حضرت فاطمه (س) در گوهر ذات خود مروارید گرانبهایی از همه خوبی های عالم داشت از این رو بود که سرور عالمیانش نامیدند زیرا خود صاحب فضائل عالم ملک و ملکوت و جهان غیب و شهود بود.
روایت های متعددی در بزرگی و بزرگ منشی این بانوی بزرگوار روایت شده است به گونه ای که ترمذی در صحیح از صبیح غلام ام سلمه و زید بن ارقم نقل کرده است که گفتند: پیامبر (ص) به علی ، فاطمه ، حسن و حسین فرمود: من با دشمن شما دشمن و با دوستان شما دوست هستم.
ابن خالویه در کتاب آل در حدیثی که آن را از امام رضا (ع) و او از پدرانش از امیرمومنان نقل کرده، آورده است که آن حضرت فرمود: رسول خدا (ص) فرمود: چون روز قیامت فرا رسد، منادی از دل عرش آواز دهد که ای خلایق! دیدگان خود را بربندید تا فاطمه دختر محمد، عبور کند.
ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی به سند خود از مسروق از عایشه نقل کرده است که گفت: به هنگام بیماری رسول خدا (ص) که به رحلت وی منجر شد بر بالین آن حضرت بودیم که فاطمه وارد شد. راه رفتنش بی هیچ کم و کاستی به راه رفتن پیامبر می ماند. چون پیامبر فاطمه را دید فرمود: دخترم خوش آمدی آنگاه وی را در سمت راست یا چپ خود نشانید. سپس رازی را با وی در میان نهاد. فاطمه گریست. در میان زنان پیامبر من به سخن درآمدم و گفتم: رسول خدا از میان ما همه تو را برای رازگویی برگزید آنگاه تو می گریی؟!
سپس رسول خدا راز دیگری با فاطمه در میان نهاد. این بار فاطمه خندید. عایشه در این باره از فاطمه پرسش کرد. اما آن حضرت گفت: من راز رسول خدا را برملا نمی کنم. چون پیامبر درگذشت؛ عایشه دوباره از آن رازی که پیامبر (ص) با فاطمه در میان گذارده بود، از وی سوال کرد. فاطمه پاسخ داد: اما گریه ام بدین خاطر بود که رسول خدا به من فرمود: جبرئیل در هر سال یک بار قرآن را بر من عرضه می داشت اما امسال آن را دو بار عرضه کرد و علت این امر را جز نزدیک شدن مرگم نمی دانم. من از شنیدن این سخن گریستم آنگاه پیامبر به من فرمود: از خدا بترس و شکیبا باش که من برای تو سلف نیکویی هستم. سپس فرمود: ای فاطمه آیا دوست نداری که سرور زنان جهان و بانوی این امت باشی؟ در این هنگام بود که خندیدم.
بخاری در صحیح به سند خود روایت کرده است که پیامبر اکرم فرمود: فاطمه پاره تن من است. هر که او را خشمگین سازد به تحقیق مرا خشمگین ساخته است.
بسیاری از دانشمندان اهل حدیث، از شیعه و سنی، این مضمون را با اسناد صحیح و روایت های صریح نقل کرده اند. تا آنجا که برخی بدین روایت، با اعتمادی تمام استشهاد کرده اند.
یکی از آنان ابوالفرج اصفهانی است. وی روایت می کند که: عبدالله بن حسن مثنی فرزند امام حسن مجتبی (ع) بر عمر بن عبدالعزیز وارد شد. عبدالله در آن هنگام جوان، و از وقار و هیبتی خاص برخوردار بود. عمر او را در صدر مجلس نشانید، مورد احترام قرار داد و نیازش را برآورده ساخت. از علت کار عمر در این خصوص پرسش کردند. وی پاسخ داد: یکی از معتمدانم خبری از رسول خدا برایم نقل کرد آن چنان که گویی خود آن را از دهان آن حضرت شنیده ام. پیامبر فرمود: فاطمه پاره تن من است. آنچه او را شادمان می کند مرا نیز خوشحال می سازد و آنچه وی را خشمگین می کند مرا نیز به خشم آورد. این عبدالله هم پاره ای از پاره تن رسول خداست.
ابن سعد و ابن مثنی از حضرت امیر نقل کرده اند که گفت: رسول خدا فرمود: ای فاطمه خداوند از خشم تو خشمگین و از خشنودی تو خشنود می شود.
حاکم در مستدرک روایت کرده است که چون رسول خدا از جنگ یا سفری باز می گشت، نخست به مسجد می رفت و دو رکعت نماز می گزارد و آنگاه به خانه فاطمه می رفت.
دانشمندان حدیث این روایت را با سندهای بسیار و نیز متنی یکسان یا دست کم با اندکی تفاوت نقل کرده اند.
مولف کتاب الاستیعاب به سند خود از ابن عباس نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: سرور زنان بهشت، مریم و پس از او فاطمه دختر محمد و سپس خدیجه و سپس آسیه همسر فرعون می باشند.
ابن صباغ مالکی در فصول المهمه از بخاری و مسلم و ترمذی نقل کرده است که پیامبر اکرم فرمود: از مردان، بسیاری به کمال رسیده اند اما از زنان جز مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون و خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد کس دیگری به کمال دست نیافته است.
این دو حدیث با اسناد بسیار و مستفیض در کتب روایات نقل شده است. و البته احادیث دیگری نیز نقل شده، مبنی بر آن که فاطمه از برترین آن زنان سابق الذکر است. جز آن که مریم سرور زنان دوره خودش و فاطمه سرور زنان عالم در تمام دوران هاست.
موید این نظر، سخنی است که از پیامبر (ص) خطاب به حضرت زهرا (س) نقل شده که به وی فرمود: آیا دوست نداری سرور زنان این امت باشی؟ از آنجا که بی تردید این امت از دیگر امت ها برتر است می توان نتیجه گرفت که بانوی زنان این امت نیز از سروران دیگر امت ها، برتر و بالاتر است.
در کتاب استیعاب به نقل از عایشه آمده است که از وی پرسیدند: محبوب ترین زنان در نزد رسول خدا (ص) چه کسی بود؟ عایشه گفت: فاطمه. پرسیدند: و از مردها؟ گفت: شوهرش علی.
حاکم در مستدرک از جمیع بن عمیر نقل کرده است که عایشه پس از آن که از وی درباره علی پرسش شد، گفت: از من درباره مردی می پرسید که به خدا مردی را محبوب تر از علی ندیدم. بخاری و مسلم در صحاح خود از قول پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که فرمود: فاطمه سرور زنان بهشتی است.
منبع: کتاب هدایتگران راه نور - زندگانی صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا (س) نوشته آیت الله حاج سید محمدتقی مدرسی با ترجمه محمد صادق شریعت





LinkBack URL
About LinkBacks


پاسخ با نقل قول
Bookmarks