






[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]







هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب
گريان، زغمى ديده عالم شده امشب
آهنگ سرشكم، كه رسد بر لب مژگان
با اين دل سودا زده همدم شده امشب
پايان شب آخر ماه صفر است اين
يا آنكه زنو ماه محرّم شده امشب
مهتاب، رخ خويش نهان كرد زماتم
چون رحلت پيغمبر خاتم شده امشب
از داغ جگر سوز نبى سيّد ابرار
نخل قد زهرا و على خم شده امشب
شد كار فلك، خون جگر خوردن از اين غم
گردون، ز محن با رخ درهم شده امشب
سيماى جهان، غرقه خون دل «ياسر»
در سوگ رسول اللّه اعظم شده امشب
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]







[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
چشمهایی كه هنوز نگران امت است
مرور میکنی خاطرات هزار ساله نوح را،
تنهایی آدم را،
زخمهای ایوب را و امتحان ابراهیم را.
با آمدن آدم علیهالسلام آمدهای
و بعد از عیسی علیهالسلام به پیامبری رسیدهای.
فرشتهها صدایت میکنند؛
اما هنوز دلتنگ و نگران امتت هستی.
هرچند اتمام حجت کردهای،
هرچند عادلترین نگهبان را بر آنان گماردهای،
اما دلشوره اینکه پس از تو چه خواهد شد، رهایت نمیکند.
پیامبری تو...
سبکبار بال میزنی،
تا دورتر از دسترس همه پرندهها و فرشتهها.
اما چه بهارها و اردیبهشتها
در حسرت دیدن تو از راه خواهند آمد،
ای بهشتیترین!
پیامبریات باران مهربانی بود
که تا دورترین نقطه تشنگی خاک رسید.
عطر رسالتت، هوایی بود
که همه خاکیان را به هوای نفس کشیدن در دامنه اسلام کشاند.
پس از تو، آوازهای ابوجهل را هیچ حنجرهای صیقل نداد.
به یمن پیامبری تو،
زیتونها و انجیرها در برابر نخلها،
قرآن تلاوت میکنند
و نخلها به رسالت جهانی تو سوگند میخورند.
همه پرندههای جهان، اذان میگویند
تا کوهها به امامت تو نماز کنند.
پس از تو
چه میتوان گفت
از آن همه کلمهای که در صدای سکوت علی علیهالسلام ،
پس از تو خاموش ماندند؟
پس از تو، غیر از نفسهای غمگین علی علیهالسلام
و اشکهای ناتمام فاطمه علیهاالسلام ،
هیچ نفسی به تو نرسید
و هیچ اشکی از نام تو سرچشمه نگرفت.
بعد از تو، جز لبخندهای اندوهگین علی علیهالسلام
و فاطمه علیهاالسلام ،
همه لبخندها به کیسههای زر ختم شد.
چه شبها که فاطمه علیهاالسلام به یاد تو
در ماه، با گریه مینگریست
و علی علیهالسلام ، با بغض،
ستارههای ایوان تاریک مدینه را میشمرد.
آه، چه فرصتهای عزیزی که پس از تو،
بین غربت برادرت علی علیهالسلام
و مسلمانان نامسلمان گم شد!
کاش سلمانها و ابوذرها و...
در باران تکثیر میشدند
تا خطبههای علی علیهالسلام را عملی کنند!
کاش... !
کاش چیزی نپرسی!
لب به سخن گشودی و فرمودی:
«نورانیترین شما در روز قیامت،
کسی است که آل محمد صلیاللهعلیه وآله را
بیشتر دوست بدارد.»
اما باور نمیکنی که امت تو
چگونه به وصیت تو عمل کردند؟!
کاش از دستهای گرمی نپرسی
که هیچگاه پس از تو،
دستهای تنهای علی علیهالسلام را
در صبحگاهان غربت نفشرد
و هیچ جوابی،
پرندههای سلامش را نرسید!
کاش از شانه امنی نپرسی
که پس از تو هیچ شانهای
هق هق گریههای دختر دردانهات را نداشت!
کاش از دوستداشتن مپرسيدي
که هیچ خانهای همسایه دوستی مهربانانه آل تو نشد!
کاش... !
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]







حجة الوداع " آخرين سفر پيامبر ( ص ) به مكه "
چند ماه از عمر پربار پيامبر عاليقدر اسلام (ص) باقى نمانده بود. سال دهم هجرت بود. پيامبر (ص) اعلام فرمود:
مردم براى انجام مراسم عظيم حج آماده شوند. بيش از صد هزار نفر گرد آمدند. پيامبر مكرم (ص)، با پوشيدن دو پارچه سفيد، از مسجد شجره در نزديك مدينه احرام بست و مسلمانان نيز همچنين.
صداى گوش نواز: لبيك اللهم لبيك، لا شريك لك لبيك، در فضا طنين انداز شد. هزاران نفر اين نداى ملكوتى پيامبر (ص) را تكرار مىكردند.
شكوه عظيمى بود: وحدت اسلامى، برابرى و برادرى تبلور يافت. پيامبر مكرم (ص)، براى اولين و آخرين بار مراسم و مناسك حج را، به مسلمانان آموخت.
اين سفر بزرگ نمايشگر ثمرات بزرگ و تلاشهاى چند ساله پيغمبر اكرم (ص) بود كه جان و مال و زندگى خود را، خالصانه در راه تحقق آرمانهاى اسلامى و فرمانهاى الهى بذل كرد، و پيامهاى الهى را به مردم جهان رسانيد.
پيامبر (ص) در سرزمين عرفات پس از نماز ظهر و عصر هزاران نفر از مسلمانان پاك اعتقاد را، مخاطب ساخته چنين فرمود:
"اى مردم! سخنان مرا بشنويد شايد پس از اين شما را در اين نقطه ملاقات نكنم .
اى مردم، خونها و اموال شما بر يكديگر تا روزى كه خدا را ملاقات نمائيد مانند امروز و اين ماه، محترم است و هر نوع تجاوز به آنها، حرام است".
سپس مردم را به برابرى و برادرى فراخواند و به رعايت حقوق بانوان سفارش كرد و از شكستن حدود الهى بيم داد و از ستمكارى و تجاوز به حقوق يكديگر بر حذر داشت و به تقوى توصيه كرد.
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]







خداحافظ!
ماجرای بیکسی زهرا علیهاالسلام از جایی شروع شد که پلکهای تو بر هم آمد.تو، رها و سبکبال از ادای رسالت،
آرام، سر بر دامان مهربانی خداوند گذاشتی؛
در ازدحام سلام و تحیت فرشتگان،
در هوای معطر جبرئیل،
در ترنم صلوات فرشتگان،
در احاطه غم و اندوه توامان،
در جاودانگی اشک و ماتم من.
مرا به دست قومی میسپاری که بزرگی تو را پاس نداشتند.
به کوچههایی که روزی عبورت را سنگ میزدند.
به خانههایی که دهان به ریشخند و زخم زبان گشودند؛
آنها که روزی رسالت آسمانیات را به سخره گرفتند.
جهل مردمان این شهر، قداست خانهام را نشانه گرفته است؛
همان خانه که تو بارها کلون درگاهش را نواختی.
داستان بیکسی زهرا علیهاالسلام از جایی شروع شد
که تو پلک بر هم نهادی،
هنوز کوچههای مدینه،
از عطر نفسهایت معطر بود که...
آه، بگذار چیزی نگویم!
داستان بیکسی زهرا علیهاالسلام از جایی شروع شد
که تو پلک بر هم نهادی
تا شاهد روزگار سخت بعد از خود نباشی.
از همان لحظه که شهر، صدایت را نشنید.
از همان لحظه که روزگار، نگاه مهربانت را ندید،
روزگار رنج و ملال اهل بیت علیهالسلام آغاز شد.
کجاست آن روزگاران خوش با تو بودن؟
برخیز و دوباره قرآن بخوان!
خداحافظ، ای رحمت فراگیر در پهنه خاک!
خداحافظ، سپیده تا همیشه جاری!
خداحافظ، نور محض!
خداحافظ، عطر لحظههای بهاری.
خداحافظ، ای مهربانیات تا همیشه جاری!(1)
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]







جان جهان در خاک
پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) در تاریخ 28 صفر سال 10 هجرى در مدینه منوره چشم از جهان فرو بستند و به لقاء الله پیوستند، و این در حالى بود كه سر در سینه برادر خویش على بن ابى طالب (علیه السلام) داشتند: (و لقد قبض رسول الله...): و رسول خدا در حالى قبض روح شد كه سر بر سینه من نهاده بود و جانش در میان دستانم گرفته شد و من دستم را بر چهره ایشان كشیدم و من متولى غسل آن حضرت شدم و ملائكه مرا كمك مىكردند، تا آن كه او را در ضریحش به خاک سپردیم ... (1)
و در غم رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) در حالى كه حضرت را غسل مىداد و كفن مىكرد، چنین فرمود:
(بأبى أنت و أمى یا رسول الله لقد انقطع بموتك...):
پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا! همانا با مرگ تو از نعمتى محروم شدیم كه با مرگ دیگران از آن محروم نمىشدیم و آن، نعمت نبوت و اخبار آسمانى بود.
مصیبت تو آنقدر بزرگ است كه ما را به خاطر تمام مصیبتهاى دیگر تسلیت مىدهد و از این جهت، تو منحصر به فرد هستى و همه مردم در سوگ تو ماتمزده هستند و از این جهت عمومیت دارى و اگر نبود كه تو ما را به صبر امر فرمودى و از جزع و ناله نهى نمودى، سرچشمه هاى اشك را خشك مىكردیم و درد و غم ما همواره باقى مىبود و اندوه ما زدوده نمىشد و اینها نیز براى تو اندك است، ولى مرگ را نمىتوان برطرف كرد،
پدر و مادرم فداى تو باد! ما را نزد پروردگارت یاد كن و در خاطر خود نگهدار! (2)
رسول خدا (صلى الله علیه و آله) لحظاتى پیش از رحلت فرمود: (براى من كاغذ و دواتى بیاورید تا مكتوبى بنویسم كه پس از من گمراه نشوید!)
در این لحظه، عمر بن الخطاب گفت: "این مرد هذیان مىگوید و بیمارى بر او غلبه كرده است! ما را كتاب خدا بست است!" و شعار "حسبنا كتاب الله" را سر داد كه نقض كننده فرمایش نبى اكرم (صلى الله علیه و آله) إنى تارك فیكم الثقلین... از همان مجلس ریشه گرفت.
پس از آن، در حالى كه على (علیه السلام) هنوز در حال غسل و تدفین پیامبر بود، گروهى در محلى به نام (سقیفه) جمع شدند و در امر خلافت نزاع آغاز كردند و سرانجام ابوبكر را به عنوان خلیفه برگزیده، با او بیعت كردند و این، آغاز مسیرى بود كه به نوبه خود نتایجى به همراه داشت.
پینوشتها:
1- نهچ البلاغه ٬ فيض الاسلام ٬ خطبه 88
2- نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 226.
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]







رحلت پيامبر اکرم (ص) در کلام اميرالمومنين (ع)
و من کلام له علیه السلام قاله و هو یلی غسل رسول الله ، صلی الله علیه و آله ، و تجهیزه :
بابی انت و امی یا رسول الله لقد انقطع بموتک مالم ینقطع بموت غیرک من النبوه والانباء و اخبار السماء خصصت حتی صرت مسلیا عمن سواک ، و عممت حتی صار الناس فیک سواء و لولا انک امرت بالصبر و نهیت عن الجزع ، لانفدنا علیک ماء الشؤون و لکان الداء مماطلا والکمد محالفا ، و قلا لک ولکنه ما لا یملک رده ، و لا یستطاع دفعه بابی انت و امی اذکرنا عند ربک ، واجعلنا من بالک
هنگامى كه رسول خدا (ص) را مى شست و كفن مى كرد، گفت:
"پدر و مادرم فدایت باد، با مرگ تو رشته اى برید كه در مرگ جز تو- كس چنان ندید- پایان یافتن دعوت پیامبران و بریدن خبرهاى آسمان، چنانكه- مرگت- دیگر مصیبت زدگان را به شكیبایى واداشت و همگان را در سوكى یكسان گذاشت، و اگر نه این است كه به شكیبایى امر فرمودى، و از بیتابى نهى نمودى، اشك دیده را با گریستن بر تو به پایان مى رساندیم. و درد همچنان بى درمان مى ماند، و رنج و اندوه، هم سوگند جان، و این زارى و بیقرارى در فقدان تو اندك است، لیكن مرگ را باز نتوان گرداند، و نه كس را از آن توان رهاند. پدر و مادرم فدایت، ما را در پیشگاه پروردگارت به یاد آر و در خاطر خود نگاه دار!"
نهج البلاغه، خطبه 226، مترجم: سید جعفر شهیدی
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
Bookmarks