««« زندگینامه ی معلمان شهید »»»
ads ads
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت من : Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    Qv0hr575dvpmujzlm58o1 ««« زندگینامه ی معلمان شهید »»»


    از سفارشات و خصوصیات شهید عباسزاده به دیگران:
    دوستان آشنایان را در امر حجاب و درس بسیار تشویق و تحسین می کرد و از خصوصیت اخلاقیشان این بود که علاوه بر فعالیت مبارزاتی به کمک افراد تهیدست و نیازمند می پرداخت و تا قبل از شهادتش کسی از این موضوع اطلاع نداشت بلکه پس از شهادتش متوجه این کار شهید شدن و شیوه و راه مولای خود حضرت علی (ع) را الگوی خود قرار داده بود.

    معلم شهید اسماعیل عباس زاده


    زندگی نامه شهید اسماعیل عباس زاده

    نام: اسماعیل نام خانوادگی:عباسزاده نام پدر: قاسمتاریخ ولادت: 1328 محل ولادت: بهشهرتاریخ شهادت: 1357 محل شهادت: بندرگزبسم رب الشهداء والصدیقین

    گاهی سکوت، گویاتر از تکلم و فریاد است. گاهی «نبودن» روشن ترین دلیل حضور است. گاهی بقاء زندگی جاودانه را با خطی از حماسه و خون، نقش می زنند گاهی ردای سرخ شهادت، این جامعه بلند خدایی، یک آیه است آیه بودن یک شاهد است. شاهد ایمان. آری ... در قلب نسلها و زمانها، در پهنه زمین، اینگونه زنده اند شهیدان ... در وصف شهید زبان و قلم قاصر است ولی اگر با نوشتن و یا گفتن بتوانید گوشه ای از زندگی پر فیض و برکت شهیدی را به رهروانش بنمایانیم اندکی از دینمان را ادا کرده ایم. مطالب زیر هم گوشه ای از زندگی سراسر افتخار شهید اسماعیل عباس زاده است. زمانی که شهید عباس زاده با خواهر بنده ازدواج کرد من در مقطع ابتدائی درس می خواندم و از فعالیت های مذهبی و سیاسی و مبارزاتی او کمتر اطلاع داشتم ولی به تدریج بیشتر متوجه شدم البته باز هم تا حدودی نه دقیقاً. چون این طور افراد کارهایشان را برای رضای خدا انجام می دهند نه برای تظاهر و ریا، تا برای دیگران بازگو کنند مسلماً خیلی از کارهایشان مخفی می ماند ولی از زمانی که او را می شناختم فردی بود بسیار متدین و خیلی فعال و جدی اگر دین را می خواست همه ابعادش را می خواست. فقط ظواهر دین را دنبال نمی کرد که چندان دشواری نداشته باشد و آخرش هم به نون ختم شود و دنیای او را تضمین کند چون دین اسلام یک بعدی نیست بلکه دینی است چند بعدی، افرادی تربیت می کند که دارای شخصیت چند بعدی باشد مصداق آیه: اشداء علی الکفار و رحماء بینهم باشند. شهید در حالیکه عشق وافر به همسر و فرزندانش داشت در مقابل با دشمن دین و مذهبی یعنی رژیم منحوس پهلوی مبارزه می کرد و در این راه سختی های زیادی را متحمل شد.
    او سالهای زیادی قبل از پیروزی انقلاب در جریان مبارزه با رژیم بود. در دوران سربازی اش که نمی دانم در چه سالی بود به خاطر احیای دین و اعتراض به کاری با قنداق اسلحه به بینی اش ضربه زدند و در اثر همان ضربه بینی اش شکسته بود و آثار آن همچنان باقی بود. چه در زمان اختناق و چه در دوران انقلاب نقش و عامل موثری در پخش اعلامیه ای در مورد حزب رستاخیز حدود سال 1353 که شبانه آنها را در منازل مردم و جاهای دیگر می انداخت. حتی در مدرسه ای که محل کارش بود اعلامیه ها را شبانه، جاگذاری می کرد همچنین در جابجایی عکس امام خمینی و رساله و نوارهای سخنرانی امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، نقش موثری را داشتند. در اکثر راهپیمایی ها و مجالس سخنرانی ها و تظاهرات و تحصن ها حضور داشتند. چون چهره ای شناخته شده بود ماموران دولتی بارها او را تهدید کرده بودند ولی گوشش بدهکار این حرفها نبود. در چند ماه آخر دوران انقلاب که مبارزه شدیدتر و همگانی تر شده بود بخاطر دوری منزلش از مرکز شهر و همین که خانواده اش شبها تنها نمانند گاهی در منزل پدرش بسر می بردند تا با خیال راحتتر در صحنه حاضر باشند چون منزل پدرش با شهربانی فاصله نداشت و ماموران رژیم هم معمولاً در اطراف آن نگهبانی می دادند شهید با جمعی از اهالی محل شبها به دادن شعارهای تند و کوبنده بر علیه رژیم می پرداختند و بارها به آنها حمله شده بود ولی موفق به دستگیری آنها نمی شدند تا اینکه یک شب یکی از مامورین در جدول کنار خیابان خود را زیر پل پنهان کرده بود وقتی آنها به سر کوچه برای شعار دادن رفته بودند به او حمله ور شده و او را دستگیر کرد او را به شهربانی بردند و در آنجا خیلی او را با شلاق و کابل زدند و شکنجه دادند به طوری که یک پایش از زانو تا پایین کاملا مجروح شده بود و تا مدتی در منزل پدرش اطرافیان به مداوای پای او می پرداختند تا آنکه توان راه رفتن نداشت و از درد فریاد می کشید باز هم دلش می خواست که به کارش ادامه دهد در مراسم شرکت کند ولی اطرافیان مانع می شدند پس از یک مدت کوتاهی همین قدر که می توانست با عصا حرکت کند همچنان در مراسم شرکت می کرد و ماموران همچنان او را تهدید می کردند ولی او هیچ گاه از فعالیت باز نمی ایستاد. یادم می آید در همان روزها که ایشان در منزل پدرم بودند و خانواده ما و چند نفر از بستگان ما آنجا بودند و از او سوال کردند که آیا باز هم در تظاهرات و در درگیریها شرکت می کنید با قاطعیت تمام جواب دادند که بله، من که از روحیات شهید با خبر بودم و او را تا حدی می شناختم گفتم که این کتکها و شکنجه ها تنها مانعی برای فعالیت های او نمی باشد بلکه به مانند این است که کسی او را بزند که چرا کم فعالیت داری باید بیشتر فعالیت داشته باشی و او بلافاصله تایید کرد که همین طور می باشد و دیدیم که عملاً هم همین طور بود. هنوز پایش خوب نشده بود و می لنگید که در مراسم گرامیداشت یکی از شهدای بندرگز شرکت کرد. بعد از مراسم که بین مأموران دولتی و مردم زد و خورد و درگیری بوجود آمده بود و همه فرار کرده بودند و به منزل مردم رفته بودند تا موقع تیراندازی در امان باشند ایشان هم به منزل فردی از اهالی رفتند و در آنجا هم به شعار دادن پرداختند یک بار که کمی سرش را از در حیاط بیرون آورده بود یکی از مأموران سرش را نشانه گرفت و با اصابت گلوله به قسمت پیشانی و سرش به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و به آرزوی دیرینه اش رسیدند او که زندگی اش سراسر مبارزه بود و با خون دادن خود نیز به مبارزه ادامه داد زیرا با ریختن خون شهید بر روی زمین خونهای مردم زنده را در رگهایشان به جوش می آورد و آنها را در راه هدف مقاومتر و مستحکم تر می سازد. شاید بعضی ها بیاد داشته باشند که در روز تشییع پیکر پاک شهید عباس زاده مردم به ژاندارمری حمله کرده بودند و درگیری پیش آمده بود مردم نه تنها ترسشان بیشتر نمی شد بلکه دلیری و شجاعتشان بیشتر می شد. شهید اسماعیل عباس زاده علاوه بر فعالیت مبارزاتی به کمک افراد تهیدست و نیازمند می پرداخت و تا قبل از شهادتش کسی از این موضوع اطلاع نداشت بلکه پس از شهادتش متوجه این کار شهید شدیم. همچون مولای خود حضرت علی (ع) را الگوی خود قرار داده بود. شهید دیگران را در امر حجاب و درس بسیار تشویق و تحسین می کرد و خیلی به دیگران احترام می گذاشت بسیار متواضعانه و مودبانه برخورد می کرد و فردی بسیار دلسوز بود و در کارها و مشکلات به دیگران و خانواده اش کمک می کرد. هیچگاه خود را بر دیگران ترجیح نمی داد و در همه حال در همۀ کارها راحتی خود را فدای دیگران می کرد و هیچگاه دنبال عافیت طلبی نبود زیرا عافیت طلبی مسلمانان خواستۀ طرفداران طاغوت و دشمنان اسلام و انقلاب است. نه خواسته طرفداران اسلام ناب و انقلاب اسلامی. هر چه که بر دنیایمان سرگرمتر باشیم دشمنان خوشحال ترند با توجه به شناختی که از شهید داشتم با شدت عشقی که او به امام و انقلاب داشت به جرات می توانم بگویم که اگر او در آن زمان شهید نمی شد حتما از کسانی بود که در زمان جنگ تحمیلی اکثر اوقات خود را در جبهه ها به سر می برد و اگر که گاهی در جبهه نبرد در پشت جبهه بیشترین خدمت را به انقلاب و نظام می کرد بدون هیچ گونه چشم داشتی. اگر او هزاران جان داشت یکی را پس از دیگری نثار انقلاب می کرد تا رشد سریعتر و مستمری داشته باشد در حقیقت دنیایش پلی بود برای آخرتش نه تظاهر به دین برای رسیدن به دنیا. او یک بسیجی به تمام معنا بود واقعاً جایش در هر کجای این نظام جمهوری اسلامی خالی می باشد.
    راهش پر رهرو و یادش گرامی باد

    اینجا سرای کیست که اینگونه روشن است؟ اینجا مگر کجاست که اینگونه با صفاست؟
    از مرگ هیچ کس نشود خانه ای شریف جز خانه شهید که چون خانه خداست
    ویرایش توسط ملیکه : 04-28-2011 در ساعت 05:53 AM



  2. تشكرها 3

    میثاق الهی (05-01-2011), سید (04-28-2011), صدیقه (04-28-2011)

  3. #2
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت من : Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض

    بنام خدا
    شاید خیلی ها سید علیرضا را نشناسند اما بچه های جبهه او را خوب میشناختند همه عطش بی تاب او را دیده بودند همه بر صبرش که به کوه می ماند غبطه می خوردند.
    او همزاد ایمان بود ومدافع اسلام سیدعلیرضا انگشتش هم نشان ماشه داشت وهم رنگ قلم بچه ها او را دیده بودند که در گردان کوثر فعال بود و در واحد تخریب در خنثی کردن مین ها کوشا.او را دیده بودند که قرآن می خواند وصندوق مهمات بدوش. . . . .او را دیده بودند که فرمانده گردان ثامن الائمه بود ومسئول محور عملیات لشگر نجف در فاو.



    نام شهید:سید علیرضا
    نام خانوادگی:بنی طبا
    نام پدر:سید عباس
    سال تولد:۱۳۴۲
    محل تولد:بیدگل
    تحصیلات:دیپلم تجربی-فوق دیپلم دینی وعربی
    شغل:معلم
    سمتها در اموزش وپرورش:معلم-مربی پرورشی-مسئول ستاد جنگ آموزش وپرورش
    وضعیت تاهل:متاهل
    سمتها در جبهه:مسئول محور عملیاتی لشگر ۸ نجف اشرف-فرمانده گردان ثامن الائمه لشکر نجف اشرف-معاون یگان دریایی کوثر
    تاریخ شهادت:۸/۱/۶۵
    محل شهادت:فاو
    سن :۲۳ سال
    محل دفن:گلزار شهدای امام زاده حسین بیدگل
    ویرایش توسط ملیکه : 04-28-2011 در ساعت 05:52 AM



  4. تشكرها 3

    میثاق الهی (05-01-2011), سید (04-28-2011), صدیقه (04-28-2011)

  5. #3
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت من : Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض

    جمال الدين بانج فروزش
    معاونت امور فرهنگي و تبليغ سازمان تبليغات اسلامي




    12 ارديبهشت هر سال به سوگ بزرگ مردي مي‌نشينيم كه چهره اسلام را طهارت بخشيد و «مطهري» نام گرفت. مطهري كه بود و چه ويژگي‌هايي داشت كه او را به اين قدر و منزلت رساند مگر نه اين است كه جوان امروز ما نياز به الگو دارد.
    مطهري، الگويي است كه هم‌اكنون نيز حضوري تابنده و گويا دارد. هنوز صداي رساي او در گوش دل پاك مردان طنين مي‌اندازد.
    درس‌هاي عاشورايي‌اش در حسينيه‌ها هنوز به گوش مي‌رسد و خروش انقلابي‌اش در سرتاسر كشور روشنگر و هدايت‌آفرين است.
    او را بهتر بشناسيم:
    مرتضي مطهري در سيزدهم بهمن‌ماه سال 1298 هجري شمسي در خانواده اي مذهبي در شهر فريمان خراسان ديده به جهان گشود. پس از گذراندن دروس مكتبي، وارد حوزه علميه مشهد شد. مدت‌ها بعد نيز وارد حوزه علميه قم شد و از محضر بزرگان و نام‌آوران حوزه علميه قم به ويژه حضرات آيات بروجردي، حضرت امام خميني، علامه سيدمحمدحسين طباطبايي، حاج‌ميرزا علي‌آقا شيرازي، محمد حجت، سيدمحمد محقق داماد و... بهره‌ها برد.
    استاد مطهري به دليل آگاهي كامل از مسايل فرهنگي و اجتماعي و نيز مقتضيات زمانه خود بي‌گمان از محدود شيعيان بيدار اوايل انقلاب محسوب مي‌شد كه قلم و انديشه‌اش را به عنوان سلاحي در جهت دفاع از اسلام ناب محمدي عليه تمامي دگرانديشان و منافق پيشگان به كار برد. و معتقد بود كه بشر امروزي براي رهانيدن خود از گرداب بي‌هويتي وادادگي‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي بايد با معارف ناب اسلام آشنا شود. از همين رو كه دغدغه‌ اول و آخرش عمل به دستورات اسلام در سطح جامعه بود پس از پيروزي انقلاب اسلامي همدوش با ساير انقلابيون در تبعيت از رهبر و مراد خويش، امام خميني (ره) در مجاهدتي خستگي‌ناپذير بود تا آنكه در دوازدهم ارديبهشت‌ماه سال 1358 توسط منافقان كوردل و نهروانيان زمانه خون پاكش را در اين مسير نوراني فداي انقلاب و راه امام و شهيدان كرد تا اين روز به عنوان روز معلم نامگذاري شود. عنوان مقدس معلمي برگرفته از اوصاف خداوند متعال است. قرآن كريم مي‌فرمايد: «علم‌الانسان ما لم يعلم» خداوند متعال به انسان آنچه را نمي‌دانست ياد داد.(علق-5)
    همچنين آيات قرآن كريم مهم‌ترين ويژگي انبياء الهي را تعليم مردم بيان كرده و آن گراميان را به عنوان معلمان بشر مي‌شناساند و مي‌فرمايد:
    «لقد من‌الله علي‌المومنين اذ بعث فيهم رسولاً من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين (آل عمران-164)
    خداوند بر مؤمنان منت نهاد، هنگامي كه در ميان آن‌ها پيامبري از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آن‌ها بخواند و آن‌ها را پاك كند و برايشان كتاب و حكمت بياموزد هرچند پيش از آن، در گمراهي آشكاري بودند.
    ارزش و مقام معلم:
    در عظمت و منزلت و مقام معلم همين كافي است كه بزرگ‌ترين معلم جهان بشريت حضرت رسول خاتم(ص) به اين ويژگي خود افتخار مي‌كرد. آن بزرگوار زماني كه با دو گروه در مسجد مواجه شد كه گروه اول عبادت مي‌كردند و گروه دوم به آموزش علم مشغول بودند، گروه دوم را افضل دانست و فرمود: «انما بعثت معلما: همانا كه من به عنوان معلم انسان‌ها مبعوث شده‌ام.
    در مقام پاسداشت از تلاش‌هاي معلمان سخني بالاتر و زيباتر از كلام مولاي متقيان حضرت علي(ع) نمي‌توان يافت كه فرمود: «من علمني حرفا فقد صيرني عبدا» كسي كه به من يك حرف بياموزد، مرا بنده خودكرده است. البته اين شرافت و فضيلت براي معلم زماني ارزشمند است كه بتواند‌ شأن خداوند و پيامبران را در وجود خود محقق سازد و پيوند انسان به هدف متعال خلقت يعني عبادت را برقرار سازد. لذا در اين توصيف، شهيد مرتضي مطهري يكي از آن معلمان راستين است كه اولاً با نگاه تركيبي به همه معارف بشري نظر مي‌كند و ثانياً تمامي تلاش‌هاي علمي و عملي را مقدمه‌اي براي عبادت مي‌داند و در اين راه به مرحله سوم دينداري راه مي‌يابد و با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي‌سازد. تا آنجا كه معمار انقلاب اسلامي كه خود معلمي بزرگ است همه آثارش را مفيد مي‌داند و بهره‌برداري از آن‌ها را سفارش مي‌كند.
    معلمي برتر از شهادت:
    حضرت امام جعفر صادق(ع) مي‌فرمايند: «هنگامي كه روز قيامت شود، خداوند تمام انسان‌ها را جمع مي‌كند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مركب عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مركب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت. اين ارزش بدان جهت است كه شهيدان در سايه علم و تربيت معلمان و تعليم شايسته آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده‌ است. در اين مسير بزرگاني گام نهاده‌اند كه نامشان بر تارك زمان مي‌درخشد. علامه شهيد استاد مرتضي مطهري(ره) از همين طايفه مقدس است كه در سنگر تعليم و تعلم به قله رفيع شهادت نيز دست يافت كه پير جماران در غم فراق او چنين گفت:
    شهيد بزرگوار و متفكر و فيلسوف و فقيه عالي مقام مرحوم آقاي حاج شيخ مرتضي مطهري(قدس سره) كه در اسلام‌شناسي و فنون مختلفه اسلام و قرآن كريم كم‌نظير بود در عمر كوتاه خود اثرات جاويدي به يادگار گذاشت كه پرتوي از وجدان بيدار و روح سرشار از عشق به مكتب بود. او با قلمي روان و فكري توانا در تحليل مسائل اسلامي و توضيح حقايق فلسفي با زبان مردم و بي‌‌قلق و اضطراب به تعليم و تربيت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بي استثناء آموزنده و روان‌بخش است و...
    ويژگي‌هاي معلم شهيد:
    نخستين ويژگي استاد شهيد مبارزه سرسختانه با كجروي‌ها و انحرافات بود كه پس از حضرت امام(ره) انحراف و سقوط منافقين را در پيش از انقلاب اسلامي پيش‌بيني كرده بود.
    ويژگي دوم مطهري، آشنايي عميق او با علوم و فنون مختلف اسلام و قرآن كريم بود. او در اين وادي، كم‌نظير بود هنر مطهري بيان پيچيده‌ترين علوم و فنون اسلامي به زباني ساده، اما در عين حال پخته و استوار است. امروز كه آثار او را مي‌خوانيم، گويي حرف‌ سالهاي دور استاد شهيد مطهري همين امروز مصداق دارد و همين امروز نياز جوان‌هاي ماست.
    ويژگي سوم استاد شهيد، طهارت روح و قوت ايمان و قدرت بيان كم‌نظير او بود. مطهري همان كسي است كه با دو بال علم و ايمان در سرتاسر عمر خود حركت كرد و هيچ‌گاه از مسير منحرف نشد.
    ويژگي چهارم، شهادت بزرگ مرداني چون مطهري همچون زنده بودنشان خود حيات آفرين است.
    ويژگي پنجم استاد فرزانه اين است كه با ترور شخصيت‌هاي مبارزي چون او، اسلام تأييد مي‌شود. نهضت زنده مي‌شود و زندگي از سر گرفته خواهد شد. او موجي آفريد كه حيات را معنا بخشيد. مطهري منشأ خدمات بزرگي در عرصه‌هاي حيات علمي و اجتماعي بود. به لحاظ علمي، انديشه‌ها و ايدئولوژي اسلامي را در طول حيات پربركتش، از طريق درس و سخنراني و تأليف كتاب ارائه داد و به لحاظ اجتماعي در مبارزه با انديشه‌هاي انحرافي سرسختانه عمل كرد.
    ويژگي ششم معلم شهيد: حضرت امام خميني (ره) آثار قلم و زبان استاد شهيد را بي‌استثناء آموزنده و روانبخش مي‌دانند و موعظه و نصايح او را كه از قلبي سرشار از ايمان و عقيده نشأت گرفته براي عارف و عامي سودمند مي‌خوانند.
    ويژگي هفتم استاد فرزانه: مبارزات جانانه او با كمونيست‌ها و منافقين، هنوز هم قوي‌ترين منابع مبارزاتي ما قلمداد مي‌شود.
    ويژگي هشتم استاد شهيد خطرآفريني مطهري است. آنچه كه هميشه ما را تهديد مي‌كند توطئه‌هاي است كه دشمن طراحي مي‌كند. انديشه‌هاي استاد شهيد مطهري هم براي دشمنان اسلام خطرآفرين است. امام بزرگوار به اين مهم‌ توجه دارند و هشدار مي‌دهند «من به دانشجويان و طبقه روشنفكران متعهد توصيه مي‌كنم كه كتاب‌هاي اين استاد عزيز را نگذارند با دسيسه‌هاي غيراسلامي فراموش شود.
    اي معلم شهيد:
    در ايام و لحظاتي شهادت تو را پاس مي‌داريم كه بيش از همه وقت با عنايت به تهاجم فرهنگي دشمنان فقدانت را با تمام وجود احساس مي‌كنيم. جاي تو را اي معلم شهيد در تمامي محافل، مجالس، در دانشگاه و حوزه خالي مي‌بينيم، گرچه رفته‌اي، ولي ماندگارتريني، گرچه خاموشي، اما روشن‌ترين فريادي، گرچه غايبي لكن آشكارترين حضوري.
    اي درد آشنا، اي زمان‌شناس، اي فرزند زمان، تو كه معلم و مؤلف كتاب «انسان كامل» بودي، به راستي خود متجلي يك انسان كامل بودي، از ذات وجودت تكامل تراوش مي‌نمود و تو براي همه بودي و همگان را سيراب كردي.
    بچه‌هايمان «داستان راستان» تو را مي‌خوانند و لذت مي‌برند. خواهرانمان «مسئله حجاب» و «حقوق زن» را مطالعه كرده و ارزش انساني زن مسلمان را درمي‌يابند.
    عارفان با تو در گلشن مطهر «نهج‌البلاغه» سير مي‌كنند. علي شناسان كتاب «جاذبه‌ و دافعه علي» را مي‌خوانند و جوانان ما نيز به «جهان‌بيني توحيدي» و «توحيد» و «نبوت» و «معاد» و «انسان و ايمان» و «انسان و سرنوشت» و... مي‌نگرند و درس مي‌آموزند.
    وقتي ديدگان ما به «جهان‌بيني توحيدي» تو افتاد و دريچه «انسان و ايمان» را به رويمان گشودي و چهره «انسان در قرآن» را به ما نماياندي از «وحي و نبوت» تو توشه‌ها برگرفتيم و پروازكنان به سوي «زندگي جاويد» شتافتيم و زمينه‌ساز «قيام و انقلاب مهدي(عج)» شديم و «شهيد» داديم تا اسلام باقي بماند.
    اي مطهري، اي معلم شهيد تو به تنهايي «جماعت» بودي و به تنهايي يك «امت». در حياتت با منطق، دشمنان اسلام را رسوا نمودي و در شهادتت با خون چهره كريه‌شان را رسوا ساختي و سرخي خونت نهال اسلام را شاداب‌تر و سبزتر نمود.
    شهادتت مبارك باد.

    منابع:
    1- قرآن كريم
    2- پيام امام خميني(ره) به مناسبت شهادت استاد مطهري
    3- مشعل هدايت/ ويژه روز معلم
    4- جامع‌السعادات ج3 ص112
    5- سنن دارمي ج1 ص 99
    6- زندگي‌نامه‌ استاد شهيد مطهري
    7- روزها و رويدادها/ نشر رامين
    8- ويژگي‌هاي معلم اثربخش و موفق. سايت مفيد [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]



  6. تشكر

    میثاق الهی (05-01-2011)

  7. #4
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت من : Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض

    آخرين درس آسماني خانم معلم و 18 دانش‌آموزش



    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] "[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]ي كه در كلاس درس به [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]رسيد "

    آخرين درس كلاس آسماني خانم [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] و 18 دانش‌آموزش
    صداي فرياد دانش‌آموزان در نعره مهيب موشكي كه مدرسه را كمانه گرفته بود بلعيده شد و لحظاتي بعد در ميان فضاي غبار آلود، تعدادي آمبولانس با صداهايي يكسان وارد حياط مدرسه شدند.
    سهيلا صارمي [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] 22 ساله‌اي كه كودك 6 ماهه‌اش را در جان و 18 دانش‌آموز را از جان مي‌پروراند در آتش خمپاره‌هايي كه خانه و زندگي مردم خرم‌آباد را هدف قرار داده بود و هر لحظه شديد‌تر مي‌شد، تلاش مي‌كرد تا خود را به كلاس درس برساند.
    سهيلا قرار بود يك هفته به مرخصي برود و آن روز براي خداحافظي و گرفتن حلاليت از دانش‌آموزان، مصمم‌تر از روزهاي قبل به سوي مدرسه گام بر مي‌داشت اما هنوز چند لحظه بيشتر از ورودش به كلاس درس نگذشته بود كه سقف كلاس بر سر او و دانش‌آموزانش خراب شد.
    صداي فرياد دانش‌آموزانش در نعره مهيب موشكي كه مدرسه را كمانه گرفته بود بلعيده شد و لحظاتي بعد در ميان فضاي غبار آلود، تعدادي آمبولانس با صداهايي يكسان وارد حياط مدرسه شدند.
    غربت [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]اين [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] جوان، بهانه‌اي شد در هفته [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]، مادر هر بار كه در كنار مزار فرزند شهيدش در قطعه 53 بهشت زهرا (س) حضور مي‌يابد، راسخ‌تر از هميشه و صبورتر از قبل، خداوند را سپاس مي‌گويد و به لبخند دخترش را بهشت مي‌انديشد.

    مطلوبه قهري مادر سهيلا صارمي درباره دخترش مي‌گويد: سهيلا دختر اولم بود، در زمان بارداري او سعي مي‌كردم تمام دوران بارداري‌ام را روزه باشم و حتي به دليل اينكه پزشكان بيمارستان مرد بودند از قابله خواستيم تا به خانه بيايد.
    اين مادر با يادآوري روز تولد دخترش لبخند مي‌زند و اظهار مي‌دارد: روز تولد سهيلا نيز روزه بودم و همي باعث شده بود كه زن قابله مدام بگويد « چيزي بخور درد زايمان داري» اما من‌ در جوابش مي‌گفتم «مي‌خواهم فرزندم را با دهان روزه به ‌دنيا آورم» و اينگونه شد سهيلا به دنيا آمد.
    دختر خوش قدم

    خانم قهري باز هم لبخند مي‌زند و ادامه مي‌دهد: زن قابله همانطور كه سهيلا را در آغوشم جاي مي‌داد، گفت «دخترت خوش‌ قدمه همين امروز حسنعلي منصور را به هلاكت رساندند».
    وي با يادآوري كودكي سهيلا، آرامش دارد و اين آرامش از پس چشمان مهربانش آشكار است، مي‌گويد: از كودكي علاقه زيادي به قرآن داشت‌ و از همان دوران نيز به كلاس‌هاي قرآن مي‌رفت و در فضايي قرآني رشد پيدا كرد تا اينكه در سن 21،20 سالگي با فردي كه مدير مدرسه پسرانه در خرم آباد بود ازدواج كرد و سهيلا نيز به عنوان [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] قرآن نهضت سواد‌آموزي در خرم آباد مشغول به كار شد.
    بايد از دانش‌آموزانم خداحافظي كنم

    اين مادر به روز [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]دخترش اشاره مي‌كند و اين بار بغض در صدايش شنيده مي‌شود، و آرام بيان مي‌كند: شدت حملات به خرم‌آباد زياد شده بود و من چون نگرانش بودم، با امكانات كم آن زمان هر روز با سهيلا تماس مي‌گرفتم و از او مي‌خواستم به تهران برگردد؛ در آخرين تماس كه سهيلا با ما داشت، قرار شد كه يك هفته مرخصي بگيرد و به ديدنمان بيايد، آن زنمان تقريباً‌ سيسموني كه براي بچه سهيلا تدارك ديده بودم را تكميل كرده بودم در انتظار ديدارش به سر‌ مي‌بردم.
    وي اضافه مي‌كند: شبي در منزل بوديم كه ‌شوهر خواهرم به منزلمان آمد و گفت «بچه‌اي كه سهيلا در راه داشته از بين رفته است و بايد شما را به خرم‌آباد ببرم».
    اين بار اشك تمام چهره مادر را در بر مي‌گيرد و مي‌گويد: تمام مسير تا رسيدن به خرم‌آباد دل‌ در دلم نبود؛ وقتي به "در " منزل سهيلا رسيديم خانه‌اي كه هنوز جهاز دخترم در آن نو بود و پر از صداي شادي و هلهله بود، با پارچه‌هاي مشكي سياه‌پوش شده بود و تنها از آن صداي فغان و گريه به گوش مي‌رسيد.

    خانم قهري اشك‌هايش را پاك مي‌كند و ادامه مي‌دهد: از افرادي كه مدام گريه مي‌كردند پرسيدم «دخترم كجاست؟» و آنجا بود كه خبردار شديم سهيلايم با كودك 6 ماهه‌اي كه در شكم داشت در سردخانه‌ است.
    مادر اين [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] فرهنگي شهيد اظهار مي‌دارد: شوهر سهيلا به ما گفت «آن‌ روزي كه سهيلا شهيد شد، وسايلش را جمع كرده بود كه به تهران بيايد اما پافشاري كرده بود كه قبل از آمدن به تهران، حتماً بايد با دانش‌آموزانش خداحافظي كند».
    وي مي‌گويد: سهيلا را با خود به تهران آورديم و او در قطعه 53 بهشت زهرا (س)، به همراه كودكش آرام گرفت؛ برايم مهم اين بود كه او به آرزوي خودش رسيده و خوشحال است، و سيسموني‌اش كه در خانه مانده بود را بين فقرا تقسيم كردم.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
طراحی ، کدنویسی توسط : وی بی ایران
کليه حقوق اين سايت متعلق به  آیه های زندگی  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سئو و بهينه سازي : انجمن سئو