مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh سیره ی عملی پیامبر (ص)
سلام دوست عزیز؛ به انجمن آیه های زندگی خوش آمدید. لطفا از قسمتهای مختلف سایت دیدن فرمایید.
پرتال آیه های زندگی یکی از قسمتهای بسیار خوب و ارزشمند سایت آیه های زندگی است، که هدف از آن ایجاد مرکزی جهت معرفی انواع فایلهای چند رسانه ای در موضوعات مذهبی و فرهنگی جهت استفاده عموم علاقمندان می باشد
تبلیغات
تبلیغات
نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    10-01-10
    شماره عضویت
    57
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,058
    نوشته های وبلاگ
    61
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض سیره ی عملی پیامبر (ص)



    خداوند محمد (ص) را اسوه ی ما قرار داد تا الگوی مناسبی را در این جهان داشته باشیم
    الگویی که از جنس خود انسان باشد و از میان انسانها
    پس به جاست که تفکری در چگونه بودن این مرد بزرگ وحی بنماییم تا بتوانیم از گفتار و اندیشه ها و اعمال ایشان استفاده نموده و برای خود ره توشه ای به جاده ی سغادت بر گیریم
    امید که خداوند در این راه ما را همراهی نماید و از بهره ی مساعدت دوستان نیز بی توفیق نمانیم

    درود بر پیامبر و آل پیامبر




  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    10-01-10
    شماره عضویت
    57
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,058
    نوشته های وبلاگ
    61
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    یکی از سیره‌های پیامبر - صلی الله علیه و آله - این بود که
    امر به معروف و نهی از منکر را با مراحل آن اجرا می کردند، یعنی از کم آغاز می نمودند و آنگاه شدت می بخشیدند.

    نمونه‌ي آشکار آن را در داستان سمره بن جندب میبینیم که عالمان اصول، از آن برای قاعده لاضرر استفاده کرده‌اند.
    در داستان سمره، پیامبر - صلی الله علیه و آله - کاملاً مراحل را رعایت فرموده و از ملایمت و مرحله نخستین امر به معروف و نهی از منکر استفاده نموده است تا آخرین مرحله لازم. داستان سمره چنین است:
    زراره، از امام باقر - علیه السلام - روایت میکند که
    سمره بن جندب در باغ مرد انصاری درخت خرمایی داشت که خانه انصاری در آنجا بود، سمره، بدون اینکه اجازه بگیرد به سراغ نخلش میرفت.
    مرد انصاری در اعتراض میگفت:
    «ای سمره تو همواره ناگهان و بیاطلاع وارد باغ میشوی و ما در شرایطی قرار داریم که خوشایند نیست، وقتی وارد باغ میشوی اجازه بگیر!»
    - من در راهی که مربوط به درخت خودم است، اجازه نمیگیرم.
    مرد انصاری به رسول خدا - صلی الله علیه و آله - شکایت کرد، رسول خدا - صلی الله علیه و آله - سمره را احضار کرد و فرمود،
    فلانی از تو شکایت دارد، از اینکه بدون اجازه او و خانوادهاش وارد باغ میشوی. از این پس با اجازه و اطلاعشان وارد باغت شو!
    - آیا راهی که متعلق به باغ خودم است، جواز عبور میخواهد؟ نه چنین نخواهم کرد.
    - پس در این صورت باغ را واگذار کن. در برابر درختی که به تو میدهم.
    - نه چنین نمیکنم.
    - در برابر آن دو تا درخت میدهم.
    - نمیخواهم معامله کنم.
    پیامبر مرتب بر تعداد درختان میافزود که او را راضی کند، تا به ده اصل درخت رسید؛ ولی سمره راضی نمیشد. آنگاه پیامبر فرمود:
    - در برابر درخت تو ده اصل درخت در فلان مکان [بهتر] میدهم.
    - نه مبادله نمیکنم.
    - درختت را واگذار تو را درختی در بهشت میدهم!
    - نه راضی نمیشوم.
    - تو شخص ضرر زنندهای هستی، در حالی که:
    لا ضرر و لا ضرار علی مؤمن آنگاه پیامبر دستور داد:
    «تا آن درخت را از ریشه بکنند و به سمره فرمود: درختت را بردار و هرجا که میخواهی بکار».
    در این داستان میبینیم که چگونه
    پیامبر - صلی الله علیه و آله - با ملایمت و مدارا سمره را وادار میسازد تا از راه لجاجت برگردد و به راه درست و به سوی تربیت رهنمون شود؛ اما،
    متأسفانه سمره این لیاقت را نداشت و سیره پیامبر - صلی الله علیه و آله - در چنین موارد این بود که در جایی اعمال زور، در جای دیگر نرمش و ملاطفت.
    هر کدام را در جای خود به کار میبرد. تا هم خود آن شخص تربیت شود، هم مانع تربیت دیگران نشود.


    (منبع : خبرگزاري فارس ،‌محمد عارف صداقت)


  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    10-01-10
    شماره عضویت
    57
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,058
    نوشته های وبلاگ
    61
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    پیامبر خاتم(ص) بر بزرگ و کوچک سلام می کرد.

    هرگاه با کسی مصافحه می نمود، یا سخن می گفت تا زمانی که او دستش را نمی کشید و سخن خویش تمام نمی کرد، پیامبر(ص) دست نمی کشید و منصرف نمی شد.


    هرگز نزد کسی پای خویش را دراز نمی کرد،


    نگاهش کوتاه بود و به کسی خیره نمی شد و با هیچ کس سخن ناپسند نمی گفت،


    تا زنده بود در حال تکیه دادن غذا نمی خورد.[1]


    هنگام عطسه زدن صدایش را کوتاه می کرد و جلوی دهانش را می گرفت و صورت خود را می پوشانید.[2]


    هرگاه کار ناشایستی را از دیگران می دید، یا می شنید، به رخ او نمی کشید، بلکه به نحو کلی، یا با کنایه تذکر می داد.[3]


    [1]. علامه طباطبایی(قدس سره)، سنن النبی(ص)، ص 46 ـ 43.
    [2]. گروهی از نویسندگان پژوهشکده باقر العلوم(ع)، سنن الرسول الاعظم(ص)، ص 492.
    [3]. التبلیغ فی الکتاب والسنة، ص 161، ح 333 و 334.



  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    10-01-10
    شماره عضویت
    57
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,058
    نوشته های وبلاگ
    61
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    یکی از زیباترین آیات قرآن کریم در معرفی پیامبر گرامی چنین است:
    (لَقَدْ جَاءکُم رَسُولٌ مِنْ أنْفُسِکُم عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّم حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَّحِیمٌ)[4]؛
    قطعاً برای شما پیامبری از خودتان آمد که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید، و به [هدایت] شما حریص و نسبت به مؤمنان دل سوز مهربان است.
    برخی در توضیح آن گفته اند:


    پیامبری که نه سستی روا داشت و نه کوتاهی کرد و نه اظهار خستگی نمود، چشم های نابینا را بینایی و گوش های ناشنوا را شنوایی و دل های بسته را رهایی بخشید.
    کژ راهه را اصلاح نمود و به صراط مستقیم آورد و همگان را به گفتن
    لا إله إلاّ الله آشنا نمود.[5]
    و به راستی رسول اعظم(ص) دل سوزی و خیرخواهی را تا آن جا رساند که خداوند در آیه ی سه سوره ی شعراء به او هشدار داد.



    [4]. التّوبه (9) : 128.
    [5] . سنن الرسول الاعظم(ص)، ص 859 ، ح 2684.



  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    10-01-10
    شماره عضویت
    57
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,058
    نوشته های وبلاگ
    61
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    قرآن کریم مدارا و رفق ایشان را نیزاینگونه تصریح می فرماید:


    (فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ...)[6]؛
    پس به [برکت] رحمت الهی با آنان نرم خو و [پر مهر] شدی و اگرتندخو و سخت دل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می شدند... او مأمور بود تا به زیباترین صورت چشم پوشی کند.
    (... فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الجَمِیلَ)[7]
    و به مبلغانی که خود گسیل می داشت، می فرمود:
    یسّرا ولاتعسّرا و بشّرا ولاتنفّرا و تطاوعا ولا تختلفا[8]؛
    ـ خطاب به معاذبن جبل و ابوموسی ـ‌ آسان بگیرید و سخت مگیرید، مژده دهید و مترسانید، با خود هماهنگ باشید و اختلاف مکنید. و در توصیه های خویش به مبلغی دیگر فرمود:
    علیک بالرّفق والقول السّدید ولاتک فظاً ولاغلیظاً ولامتکبراً ولا حسوداً[9]؛
    مدارا کن و سخن استوار گوی و از تندخویی و سخت دلی و تکبر و حسد پرهیز کن. رسول خدا با بدترین اشخاص به نیکویی رفتار می کرد و از همین راه قلب آنان را با حق الفت می داد.[10]



    [6] . آل عمران (3) : 159.
    [7]. الحجر (15) : 85 .
    [8] . محمد محمدی ری شهری، التبلیغ فی الکتاب والسنة، ص 130.
    [9]. بحارالانوار، ج 18، ص 104.
    [10]. سنن الرسول الاعظم(ص)، ص 474، ح 1446.


    ویرایش توسط ملیکه : 01-27-11 در ساعت 20:56

  6. Top | #6


    تاریخ عضویت
    01-27-11
    شماره عضویت
    114
    نوشته ها
    7
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    خلق و خوی حضرت محمد (صل الله علیه و آله)
    « وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ » (1)
    پیامبر (ص) لباس و کفش خود را می دوخت، گوسفندان خود را می دوشید، با بردگان هم غذا می شد، بر زمین می نشست، بدون اینکه خجالت بکشد مایحتاج خانه اش را از بازار تهیه میکرد و برای اهل خانه می برد، با ثروتمند و فقیر یکسان مصافحه می کرد و دست خود را نمی کشید تا طرف دست خود را بکشد.
    به هر کسی می رسید سلام میکرد. چه توانگر چه درویش، چه کوچک و چه بزرگ و اگر به مهمانی و خوردن چیزی دعوت می شد آن را کوچک نمی شرد ، هرچند خرمایی پوسیده باشد.
    مخارج زندگی آن حضرت سبک، دارای طبع بزرگ و خوش معاشرت و خوشرو بود. بدون اینکه بخندد همیشه تبسمی بر لب داشت و بدون این که چهره اش در هم کشیده باشد، اندوهگین به نظر می رسید. بدون اینکه از خود ذلّتی نشان دهد همواره متواضع بود. بدون اینکه اصراف بورزد سخی بود، دل نازک و با همه مسلمانان مهربان بود. (2)
    امام صادق (ع) می فرمود:
    پیامبر (ص) بین اصحاب خود به طور مساوی چشم می دوخت و به آنان یکنواخت نظر می افکند و همچنین فرمود: هرگز پای خود را بین اصحاب دراز نکرد. (3)
    هنگام سخن گفتن لبخند می زد و با مردم شوخی می کرد و منظورش از این کار مسرور ساختن آنها بود.(4)
    مردی از امیر المؤمنین (ع) درخواست کرد اخلاق پیغمبر اکرم (ص) را برایش بشمارد، فرمود: تو نعمت های دنیا را بشمار تا من نیز اخلاق آن جناب را برایت بشمارم، عرض کرد: چگونه ممکن است نعمت های دنیا را احصاء کرد با اینکه خداوند در قرآن میفرماید: اگر بشمارید نعمت های خدا را، نمی توانید به پایان رسانید.
    امیرالمؤمنین (ع) فرمود: خداوند تمام نعم دنیا را قلیل و کم می داند، در این آیه که میفرماید: قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ (5)بگو متاع دنیا اندک است و اخلاق پیغمبر اکرم (ص) را در این آیه عظیم شمرده و چنانچه می فرماید: إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ترا خوئی بسیار بزرگ است. اینک تو چیزی که قلیل است نمیتوانی بشماری، من چگونه چیزی که عظیم و بزرگ است شمارش کنم! ولی همینقدر بدان اخلاق نیکوی تمام پیامبران مظهر یکی از اخلاق پسندیده بودند چون نوبت به آن جناب رسید تمام اخلاق پسندیده را جمع کرد.
    پی نوشت:

    1: قلم – 4

    2و3و4 : سنن النبی (ص)- 41-48


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
حمايت از ما