از ديده سرشگ خون روانم... در فصل شهادتت خزانم گفتن ز غمت نمیتوانم آهنگ غریبی تو مولا آتش شده پای استخوانم تنها نه به اشک اکتفایی از دیده سرشک خون روانم تو ابن غریب، ابا الغریبی از داغ تو نیمه گشته جانم در خانه و خانه همچو زندان مظلومترین تو را بخوانم آزاد شده ز جورِ دشمن با زهر جفا، غمت بدانم فرزند تو هم غریب چون توست ای سوخته بینِ آشیانم این ناله که مانده بین سینه باشد به فدایت ای بیانم 
تشكرها 2
سید (02-12-2011), صدیقه (02-12-2011)
در سوگ پدر
از پس پرده برون حجّت اثناعشر است
یا که در غرّه مَه قرص قمر جلوه گر است
بلبل از دوری گل تا سحر امشب به نواست
یا پسر بر سر بالین پدر نوحه گر است
هاتفی گفت که خاموش! مگر بی خبری
حسن عسکری امشب به جناح سفر است
سر به دامان پسر گرم سخن با معبود
چهره اش بر اثر زهر جفا پرگهر است
شد برون طایر روحش ز قفس سوی جنان
مهدی منتظر از بهر پدر خون جگر است
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره
---------------------------------------------
يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!
---------------------------------------------
تشكرها 2
منتظرظهور (02-12-2011), صدیقه (02-12-2011)
از ديده سرشگ خون روانم...
در فصل شهادتت خزانم
گفتن ز غمت نمیتوانم
آهنگ غریبی تو مولا
آتش شده پای استخوانم
تنها نه به اشک اکتفایی
از دیده سرشک خون روانم
تو ابن غریب، ابا الغریبی
از داغ تو نیمه گشته جانم
در خانه و خانه همچو زندان
مظلومترین تو را بخوانم
آزاد شده ز جورِ دشمن
با زهر جفا، غمت بدانم
فرزند تو هم غریب چون توست
ای سوخته بینِ آشیانم
این ناله که مانده بین سینه
باشد به فدایت ای بیانم

اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به
آیه های زندگی است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
Bookmarks