آنها فقط دروغ مى گویند)) (ان یقولون الا کذبا).(آیه)ـ.











  2. Top | #8

    تاریخ عضویت
    01-01-70
    شماره عضویت
    1
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    4,943
    نوشته های وبلاگ
    31
    میزان امتیاز
    15

    پیش فرض

    خواب اصحاب کهف

    از قـرائن مـوجـود در آیـات گذشته اجمالا به دست آمد که خواب اصحاب کهف یک خواب بسیار طولانى بود، این موضوع حس کنجکاوى هرشنونده اى را برمى انگیزد و مى خواهد دقیقا بداند آنها چند سال در این خواب طولانى بوده اند؟.

    این آیه شنونده را از تردید بیرون مى آورد و مى گوید: ((آنها در غار خودسیصد سال درنگ کردند و نه سال نیز بر آن افزودند))! (ولبثوا فى کهفهم ثلث مائة سنین وازدادوا تسعا).

    بنابراین مجموع مدت توقف و خواب آنها در غار سیصد و نه سال بود.

    (آیه)ـسپس براى این که به گفتگوهاى مختلف مردم در این باره پایان دهدمى گوید: ((بگو: خداوند از مدت توقف آنها آگاهتر است)) (قل اللّه اعلم بما لبثوا).

    چرا که : ((غیب آسمانها و زمین از آن اوست)) (له غیب السموات والا رض).

    کسى که از پنهان و آشکار، در مجموعه جهان هستى باخبر است چگونه ممکن است از مدت توقف اصحاب کهف آگاه نباشد.

    ((راستى او چه بینا و چه شنواست)) (ابصر به واسمع).

    بـه هـمین دلیل ((آنها (ساکنان آسمانها و زمین) هیچ ولى و سرپرستى جز اوندارند)) (ما لهم من دونه من ولی).

    ودر پـایـان آیـه اضـافه مى کند: ((و او هیچ کس را در حکم خود شرکت نمى دهد))(ولا یشرک فى حکمه احدا) در حقیقت این تاکیدى است بر ولایت مطلقه خداوند.

    (آیـه)ـدر این آیه روى سخن را به پیامبر(ص) کرده ، مى گوید: ((آنچه را ازکتاب پروردگارت به تـو وحى شده تلاوت کن)) (واتل ما اوحى الیک من کتاب ربک) و اعتنا به گفته هاى این و آن که آمـیـخته به دروغ و خرافات و مطالب بى اساس است مکن ، تکیه گاه بحث تو در این امور تنها باید وحى الهى باشد.

    چرا که ((هیچ چیز سخنان او را دگرگون نمى کند)) و در گفتار و معلومات اوتغییر و تبدیل راه ندارد (لا مبدل لکلماته).

    کـلام و عـلـم او هـمـچـون عـلم و کلام بندگان نیست که هر روز بر اثر کشف وآگاهى تازه اى دستخوش تغییر و تبدیل شود.

    روى هـمـیـن جهات در پایان آیه مى فرماید: ((و هرگز پناهگاهى جز اونمى یابى)) (ولن تجد من دونه ملتحدا).











  3. Top | #9

    تاریخ عضویت
    01-01-70
    شماره عضویت
    1
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    4,943
    نوشته های وبلاگ
    31
    میزان امتیاز
    15

    پیش فرض

    جنبه هاى آموزنده این داستان

    ایـن مـاجراى عجیب تاریخى که قرآن آن را خالى از هرگونه خرافه و مطالب بى اساس و ساختگى آورده است ، مانند همه داستانهاى قرآن مملو از نکات سازنده تربیتى است.

    الـف) نـخستین درس این داستان همان شکستن سد تقلید و جدا شدن ازهم رنگى با محیط فاسد اسـت اصـولا انسان باید ((سازنده محیط)) باشد نه ((سازش کاربا محیط)) و به عکس آنچه سست عـنـصـران فاقد شخصیت مى گویند: ((خواهى نشوى رسوا هم رنگ جماعت شو)) افراد با ایمان و صاحبان افکار مستقل مى گویند:((همرنگ جماعت شدنت رسوایى است))!.

    ب) ((هجرت)) از محیطهاى آلوده ، درس دیگرى از این ماجراى عبرت انگیزاست.

    ج) ((تقیه)) به معنى سازنده اش درس دیگر این داستان است ، ومى دانیم تقیه چیزى جز این نیست کـه انـسان موضع واقعى خود را در جایى که افشاگرى بى نتیجه است مکتوم دارد تا نیروى خودرا براى موقع مبارزه وضربه زدن بر دشمن حفظ کند.

    د) عـدم تـفـاوت در میان انسانها در مسیر اللّه و قرار گرفتن ((وزیر)) در کنار((چوپان)) و حتى سـگ پـاسـبـانى که راه آنها را مى سپرد، درس دیگرى در این زمینه است ، تا روشن شود امتیازات دنیاى مادى ، و مقامات مختلف آن کمترین تاثیرى درجدا کردن صفوف رهروان راه حق ندارد که راه حق راه توحید است و راه توحید راه یگانگى همه انسانهاست.

    ه) امدادهاى شگفت آور الهى به هنگام بروز بحرانها نتیجه دیگرى است که به ما مى آموزد.

    و) آنـهـا در این داستان درس ((پاکى تغذیه)) حتى در سخت ترین شرایط را به ما آموختند، چرا که غـذاى جـسـم انـسان اثر عمیقى در روح و فکر و قلب او دارد، وآلوده شدن به غذاى حرام و ناپاک انسان را از راه خدا و تقوا دور مى سازد.

    ز) لـزوم تـکـیـه بر مشیت خد، و استمداد از لطف او، گفتن ((انشااللّه)) درخبرهایى که از آینده مى دهیم ، درس دیگرى بود.

    ح) لزوم بحث منطقى در برخورد با مخالفان درس آموزنده دیگر این داستان است.

    ط) بـالاخـره مساله امکان معاد جسمانى و بازگشت انسانها به زندگى مجددبه هنگام رستاخیز درس دیگرى است که این ماجرا به ما مى دهد.

    به هر حال ، هدف سرگرمى و داستان سرایى نیست ، هدف ساختن انسانهاى مقاوم ، با ایمان ، آگاه و شجاع است ، که یکى از طرق آن نشان دادن الگوهاى اصیل در طول تاریخ پرماجراى بشرى است.

    آیـه ـ شـان نزول : جمعى از ثروتمندان مستکبر و اشراف از خود راضى عرب به حضور پیامبر(ص) رسـیـدند، و در حالى که اشاره به مردان با ایمانى همچون سلمان ، ابوذر، صهیب ، و خباب و مانند آنها مى کردند، گفتند: اى محمد! اگر تو درصدر مجلس بنشینى ، و این گونه افراد را از خود دور سـازى (و خلاصه مجلس تومجلسى درخور اشراف و شخصیتها! بشود) ما نزد تو خواهیم آمد; ولى چه کنیم که با وجود این گروه جاى ما نیست !.

    در ایـن هـنـگـام آیـه نـازل شد و به پیامبر(ص) دستور داد که هرگز تسلیم این سخنان فریبنده توخالى نشود وهمواره باافراد باایمان وپاکدلى چون سلمانهاوابوذرها باشد.

    به آنان فرمود: حمد خدا را که نمردم تا این که او چنین دستورى به من داد که با امثال شما باشم ، ((آرى ! زندگى با شم، و مرگ هم با شما خوش است))!.



    منبع : سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی | Aviny.com











صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
حمايت از ما
سربازان گمنام