رمز و راز پيروزي انقلاب و تداوم آن در همين عبارت نهفته است. امام هيچگاه براي خشنود كردن اين و آن، چيزي را «هم عرض» اسلام قرار ندادند و براي نگهداشتن نيروهايي كه به اسلام نميانديشيدند، از آرمان مردم كه همان اجراي احكام اسلامي بود، صرفنظر نكردند. يكي از نكاتي كه امام اصرار داشت توسط مسئولان نظام جمهوري اسلامي رعايت شود، اين بود كه به گونهاي عمل كنند كه نهضتها و حركتهاي آزاديبخش در جهان اسلام تصور نكنند كه ميتوان «اسلامي بودن» را با ساير انديشهها و مشربهاي سياسي و فكري، درهم آميخت. امام تأكيد داشت كه مسئولان بايد سعي كنند صرفاً اسلامي بينديشند و در چارچوب انديشههاي اسلامي به تمهيد امور بپردازند.
در هر حال مردم در همه پرسي تعيين هويت سياسي آينده كشور فعالانه شركت كردند و 2/98 % آنان به نظام جمهوري اسلامي رأي دادند.
امام خميني در صبحگاه 12 فروردين، علاوه برتبريك به مردم به دليل برقراري نظام جمهوري اسلامي، ماهيت و ويژگيهاي اين نظام را نيز بر شمردند. گرچه نزديك به سه دهه از صدور آن پيام ميگذرد ولي همچنان بايد از آن به عنوان «منشور نظام جمهوري اسلامي» ياد كرد. بخشهايي از سخنراني امام(ره) چنين است: ۳
در جمهوري اسلامي بايد تمام مسايلي كه در ايران است متحول بشود. در جمهوري اسلامي بايد دانشگاهها متحول بشوند؛ دانشگاههاي وابسته، به دانشگاههاي مستقل متبدل بشود. فرهنگ ما بايد متبدل بشود؛ فرهنگ استعماري، فرهنگ استقلالي بشود. دادگستري ما بايد متحول بشود؛ دادگستري غربي به دادگستري اسلامي متبدل بشود. اقتصاد ما بايد متحول بشود؛ اقتصاد وابسته به اقتصاد مستقل متبدل بشود.
تمام چيزهايي كه در حكومت طاغوت بود و به تَبَع اجانب در اين مملكت ضعيف، در اين مملكت زير دست، پياده شده بود با استقرار حكومت اسلامي و حكومت جمهوري اسلامي تمام اينها بايد زير و رو بشود. بايد مردم خودشان را اصلاح بكنند. طبقات مختلف به طبقات پايين ظلم نكنند. بايد حق فقرا، حق مستمندان داده بشود. تمام اينها در جمهوري اسلامي بايد عمل بشود. اگر دولتي را ديد كه خلاف ميكند، ملت بايد تودهني به او بزند. اگر چنانچه دستگاه جابري را ديد كه ميخواهد به آنها ظلم كند، بايد شكايت از او بكنند و دادگاهها بايد دادخواهي بكنند؛ واگرنكردند خود ملت بايد دادخواهي بكند، برود توي دهن آنها بزند. بايد بازار ما بازار اسلامي باشد؛ بازار ما از بيانصافي بايد شستشو بشود. بايد دولت ما و همة دولتهايي كه بعدها ميآيند همه روي موازين اسلامي باشد، وزارتخانهها روي موازين اسلامي باشند، ادارات دولتي روي موازين اسلامي باشند. بايد مملكتي كه رنگِ طاغوت دارد مبدل بشود به مملكتي كه رنگِ الله دارد. بايد مملكت طاغوتي به مملكت الهي تبديل شود.
در جمهوري اسلامي ظلم نيست. در جمهوري اسلامي اينطور مسايلي كه زورگويي باشد نيست. نميتواند طبقة غني بر طبقة فقير زور بگويد، نميتواند استثمار كند. من به همة اقشار ملت ـ به تمام ـ عرض ميكنم كه در اسلام هيچ امتيازي بين اشخاص غني و غير غني، اشخاص سفيد و سياه، گروههاي مختلف، سني و شيعه، عرب و عجم و ترك و غير ترك ـ به هيچ وجه ـ امتيازي ندارند. قرآن كريم امتياز را به عدالت و به تقوا دانسته است. كسي كه تقوا دارد امتياز دارد، كسي كه روحيات خوب دارد امتياز دارد؛ اما امتياز به ماديات نيست، امتياز به داراييها نيست. بايد اين امتيازات از بين برود؛ و همة مردم عليالسّواء هستند. همه در حقوق مساوي هستند. اقليتهاي مذهبي حقوقشان رعايت ميشود؛ اسلام براي آنها احترام قائل هست. براي همة اقشار احترام قائل است.
دستجاتي كه زبانهاي مختلف دارند، اينها همه برادرهاي ما هستند و ما با آنها هستيم و آنها با ما هستند؛ و همه اهل يك ملت و اهل يك مذهب هستيم.
اميدوارم كه در هر سال روز «12 فروردين» روز عيد ملت ما باشد. ما به همة ملت تبريك عرض ميكنيم و من اين روز را بر ملت عزيز خودمان، به همة اقشارشان،تبريك عرض ميكنم. مبارك باد بر شما اين عيد. مبارك باد بر شما اين جمهوري اسلامي.
پينوشت:
1ـ اين كلمه از ريشه جمهره به معني توده و انباشته ميآيد. جمهوري به معني نظامي است كه ريشه در اراده انبوه مردم داشته باشد.
2ـ اطلاعات، 11/1/1358؛ گاه شمار سياست خارجي ايران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، ج 1، ص 136.
3ـ صحيفه امام، ج6، صص 465ـ 457.
رفراندوم تغییر نظام شاهنشاهی به جمهوری اسلامی
دکتر صادق طباطبایی : « [به امام] گفتم آقا ، حالا که دنیا شما و رهبری شما و این انقلاب به این عظمت را پذیرفته و به رسمیت شناخته است ، چه نیازی به رفراندوم داریم ؟ من مطمئن هستم اگر شما جمهوری اسلامی را به عنوان نظام سیاسی کشور اعلام کنید ، هم مردم ما و هم دنیا آن را خواهند پذیرفت . ایشان در جواب گفتند شما الان نمیفهمید . پنجاه سال دیگر خواهند گفت با سوء استفاده از احساسات مردم ، نظام مورد نظر خود را بر مردم تحمیل کردند. »
تأکید امام بر برگزاری سریعتر رفراندوم
دکتر صادق طباطبایی ، که از مجریان برگزاری رفراندوم بوده است میگوید : « 12 روز از پیروزی انقلاب نگذشته بود که مرحوم حاج احمد آقا خمینی گفتند ، امام میگویند رفراندوم باید هرچه زودتر برگزار شود . من با آقای دکتر صدر حاج سید جوادی در وزارت کشور دیدار کردم و پیام امام را به ایشان دادم . وزیر کشور گفت ما الان تشکیلات سالم اداری در کشور نداریم . حتی پاسبانها نه میتوانند با لباس و اونیفورم سابق سرکار بروند و نه ابزار بیسیم و ماشین دارند ، کلانتریها هم اکثر در روزهای آخر به شدت آسیب دیده است .
در مراکز استانها و شهرها هم استانداران و فرمانداران هنوز مستقر و مسلط به اوضاع نشدهاند . انجام امر امام چند ماهی فرصت نیاز دارد . من مطلب را به احمد آقا طی یک تماس تلفنی اطلاع دادم. کمی بعد ایشان تلفن کرد و گفت امام میفرمایند ، اگر کمی بجنبید ، این کار انجام میشود . دو روز بعد احمدآقا مجددا زنگ زد و گفت امام میگویند قصه رفراندوم به کجا رسید ؟ من گفتم مطلب تازهای ندارم .
ایشان گفت امام معتقدند خود شما به وزارت کشور بروید و با تجربه کار سازمانی که از انجمنهای اسلامی دارید ، سامان دادن به این امور را خود بر عهده بگیرد . کمی فکر کردم و گفتم من که نمیتوانم فردا صبح به دیدار وزیر بروم و بگویم صبح به خیر ، آمدهام رفراندوم برگزار کنم.
گفت من ترتیب کار را میدهم و مطلب را به امام منتقل کرد. امام با هوش و درایتی که داشتند متوجه شدند و ظاهرا توسط سید احمد آقا یا کس دیگری به مهندس بازرگان و ایشان هم به آقای صدر حاج سید جوادی – وزیر کشور – گفتند . همان شب به قم رفتم و اوضاع نامساعد را که منظور وزیر کشور بود برای ایشان شرح دادم و ضمنا گفتم آقا ، حالا که دنیا شما و رهبری شما و این انقلاب به این عظمت را پذیرفته و به رسمیت شناخته است ، چه نیازی به رفراندوم داریم ؟ من مطمئن هستم اگر شما " جمهوری اسلامی " را به عنوان نظام سیاسی کشور اعلام کنید ، هم مردم ما و هم دنیا آن را خواهند پذیرفت .
امام : شما الان نمیفهمید
ایشان در جواب گفتند شما الان نمیفهمید . پنجاه سال دیگر خواهند گفت با سوء استفاده از احساسات مردم ، نظام مورد نظر خود را بر مردم تحمیل کردند . نه حتما باید رأیگیری شود و دقیقا تعداد مخالف و موافق معین شود .
من وقتی از قم برگشتم ، منزل خالهام بودم که آقای صدر تماس گرفت و مرا به وزارت کشور دعوت کرد. من به اتفاق دکتر حسن حبیبی به دیدار ایشان رفتیم و بعد از کمی گفت و گو ، معاونت سیاسی و اجتماعی را به من و معاونت اداری و عمران را به ایشان واگذار کرد . از آن تاریخ هر دوی ما در وزارت کشور شروع به کار کردیم .
تقریبا اواسط اسفند 57 بود که احمد آقا گفت یک سری بیا قم و رفتم و گفت آقا پایش را کرده است توی یک کفش و گفته است که باید خیلی زود رفراندوم برگزار بشود . برای جمهوری اسلامی .
به ایشان گفتم خیلی خوب ، اما خیلی زود یعنی چه ؟
گفت امام میگوید همین روزهای آینده ،
گفتم قبلا توضیح دادم که این کار تشکیلات لازم دارد و نظم میخواهد ، فرمانداریها ، استانداریها ، صندوق ، جمعآوری تهیه تعرفه و ارسال ، ستاد مرکزی و اینها همه به این سرعت نمیشود ، گفت که نمیدانم دیگه آقا اصرار دارد که این انجام بشود.
من دوباره به قم رفتم و به ایشان گفتم آقا خود شما نظام جمهوری اسلامی را اعلام کردهاید ، این کافی است و دنیا هم که مشروعیت شما را قبول کرده است ، این هیچ ایرادی ندارد.
ایشان گفتند شما الان را نگاه نکنید ، آن چیزی که در تاریخ میماند ، واقعیتهای تاریخی است . شما سعی کنید که هر چه زودتر دولت این کار را برگزار کند . آن موقع من در هیأت وزیران هیچ نقشی نداشتم و گاهی اوقات در جلسات دولت به درخواست دوستان شرکت میکردم . به ایشان گفتم برگزاری یک چنین کاری خیلی تدارکات میخواهد ، از وزارت کشور که باید یک ستادی تشکیل بدهد در شهرستانها و در مراکز استانها ، بخشداریها ، یک بسیج تشکیلاتی و عمومی باید صورت بگیرد ، الان در صورتی که پاسبانها جرأت نمیکنند با لباس پاسبانی بیرون بیایند و سر چهار راهها بمانند برای نظم عمومی چطوری میخواهید این کار برگزار بشود .
ایشان گفتند نه این کار امکانپذیر است ، شما بروید و کار را به سبک انجمن اسلامی در بیاورید . من آمدم تهران و آن شب مطلب را به آقای صدر حاج سید جوادی اطلاع دادم ، ایشان گفت شما اولویت کارتان را روی برگزاری رفراندوم بگذارید . گفتم بسیار خوب ولی این بیعتی نباشد برای انجام کار دائم در وزارت کشور چون من الان تهران را هنوز بلد نیستم ، چطوری میتوانم معاون سیاسی و اجتماعی وزارت کشور بشوم . به هر حال فایده نکرد و من در آنجا مشغول کار شدم و این دقیقا 14 یا 15 اسفند سال 57 بود . (1)
تشکیل ستاد برگزاری رفراندوم
در عرض کمتر از 3 روز به سبک انجمن اسلامی ما یک ستاد برگزاری رفراندوم در وزارت کشور تشکیل دادیم و به تعداد استانداریها افرادی را از انجمن اسلامی و دوستان دیگر گرد آوردیم . البته تشکیلات ستاد انتخاباتی وزارت کشور که از زمان گذشته با یک مدیریت کل اداره میشد ، خدمات ستادی به ما ارائه میداد و تجربههای تشکیلاتی خود را در اختیار ستاد رفراندوم میگذارد.
قرار شد 3 نفر در مرکز بمانند و بقیه به مراکز استانها اعزام بشوند ، در آنجا نیز یک ستاد مرکزی به تعداد شهرستانها افرادی را با کمک ائمه جمعه که مورد اعتماد احمد آقا بودند در اختیار گرفتند . در مرکز شهرها نیز همینطور به تعداد روستاها و بخشها افراد انتخاب شدند .
تقریبا بیستم اسفند بود که ستاد رفراندوم کل کشور تشکیل شد. آن موقع تشکیلات کشوری از هم پاشیده بود ، استانداریها سر و سامان نداشت . بعضی از استانداران که به تازگی به محل کار خود اعزام شده بودند ، مورد اعتراض اهالی بودند . یک بار در یکی از روزنامهها نوشته بود : "آقای بازرگان آن انقلاب کجا و این انتصابات کجا ؟!"
در خیلی موارد تودهایها و نیروهای چپ و عناصر ضد انقلاب در ایجاد بلوا و نارضایتی نقش داشتند . استانداران هنوز مجال زیادی برای تسلط به کار پیدا نکرده بودند ، در حوزههای کوچکتر فرمانداری و شهرستانها و بخشداریها نیز به همین شکل بود و سازمان منظمی که عهدهدار اجرای صحیح و بدون دغدغه رفراندوم بشود
، وجود نداشت .
با وظیفه سنگینی روبه رو بودیم و چارهای ندیدیم که یک جلسه مشترکی با روحانیون معتمد امام در مراکز استانها بگذاریم و از آنها تقاضا کنیم که تسهیلاتی را فراهم کنند . در این زمینه با کمک حاج احمد آقا با روحانیون سرشناس مراکز استانها مانند آقای صدوقی در یزد هماهنگیهایی کردیم .
آئیننامه اجرائی رفراندوم تدوین و به دولت و به شورای انقلاب جهت تصویب فرستاده شد . (2)
اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به
آیه های زندگی است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
Bookmarks