جناب شیخ رجبعلی خیاط - صفحه 4
ads ads
صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234
نمایش نتایج: از شماره 22 تا 28 , از مجموع 28

موضوع: جناب شیخ رجبعلی خیاط559 روز پیش

  1. #1


    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    375
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    44
    30 بار در25 پست تشکر شده
    حالت من : Khoonsard
    نوشته های وبلاگ
    2
    میزان امتیاز
    0
    Array

    1206 شخصیت ویژه این هفته (جناب شیخ رجبعلی خیاط)


    هر هفته با یکی از صالحین







    ولادت

    عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » يك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنيا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.
    از دوران كودكی شيخ بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست. اما او خود، از قول مادرش نقل می‌كند كه:

    « موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذايی را به خانه آورد] خواستم بخورم ديدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم می‌كوبی، احساس كردم كه از اين غذا نبايد بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسيدم....؟ پدرت گفت حقيقت اين است كه اين ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار می‌كنم] آورده‌ام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »

    اين حكايت نشان می‌دهد كه پدر شيخ ويژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شيخ نقل شده است كه:

    « احسان و اطعام يك ولی خدا توسط پدرش موجب آن گرديده كه خداوند متعال او را از صلب اين پدر خارج سازد. »

    شيخ پنج پسر و چهار دختر داشت، كه يكی از دخترانش در كودكی از دنيا رفت.


    خانه

    خانه خشتی و ساده شيخ كه از پدرش به ارث برده بود در خيابان مولوی كوچه سياه‌ها (شهيد منتظری) قرارداشت. وی تا پايان عمر در همين خانه محقر زيست.

    يكی از فرزندان شيخ می‌گويد:

    پس از ازدواج، دو اتاق طبقه بالای منزل را آماده كرديم و به پدرم گفتم: آقايان، افراد رده بالا به ديدن شما می‌آيند، ديدارهای خود را در اين اتاق‌ها قرار دهيد، فرمود:

    « نه! هر كه مرا می‌خواهد بيايد اين اتاق، روی خرده كهنه ها بنشيند، من احتياج ندارم. »

    اين اتاق، اتاق كوچكی بود كه فرش آن يك گليم ساده و در آن يك ميز كهنه خياطی قرار داشت.






    لباس

    لباس جناب شيخ بسيار ساده و تميز بود، نوع لباسی كه او می‌پوشيد نيمه روحانی بود، چيزی شبيه لباده روحانيون بر تن می‌كرد و عرقچين بر سر می‌گذاشت و عبا بردوش می‌گرفت.
    نكته قابل توجه اين بود كه او حتی در لباس پوشيدن هم قصد قربت داشت، تنها يك بار كه برای خوشايند ديگران عبا بر دوش گرفت، در عالم معنا او را مورد عتاب قرار دادند. جناب شيخ خود اين داستان را چنين تعريف می‌كند:

    « نفس اعجوبه است، شبی ديدم حجاب ( منظور حجاب نفس و تاریکی باطنی است ) دارم و طبق معمول نمی‌توانم حضور پيدا كنم، ریشه یابی کردم با تقاضای عاجزانه متوجه شدم كه عصر روز گذشته كه يكی از اشراف تهران به ديدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم، من برای خوشايند او هنگام نماز عبای خود را به دوش انداختم ...»!


    غذا

    جناب شيخ دنبال غذاهای لذيذ نبود، بيشتر وقت ها از غذاهای ساده، مثل سيب زمينی و فرنی استفاده می‌كرد. سر سفره، رو به قبله و دو زانو می‌نشست و به طور خميده غذا میخورد، و گاهی هم بشقاب را به دست می‌گرفت هميشه غذا را با اشتهای كامل میخورد، و گاهی مقداری از غذای خود را در بشقاب يكی از دوستان كه دستش می‌رسيد میگذاشت.

    هنگام خوردن غذا حرف نمی‌زد و ديگران هم به احترام ايشان سكوت می‌كردند. اگر كسی او را به مهمانی دعوت می كرد با توجه، قبول يا رد می‌كرد، با اين حال بيشتر وقت ها دعوت دوستان را رد نمی‌كرد.
    از غذای بازار پرهيز نداشت، با اين حال از تأثير خوراك در روح انسان غافل نبود و برخی دگرگونی های روحی را ناشی از غذا می دانست.


    شغل

    خياطی يكی از شغلهای پسنديده در اسلام است. لقمان حكيم اين شغل را برای خود انتخاب كرده بود.
    جناب شيخ برای اداره زندگی خود، اين شغل را انتخاب كرد و از اين رو به « شيخ رجبعلی خياط » معروف شد. جالب است بدانيم كه خانه ساده و محقر شيخ، با خصوصياتی كه پيشتر بيان شد، كارگاه خياطی او نيز بود.

    يكی از دوستان شيخ می‌گويد: فراموش نمی‌كنم كه روزی در ايام تابستان در بازار جناب شيخ را ديدم، در حالی كه از ضعف رنگش مايل به زردی بود. قدری وسايل و ابزار خياطی را خريداری و به سوی منزل می‌رفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت كنيد، حال شما خوب نيست. فرمود:

    «عيال و اولاد را چه كنم؟! »

    در حديث است كه رسول خدا (ص) فرمودند :

    « إن الله تعالي يحب أن يري عبده تعباً في طلب الحلال؛
    خداوند دوست دارد كه بنده خود را در راه به دست آوردن روزی حلال، خسته ببيند. »








    سياست

    شيخ در عالم سياست نبود، اما با رژيم منفور پهلوی و سياستمداران حاكم آن به شدت مخالف بود.


    پيش بينی سياسی
    يكی از فرزندان شيخ می‌گويد: در 30 تير سال 1330 هجری شمسی وقتی شيخ وارد منزل شد، شروع كرد به گريه كردن و فرمود:

    « حضرت سيد الشهدا(ع) اين آتش را با عبايشان خاموش كردند و جلوی اين بلا را گرفتند، آن ها بنا داشتند در اين روز خيلی ها را بكشند؛ آيت الله كاشانی موفق نمی‌شود ولی سيدی هست كه می‌آيد و موفق می‌شود. »

    پس از چندی معلوم شد که مقصود از سید دوم، امام خمینی (ره) است.

    ناصرالدين شاه در برزخ
    در رابطه با وضعيت ناصرالدين شاه قاجار در عالم برزخ، يكی از شاگردان شيخ از ايشان نقل كرد:

    « روح او را روز جمعه‌ای آزاد كرده بودند و شب شنبه او را با هل به جايگاه خود می‌بردند، او با گريه به مأموران التماس میكرد و میگفت: « نبريد ». هنگامی كه مرا ديد به من گفت: اگر می‌دانستم جايم اين جاست در دنيا خيال خوشی هم نمی‌كردم! »


    ستايش از پادشاه ستمكار
    جناب شيخ، دوستان و شاگردان خود را از همكاری با دولت حاكم ( پهلوی) و به خصوص از تعريف و تمجيد آنان بر حذر میداشت. يكی از شاگردان شيخ از وی نقل كرده‌است كه فرمود:

    « روح يكی از مقدسين را در برزخ ديدم محاكمه مي‌كنند و همه كارهای ناشايسته سلطان جاير زمان او را در نامه عملش ثبت كرده و به او نسبت می‌دهند. شخص مذكور گفت: من اين همه جنايت نكرده‌ام.
    به او گفته شد: مگر در مقام تعريف از او نگفتی: عجب امنيتی به كشور داده‌است؟
    گفت: چرا!
    به او گفته شد: بنابر اين تو راضی به فعل او بودی، او برای حفظ سلطنت خود به اين جنايات دست زد. »

    در نهج‌البلاغه آمده است كه امام علی(ع) فرمود:

    « الراضي بفعل قوم كالداخل فيه معهم، و علي كل داخل في باطل اثمان: اثم العمل به، و اثم الرضا به؛
    هركه به كردار عده‌ای راضی باشد، مانند كسی است كه همراه آنان، آن كار را انجام داده باشد و هر كس به كردار باطلی دست زند او را دو گناه باشد؛ گناه انجام آن و گناه راضی بودن به آن. »






    وفات

    سرانجام در روز بیست و دوم شهریور ماه سال 1340 هجری شمسی سیمرغ وجود پربرکت شیخ پس از عمری خودسازی و سازندگی از این جهان پر کشید.

    يكی از ارادتمندان جناب شيخ، كه شب قبل از وفات، از طريق رؤيای صادقه رحلت ملكوتی وی را پيش‌بينی كرده ‌بود، ماجرای وفات را چنين گزارش می‌كند:

    شبی كه فردای آن شيخ از دنيا رفت، در خواب ديدم كه دارند در مغازه‌های سمت غربی مسجد قزوين را می‌بندند، پرسيدم: چه خبره؟ گفتند آشيخ رجبعلی خياط از دنيا رفته. نگران از خواب بيدار شدم. ساعت سه نيمه شب بود. خواب خود را رؤيای صادقه يافتم. پس از اذان صبح، نماز خواندم و بیدرنگ به منزل آقای رادمنش رفتم، با شگفتی، از دليل اين حضور بی‌موقع سؤال كرد، جريان رؤيای خود را تعريف كردم.
    ساعت پنج صبح بود و هوا گرگ و ميش، به طرف منزل شيخ راه افتاديم. شيخ در را گشود، داخل شديم و نشستيم، شيخ هم نشست و فرمود:

    « كجا بوديد اين موقع صبح زود؟ »

    من خوابم را نگفتم، قدری صحبت كرديم، شيخ به پهلو خوابيد و دستش را زير سر گذاشت و فرمود:

    « چيزی بگوييد، شعری بخوانيد! »

    يكی خواند:
    خوش‌تر از ايام عشق ايام نيست
    صبح روز عاشقان را شام نيست
    اوقات خوش آن بود كه با دوست به سر شد
    باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
    هنوز يكساعت نگذشته بود كه حال شيخ را دگرگون يافتم، از او خواستم كه برايش دكتر بياورم. يقين داشتم كه امروز شيخ از دنيا می‌رود.
    شيخ فرمود:
    « مختاريد »

    دكتر... نسخه‌ نوشت، رفتم دارو را گرفتم هنگامی كه برگشتم ديدم شيخ را به اتاق ديگری برده‌اند، رو به قبله نشسته و شمد سفيدی روی پايش انداخته‌اند و با شست دست و انگشت سبابه شمد را لمس می‌كرد.
    من دقيق شده ‌بودم كه ببينم يك مرد خدا چگونه از دنيا می‌رود، يك مرتبه حالی به او دست داد، گويا كسی چيزی در گوش او می‌گويد، كه گفت:
    « إن شاء الله »

    سپس فرمود:
    « امروز چند شنبه است؟ دعای امروز را بياوريد. »

    من دعای آن روز را خواندم، فرمود:
    « بدهيد آقا سيداحمد هم بخواند. »

    او هم خواند، سپس فرمود:
    « دست‌هايتان را به سوی آسمان بلند كنيد و بگوييد: يا كريم العفو، يا عظيم العفو، العفو، خدا مرا ببخشايد. »

    من به دوستم نگاه كردم و گفتم: بروم آقای سهيلی را بياورم، چون مثل اين كه رؤيا صادقه است و دارد تمام می‌شود، و رفتم.
    آقا جان خوش آمدی!
    ادامه اين داستان را از زبان فرزند شيخ بشنويد: ... ديدم اتاق پدرم شلوغ است، گفتند: جناب شيخ حالش به هم خورده، بلافاصله وارد اتاق شدم، ديدم كه پدرم در حالی كه لحظاتی قبل وضو گرفته و وارد اتاق شده بود، رو به قبله نشسته، كه ناگاه بلند شد و نشست و خندان گفت:
    « آقاجان خوش آمديد »! ( مقصود از آقا جان امام زمان (ع) است. )

    دست داد، و دراز كشيد و تمام شد، در حالی كه آن خنده را بر لب داشت!



    نمای بيرونی آرامگاه جناب شيخ - ابن بابويه - شهر ری


    نمای داخلی آرامگاه جناب شيخ - ابن بابويه - شهر ری








    منبع : کتاب کيمياي محبت و[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

    ویرایش توسط سرباز گمنام : 11-12-2010 در ساعت 07:54 PM



    شب های دراز بی عبادت چه کنم

    طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

    گویند کریم است و گنه میبخشد

    گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم





  2. #22


    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    375
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    44
    30 بار در25 پست تشکر شده
    حالت من : Khoonsard
    نوشته های وبلاگ
    2
    میزان امتیاز
    0
    Array

    پیش فرض

    اذکار
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    دست از من بردار!
    يكی از شاگردان شيخ از ايشان نقل كرده كه:

    « نفس خود را در عالم معنا ديدم؛ به او گفتم: دست از من بردار!
    گفت: مگر نمی‌دانی كه من تا تو را هلاك نكنم از تو دست نخواهم كشيد! »

    پيامی از برزخ!
    يكی از دوستان شيخ نقل می‌كند: روزی خدمت ايشان بودم فرمود:

    « جوانی را در برزخ ديدم كه می‌گفت: نمی‌دانيد اين جا چه خبر است! هنگامی كه اين جا بيايی خواهيد فهميد؛ هر نفسی كه به غير ياد خدا كشيده‌ايد به زيان شما تمام شده‌است! »


    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    اهتمام به دو ذكر
    يكی از ارادتمندان جناب شيخ میگويد: شيخ به «استغفار» و «صلوات» خيلی اهميت می‌داد و دريافته بود كه اين دوذكر، دو بال پرواز سالك است. شيخ میفرمود:

    « هر كس در طول زندگی زياد صلوات بفرستد، به هنگام مرگ، رسول خدا صلی الله عليه و آله لب او را می‌بوسد. »



    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    غلبه بر وسوسه شيطان هنگام ديدن نامحرم
    دكتر فرزام نقل می‌كند: جناب شيخ رجبعلی ذكر « يا خير حبيب و محبوب صل علی محمد و آله » را بعد از ديدن نا محرم بسيار مؤثر و كارساز می‌دانستند و بارها اين ذكر را به بنده سفارش و توصيه فرمودند تا از وسوسه شيطان در امان باشم، می‌گفتند:

    « چشمت به نامحرم می‌افتد، اگر خوشت نيايد كه مريضی! اما اگر خوشت آمد، فوراً چشمت را ببند و سرت را پايين بينداز و بگو: يا خير حبيب...؛ یعنی: خدايا من تو را می‌خواهم، اين‌ها چيه، اين‌ها دوست داشتنی نيستند، هر چه كه نپايد دلبستگی نشاید... »


    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    تشرف آيت الله زيارتی
    يكی از شاگردان شيخ نقل می‌كند كه: جناب شيخ به مرحوم آيت الله آقای زيارتی در مهدی شهر، برای تشرف خدمت ولی عصر- عجل الله تعالی فرجه- دستور العملی داده بودند . پس از انجام آن به شيخ مراجعه كرد و عرض كرد كه دستور العمل را انجام دادم و موفق نشدم؟
    شيخ توجهی كرد و فرمود:

    « هنگامی كه در مسجد نماز می‌خوانديد سيدی به شما فرمود: انگشتر در دست چپ كراهت دارد، و شما گفتيد: كل مكروه جائز، هم ايشان امام زمان عليه السلام بودند. »


    تشرف يك مغازه ‌دار
    دو نفر مغازه‌ دار عهده ‌دار زندگی خانواده سيدی می‌شوند، يكی از آن دو برای تشرف به محضر امام زمان عليه السلام ذكر سفارش شده شيخ را شروع می‌كند. پيش از شب چهلم، يكی از فرزندان خانواده سيد نزد او میآيد و يك قالب صابون می‌خواهد. مغازه ‌دار می‌گويد: مادرت هم فقط ما را شناخته، فلانی هم هست،- اشاره به مغازه ‌دار ديگر- میتوانيد از او بگيريد! اين شخص می‌گويد: شب كه خوابيدم، ناگهان متوجه شدم كه از داخل حياط مرا صدا می‌زنند، بيرون آمدم كسی را نديدم، مجدداً خوابيدم، باز مرا به اسم صدا كردند ... تا سه بار، دفعه سوم، در منزل را باز كردم، ديدم سيدی روی خود را پوشانده است و می‌گويد:

    « ما می‌توانيم بچه‌هايمان را اداره كنيم، ولی می‌خواهيم شما به جايی برسيد. »



    شب های دراز بی عبادت چه کنم

    طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

    گویند کریم است و گنه میبخشد

    گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم





  3. #23


    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    375
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    44
    30 بار در25 پست تشکر شده
    حالت من : Khoonsard
    نوشته های وبلاگ
    2
    میزان امتیاز
    0
    Array

    پیش فرض

    انتظار

    سلام مرا به او برسانيد
    يكی از شاگردانش مي‌گويد: او خود هميشه متوجه آن بزرگوار بود، ذكر صلوات را بدون « وعجل فرجهم » نمی‌گفت، جلسات ايشان بدون تجليل از امام عصر- عجل الله تعالی فرجه- و دعا برای فرج برگزار نمی‌شد، در اواخر عمر كه احساس می‌كرد قبل از فرج از دنيا می‌رود به دوستان میگفت:

    « اگر موفق به درك حضور حضرتش شديد، سلام مرا به او برسانيد. »


    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    خواسته مهم
    يكی از دوستان شيخ نقل می‌كند: درسالهايی كه خدمت ايشان بودم، احساس نكردم كه خواسته مهمی جز فرج حضرت ولی عصر(عج) داشته باشد. به دوستان هم تذكر می‌داد كه حتی الامكان چيزی جز فرج آقا از خداوند تقاضا نكنيد، حالت انتظار تا حدی در جناب شيخ قوت داشت كه اگر كسی از فرج ولی عصر- عجل الله تعالی فرجه- صحبت میكرد منقلب می‌شد و می‌گريست.


    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    پينه دوزی در شهرری
    يكی از شاگردان شيخ می‌گويد: روزی در خدمتشان بودم و راجع به فرج مولا امام زمان (ع) و خصوصيات انتظار صحبت بود، فرمودند:

    « پينه دوزی بود در شهرری- ظاهراً- به نام امامعلی قفقازی، ترك زبان، عيال و اولادی نداشت، مسكن او هم - ظاهراً- در همان دكانش بود، حالات فوق‌العاده‌ای از او نقل نموده‌اند. خواسته‌ای جز فرج آقا در وجودش نبود. وصيت كرد بعد از مرگ او را در پای كوه بی بی شهربانو- حوالی شهرری- دفن كنند. هر وقت به قبر ايشان توجه كردم ديدم امام زمان (ع) آن جاست. »



    انصاف با مردم و ديدار حضرت ولی عصر عليه السلام

    مردی از دانشمندان در آرزوی زيارت حضرت بقیت الله بود و از عدم توفيق رنج می‌برد. مدت‌ها رياضت كشيد و در مقام طلب بود.
    در نجف اشرف ميان طلاب حوزه علميه و فضلای آستان علويه معروف است كه هر كس چهل شب چهارشنبه مرتباً و بدون وقفه و تعطيل، توفيق پيدا كند كه به مسجد سهله رود و نماز مغرب و عشای خود را آنجا بگزارد، سعادت تشرف نزد امام زمان عليه السلام را خواهد يافت و اين فيض نصيب وی خواهدشد. مدت‌ها در اين باب كوشش كرد و اثری از مقصود نديد. سپس به علوم غريبه و اسرار حروف و اعداد متوسل شد و به عمل رياضت در مقام كسب و طلب برآمد، چله‌ها نشست و رياضت‌ها كشيد و اثری نديد. ولی به حكم آنكه شبها بيدار مانده و در سحرها ناله‌ها داشت، صفا و نورانيتی پيدا كرد و برخی از اوقات برقی نمايان میگشت و بارقه عنايت، بدرقه راه وی می‌شد. حالت خلسه و جذبه به او دست می‌‌داد حقايقی می‌ديد و دقایقی می شنيد

    در يكی از اين حالات او را گفتند: ديدن تو و شرفيابی خدمت امام زمان عليه السلام ميسر نخواهد شد، مگر آن كه به فلان شهر سفر كنی. هر چند اين مسافرت مشكل بود، ولی در راه انجام مقصود، آسان نمود

    پس از چندين روز بدان شهر رسيد و در آن جا نيز به رياضات مشغول گرديد و چله گرفت، روز سی و هفتم يا سی و هشتم به او گفتند: الآن حضرت بقیت الله، امام زمان عليه السلام در بازار آهنگران، در دكان پيرمردی قفل ساز نشسته است، هم اكنون برخيز و شرفياب باش

    بلند شد و به طوری كه در عالم خلسه خود ديده بود، راه را طی كرد و بر در دكان پير مرد رسيد و ديد حضرت امام عصر عليه السلام آن جا نشسته‌اند و با پير مرد گرم گرفته و سخنان محبت آميز می‌گويند، چون سلام كردم، جواب فرمودو اشاره به سكوت كردند، اكنون سيری است، تماشا كن

    در اين حال ديدم پيرزنی را كه ناتوان بود و قد خميده داشت، عصا زنان، با دست لرزان، قفلی را نشان داد گفت: آيا ممكن است برای خدا اين قفل را به مبلغ «سه شاهی» از من خريداری كنيد، كه من به سه شاهی پول احتياج دارم
    پير مرد قفل ساز، قفل را نگاه كرد و ديد قفل، بی عيب و سالم است، گفت: ای خواهر من! اين قفل «دو عباسی» ارزش دارد زيرا پول كليد آن بيش از «ده دينار» نيست، شما اگر ده دينار به من بدهيد من كليد اين قفل را می‌سازم و ده شاهی قيمت آن خواهد بود. پير زن گفت: نه مرا بدان نيازی نيست، بلكه من به پول آن نيازمندم، شما اين قفل را سه شاهی از من بخريد من شما را دعا می‌كنم

    پيرمرد با كمال سادگی گفت: خواهرم! تو مسلمان، من هم دعوی مسلمانی دارم، چرا مال مسلمان را ارزان بخرم و حق كسی را تضييع كنم، اين قفل اكنون هم هشت شاهی ارزش دارد من اگر بخواهم منفعت ببرم به هفت شاهی خريداری مي‌كنم، زيرا در دو عباسی معامله بی انصافی است بيش از يك شاهی منفعت بردن، اگر می‌خواهی بفروشی، من هفت شاهی می‌خرم و باز تكرار می كنم كه قيمت واقعی آن دو عباسی است، من چون كاسب هستم و بايد نفع ببرم يك شاهی ارزان خريده‌ام

    شايد پيرزن باور نمی‌كرد كه اين مرد درست می‌گويد، ناراحت شده بود كه من خودم می‌گويم، هيچ كس به اين مبلغ راضی نشد، من التماس كردم كه سه شاهی خريداری كنند، زيرا مقصود من با ده دينار انجام نمی‌گيرد و سه شاهی پول احتياج من است، پير مرد هفت شاهی پول به آن زن داد و قفل را خريد!

    چون پيرزن بازگشت، امام عليه السلام مرا فرمود

    آقای عزيز! ديدی و سير را تماشا كرد، اين طور باشيد و اين جوری بشويد تا ما به سراغ شما بياييم، چله نشينی لازم نيست، به جفر متوسل شدن سودی ندارد، رياضات و سفرها رفتن احتياج نيست، عمل نشان دهيد و مسلمان باشيد تا من بتوانم با شما همكاری كنم، از همه اين شهر من اين پير مرد را انتخاب كرده‌ام، زيرا اين پير مرد دين دارد و خدا را می‌شناسد، اين هم امتحانی كه داد، از اول بازار اين پيرزن عرض حاجت (كرد) و چون (او را) محتاج و نيازمند ديده‌اند، همه در مقام آن بودند كه ارزان بخرند و هيچ كس، حتی سه شاهی نيز خريداری نكرد و اين پير مرد به هفت شاهی خريد هفته‌ای بر او نمی‌گذرد مگر آن كه من به سراغ او می‌آيم و از او تفقد می‌كنم



    شب های دراز بی عبادت چه کنم

    طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

    گویند کریم است و گنه میبخشد

    گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم





  4. #24


    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    375
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    44
    30 بار در25 پست تشکر شده
    حالت من : Khoonsard
    نوشته های وبلاگ
    2
    میزان امتیاز
    0
    Array

    پیش فرض

    حج

    جناب شيخ هيچ گاه استطاعت مالی برای انجام فريضه حج نيافت و حج نرفت، اما رهنمودهای او به برخی حج‌گزاران، نشان می‌دهد كه از راز و رمز حج اوليای خدا بطور دقيق خبر داشت. از اين رو، در پاسخ شخصی كه به او پيشنهاد می‌كند با هم به حج بروند می‌فرمايد:

    « برو عاشقی ياد بگير و بعد بيا تا به مكه برويم »!

    تلاش برای زيارت حضرت ولی عصر (عج)
    يكی از ارادتمندان با سابقه جناب شيخ نقل می‌كند: در اولين سفری كه عازم مكه معظمه بودم خدمت ايشان رسيدم و رهنمود خواستم.
    مطالبی فرمودند: سپس افزود:

    « چطور ممكن است كسی دعوت داشته باشد به خانه‌ای برود و صاحب خانه را نبيند! همه توجه و فكرت اين باشد كه ان شاء الله آن وجود مبارك را در يكی از مراحل حج زيارت كنی. »

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    تحريم محبت غير خدا در احرام
    « شخصی كه در ميقات محرم می‌شود بايد بداند كه اين جا آمده است تا غير خدا را بر خود حرام كند، و از لحظه‌ای كه تلبيه گفت، دعوت خدا را پذيرفت و غير او را بر خود حرام كرد، آن چه علاقه غير خدايی است بر او حرام است و تا آخرين لحظات عمر نبايد به غير خدا توجه كند! »



    دعای زير ناودان طلا
    « در حجر اسماعيل و زير ناودان طلا كه زايران بيت الله الحرام حل مشكلات خود را از خداوند می‌خواهند تو عرضه بدار: خدايا! مرا برای بندگی خود و ياری وليت حجه بن الحسن (عج) تربيت كن. »

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    كشتن نفس اماره در منی
    « هنگامی كه به منی می‌روی در قربانگاه چه می‌كنی؟ آيا می‌دانی فلسفه قربانی چيست؟ نفس اماره را در واقع قربانی كن، ﴿ فتوبوا إلي بارئكم فاقتلوا إنفسكم: و توبه کنید به سوی پروردگارتان و نفستان را بکشید. سوره بقره آیه 54 ﴾ سر نفس را ببر و برگرد، خود را از چنگال نفس رهايی ده، نه اين كه وقتی برگشتی، نفس نيرومند‌تر از قبل شده باشد! »



    وليمه حج
    در بازگشت از سفر حج، شيخ و جمعی ديگر را برای دادن وليمه حج به منزل دعوت كردم، چلوكبابی درست كرده ‌بودیم. برای جناب شيخ و چند نفر- خصوصی‌ها - سفره ديگری در بالا- ايوان- انداختيم. شيخ كه متوجه اين داستان شد مرا صدا كرد و فرمود:

    « چرا پز می‌دهی؟! خودت را نگير! ميان مردم فرق نگذار، اگر برای خدا هست همه را با يك چشم نگاه كن، چرا به عده‌ای امتياز می‌دهی؟ نه، من هم قاطی همه آن‌ها، هيچ فرقی قايل نشو! »
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]



    شب های دراز بی عبادت چه کنم

    طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

    گویند کریم است و گنه میبخشد

    گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم





  5. #25


    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    375
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    44
    30 بار در25 پست تشکر شده
    حالت من : Khoonsard
    نوشته های وبلاگ
    2
    میزان امتیاز
    0
    Array

    پیش فرض

    نيايش

    يكی از دستورالعمل‌های مهم تربيتی شيخ، برنامه‌ريزی منظم برای خلوت با خداوند متعال و دعا و مناجات است كه با جمله « گدايی در خانه خدا » از آن تعبير می‌كرد، و تأكيد می‌فرمود كه:

    « شبی يك ساعت دعا بخوانيد، اگر حال دعا نداشتيد باز هم خلوت با خدا را ترك نكنيد. »

    و می‌فرمود:

    « در بيداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجيبی است. هر چيزی را كه از خدا بخواهی از گدايی سحرها می‌توان حاصل نمود، از گدايی سحرها كوتاهی نكنيد كه هرچه هست در آن است. عاشق خواب ندارد و جز وصال محبوب چيزی نمی‌خواهد. وقت ملاقات و رسيدن به وصال هنگام سحر است. »

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    دعاهای جناب شيخ
    دعای يستشير، دعای عدليه، دعای توسل، مناجات اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجد كوفه، كه با « اللهم إني أسألك الأمان يوم لا ينفع مال و لا بنون » آغاز می‌شود و مناجات‌های پانزده گانه امام سجاد (ع) ( مناجات خمسه عشر)، دعاهايی است كه جناب شيخ زياد می‌خواند و به شاگردان هم خواندن آن‌ها را توصيه می‌فرمود.
    در ميان مناجات‌های پانزده‌گانه امام سجاد عليه‌السلام بر خواندن « مناجات مفتقرين » خصوصاً و « مناجات مریدین » تأكيد داشت، و می‌فرمود:

    « هر يك از اين پانزده دعا يك خاصيت دارد. »

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    دعای يستشير بخوان!
    آيت الله فهری نقل می‌كند كه: از جناب شيخ شنيدم كه فرمودند:

    « به خدا عرض كردم: خدايا هر كسی با محبوب خودش راز و نيازهای دارد و تلذذی، ما هم می‌خواهيم از اين نعمت برخوردار باشيم چه دعايی بخوانيم؟
    در عالم معنا به من گفتند: دعای يستشير بخوان. »


    اين بود كه ايشان دعای يستشير را با حال و نشاط مخصوصی میخواندند.

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

    ارزش گريه و مناجات
    جناب شيخ بر اين اعتقاد بود كه هنگامی انسان شايستگی مناجات و گفت و گو با خداوند متعال را پيدا می‌كند كه محبت غير خدا را از دل بيرون كند، و كسی كه هوس، خدای اوست نمی‌تواند حقيقتاً « يا الله » بگويد، و در اين باره می‌فرمود:

    « گريه و مناجات موقعی ارزش واقعی دارد كه انسان در دلش محبت غير خدا را نداشته باشد. »

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    راه انس با خدا
    جناب شيخ معقتد بود كه راه انس با خدا، احسان به خلق است. اگر كسی بخواهد حال دعا داشته باشد و از ذكر و مناجات با خدا لذت ببرد، بايد برای خدا، در خدمت خلق خدا باشد و در اين باره می‌فرمود:
    آن چه پس از انجام فرايض، حال بندگی خدا را در انسان ايجاد می‌كند، نيكی به مردم است. »



    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    داد بی كسی بزن!
    جناب شیخ می فرمود:

    « وقتی شب‌ها برای گدايی موفق شدی، داد بی كسی بزن و عرضه بدار: خداوندا من قدرت و توان مبارزه با نفس اماره را ندارم، نفس مرا زمينگیر كرده، به دادم برس، و مرا از شر نفس اماره رهايی بخش! و اهل بيت را واسطه كن. »

    و اين آيه را تلاوت می‌فرمود:
    إن النفس لإمارة بالسوء إلا ما رحم ربي : همانا نفس به بدی امر میکند مگر اینکه پروردگارم رحم کند- سوره یوسف آیه 53
    « نمی‌توانی از شر نفس اماره خلاص شوی مگر به عنايت حق. »

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]


    ظرفيت نيايشگر!
    يكی از نكات ظريفی كه نيايشگر بايد مورد توجه قرار دهد، تناسب ميان خواسته‌های خويش از خداوند با ظرفيت روحی خود است، كه اگر واجد ظرفيت لازم نباشد ممكن است با دعا، برای خود مشكل و گرفتاری درست كند.
    يكی از دوستان شيخ نقل می‌كند كه: زمانی بود كه وضع كاسبی من به هم خورد و از اين بابت ناراحت بودم، تا اين كه روزی جناب شيخ از من پرسيد: « چرا ناراحتی؟ » من هم جريان را برای ايشان تعريف كردم.
    فرمودند:
    « مگر تعقيبات نمی‌خوانی؟ »

    عرض كردم: چرا مي‌خوانم.
    فرمودند: « چه می‌خوانی؟ »
    عرض كردم: من دعای صباح حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را می‌خوانم.
    فرمودند:

    « به جای دعای صباح، سوره حشر و دعای عدليه را در تعقيبات بخوان تا مشكلات شما مرتفع شود. »
    عرض كردم: چرا دعای صباح را نخوانم؟
    فرمودند:

    « اين دعا فقرات و نكاتی دارد كه فرد بايد توانايی و كشش آن را داشته باشد، اميرالمؤمنين عليه السلام در اين دعا از باری تعالی درخواست می‌فرمايند كه: خدايا دردی به من عطا فرما كه در آن لحظات هم از يادت غافل نشوم. لذا اين دعا ظرفيت خاص خود را نياز دارد و شما بدون داشتن ظرفيت لازم دعای صباح را خوانده‌ای و چنين مشكلاتی برای شما ايجاد شده‌است. بنابراين، شما به جای دعای صباح، سوره حشر و دعای عديله را بخوان، ان شاء الله مشكلات مرتفع میشود. »

    پس از مدتی كه شروع به خواندن سوره حشر و دعای عديله نمودم، يكی از رفقا ده هزار تومان به من قرض داد، با آن پول كار كردم، منزل هم خريدم و كم كم كارم راه افتاد.

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    ادب نيايشگر
    يكی از نكاتی كه شيخ در مورد دعا توصيه می‌كرد ادب نيايشگر است. دكتر فرزام در اين باره از ايشان نقل می‌كند كه فرمود:

    « در دعا بايد خاضع و خاشع بود، و دو زانو و مؤدب رو به قبله. »

    يك بار پای من ناراحت بود، به نظرم خواستم چهار زانو بنشينم، ايشان پشت سر وعقب اتاق نشسته بودند، فرموند:

    « درست بنشين، در دعا دو زانو بنشين و رعايت ادب كن. »
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]



    شب های دراز بی عبادت چه کنم

    طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

    گویند کریم است و گنه میبخشد

    گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم





  6. #26


    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    375
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    44
    30 بار در25 پست تشکر شده
    حالت من : Khoonsard
    نوشته های وبلاگ
    2
    میزان امتیاز
    0
    Array

    پیش فرض

    توسل

    فلسفه توسل به اهل بيت (ع)
    جناب شيخ می‌فرمود:
    « غالب مردم نمی‌دانند توسل به اهل بيت(ع) برای چيست؟ آنها برای رفع مشكلات و گرفتاری‌های زندگی به اهل بيت(ع) متوسل می‌شوند، درصورتی كه ما برای طی كردن مراحل توحيد و خداشناسی بايد در خانه اهل بيت(ع) برويم. راه توحيد صعب است و انسان بدون چراغ و راهنما قادر به طی كردن اين راه نيست. »

    زيارت عاشورا
    يكی از نكاتی كه جناب شيخ در توسل به اهل بيت عليهم السلام بر آن تأكيد داشت، خواندن زيارت عاشورا بود و در اين باره می‌فرمود:

    « در عالم معنا به من توصيه كرده‌اند كه زيارت عاشورا بخوان. »

    و توصيه می‌كرد:

    « تا زنده‌ايد زيارت عاشورا را از دست ندهيد. »

    يكی از شاگردان شيخ كه می‌خواست به اين توصیه او عمل كند، چهل سال بر خواندن زيارت عاشورا مداومت كرد.


    توسل، راه رسیدن به حقیقت توحید
    جناب شيخ در مورد توسل به اهل بیت (ع) می فرمود:

    « به نظر حقير اگر كسی طالب راه نجات باشد و بخواهد به كمال واقعی برسد و از معانی توحيد بهره ببرد، بايد به چهار چيز تمسك كند: اول: حضور دايم، دوم: توسل به اهل بيت (ع)، سوم: گدايی شبها، و چهارم: احسان به خلق.»

    والسلام عليه يوم ولد و يوم مات و يوم يبعث حياً.



    شب های دراز بی عبادت چه کنم

    طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

    گویند کریم است و گنه میبخشد

    گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم





  7. #27


    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    375
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    44
    30 بار در25 پست تشکر شده
    حالت من : Khoonsard
    نوشته های وبلاگ
    2
    میزان امتیاز
    0
    Array

    Wqvtb6gu4njz6tch5g7f 002 مصاحبه ها



    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] « ... جناب شیخ به من گفت: شما مثل یك چلچراغی می‌مانید با شعله‌های پراكنده و من بایستی شما را تبدیل به یك كانون نور كنم، كار من همین است ... »
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    « ... قطرات اشك همینطور بی‌اختیار از زیر عینكم جاری بود. جذبه جناب شیخ مرا گرفته بود و شور و حال عجیبی داشتم ... »
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] « ... پدرم ... گفت: تو هم می‌خواهی ببینی كه من چه می‌بینم! ببین! من نگاه كردم دیدم همین طور از بدن آن زن، مثل سرب گداخته، آتش و سرب مذاب به زمین می‌ریزد! ... »
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] « ... جناب شیخ لیوان را گرفت و دستش را بالا سرش آورد و لیوان در دستش غیب شد! ... »
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] « ... دیدیم در می‌زنند، در را كه باز كردیم دیدیم شخصی آمده و می‌گوید با آقای قاضی كار دارم. من به ایشان گفتم: آقا در سرداب خوابیده‌اند، گفت: حتماً صدایش بزنید و بگویید شیخ رجبعلی خیاط
    آمده و می‌خواهد شما را ببیند! ... »

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]




    شب های دراز بی عبادت چه کنم

    طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

    گویند کریم است و گنه میبخشد

    گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم





  8. #28


    http://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/9star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gifhttp://www.iconbazaar.com/stars/animated/10star6b.gif
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    375
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    44
    30 بار در25 پست تشکر شده
    حالت من : Khoonsard
    نوشته های وبلاگ
    2
    میزان امتیاز
    0
    Array

    Wqvtb6gu4njz6tch5g7f 002 آلبوم تصاوير جناب شيخ رجبعلي خياط - ره













    شب های دراز بی عبادت چه کنم

    طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

    گویند کریم است و گنه میبخشد

    گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم





صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
طراحی ، کدنویسی توسط : وی بی ایران
کليه حقوق اين سايت متعلق به  آیه های زندگی  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سئو و بهينه سازي : انجمن سئو