امام حسين (عليه السلام) در سخنان توبه كنندگان از اصحاب
1 - حر بن يزيد رياحي
حسين(عليه السلام) مقتداي حر
او از فرماندهان عبيدالله بن زياد بود كه در منزل ذوحُسم يا زباله با هزار سوار در برابرامام قرار گرفت، هر چند او در اين برخورد فرماندهي از دشمن است ولي در اولين برخورد باحسين(عليه السلام) حرمت فرزند زهرا را نگهميدارد و با حضور حسين براي خود امامتي قائلنيست براي اقامة نماز ظهر به حسين(عليه السلام) ميگويد:«ما همه به شما اقتدا ميكنيم».
حرمت زهراء3
ديگر بار كه حُر خودرا در برابر حسين(عليه السلام) به نمايش گذاشت زماني بود كه حسين(عليه السلام)براي اتمام حجت تصميم بر مراجعت ميگيرد ولي حر مانع ميشود، امام حسين(عليه السلام)فرمود:«مادرت در سوگت بگيرد! چه ميخواهي؟حر در پاسخ حسين(عليه السلام) حرمت مادرش زهرا3 را به شايستگي پاس ميدارد وميگويد:«اگر كسي جز شما در اين حال با من چنين سخني ميگفت، در نميگذشتم! ولي بهخدا سوگند كه نميتوانم نام مادر شما را جز به نيكي ببرم».
به درگاه خدا توبه ميكنم
آري، رعايت حرمت زهرا و نور ديدهاش توفيق را رفيق او ساخت و موفق به توبه شد،خوارزمي ميگويد: چون امام در صبح عاشورا فرياد برآورد:«أما من مغيث يغيثنا لوجه الله تعالي؟ اما من ذابٍّ يذبّ عن حرم رسول الله؟؛ ا´يادادرسي نيست كه براي رضاي خدا به فرياد ما برسد و به ماكمك كند؟ ا´يا دفاع كنندهاينيست كه از حرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دفاع كند».
حر بن يزيد استغاثه امام را شنيد، قلبش مضطرب و اشك از چشمانش جاري شد...
بر اسب خود نهيب زد و به امام حسين(عليه السلام) پيوست و به آن حضرت عرض كرد:«اي پسر رسول خدا جان من به فداي تو باد، من كسي بودم كه راه برگشت رابرتوبستم و بر تو سخت گرفته و در اين مكان فرود آوردم، و گمان نميكردم كه اين گروه باتو چنين رفتار نمايند و سخن تو را نپذيرند، و به خدايي كه جز او معبودي نيست، سوگنداگر ميدانستم كه اين گروه با تو چنين خواهند كرد، هرگز دست به چنين كاري نميزدم، ومن از ا´نچه انجام دادهام توبه كنان نزد توا´مدم تا جان خود را فداي شما كنم و در مقابلشماكشته شوم. ا´يا به نظر شما اين كار من توبه است؟...».
حسين(عليه السلام) را تنها گذاشتيد
حر بعد از آنكه از پذيرش توبه خود نزد حسين(عليه السلام) اطمينان يافت، اذن ميدان گرفت وبه ميدان رفت و علاوه بر آنكه عملاً به مبارزة با دشمنان حسين(عليه السلام) برخاسته بود، با زبانخود نيز به معرفي و دفاع از حسينعلیه السلام پرداختو گفت:«اي اهل كوفه! مادرتان در سوگتان بگريد، اين بندة صالح خدا را خوانديد و گفتيد: درراه تو جان خواهيم باخت، ولي اينك شمشيرهاي خود را بر روي او كشيده و او را از هرطرف احاطه كردهايد و نميگذاريد كه در اين زمين پهناور به هر كجا كه ميخواهد، برود، ومانند اسير در دست شما گرفتار شده است، او و زنان و دختران او را از نوشيدن آب فراتمنع كرديد در حالي كه قوم يهود و نصاري از آن مينوشند و حتي بهائم در آن ميغلطند، واينان از عطش به جان آمدهاند! شما پاس حرمت پيامبر را در بارة عترت او نگاه نداشتيد،خدا در روز تشنگي شما را سيراب نگرداند...».
حر ميزبان حسين است
و در نهايت آن گاه كه جنگ دليرمردانه خود را آغاز ميكند در رجز مبارزة خودحسين(عليه السلام) را از بهترين انسانها ميشمرد و خود را ميزبان او ميداند ميگويد:
اءني أنا الحر ومؤوي الضيفأضرب في أعناقكم بالسّيف
عن خير من حلّ بوادي الخيفأضربكم ولا أري من حَيف
2 - ابو الشعناء كندي
من ياور حسينم
او يزيد بن زياد بن مهاجر كندي است كه با عمر سعد به كربلا آمد و چون كار به مقاتلهانجاميد و سخنان امام را رد كردند، به جانب حسين آمد و هنگام نبرد اين رجز راميخواند.
أنا يزيد وأبي مهاجرأشجع من ليث نبيل خادر
يارب اني للحسين ناصرولابن سعد تارك وهاجر
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره
---------------------------------------------
يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!
---------------------------------------------
امام حسين(عليه السلام) در سخنان ياراني كه به شهادت نرسيدند
1 - طرماح بن عدي
او از اصحاب با وفاي عليعلیه السلام است كه به همراه جمعي به محضر حسينعلیه السلام رسيدند وگزارشهايي از كوفه از جمله خبر شهادت قيس بن مسهر را به اطلاع حسينعلیه السلام رساند وراهنمايي كاروان حسينعلیه السلام را بر عهده گرفت.
خاندان پر افتخار
هر چند او توفيق شهادت در ركاب حسينعلیه السلام را پيدا نكرد ولي در ضمن اشعاري اهلبيت و امام حسينعلیه السلام را اين چنين ميستايد:
يا ناقتي لاتزعري من زجريوامضي بنا قبل طلوع الفجر
بخير فتيان وخير سفرِآل رسول الله اهل الفخر
السادة البيض الوجوه الغرّالطاعنين بالرماح السُّمْرِ
والضاربين بالسُيوف البترحتّي تحلّي بكريم الفخرِ
الماجد الحرّ الرحيب الصدراتي به الله لخير امر
عمّره الله بقاء الدهروزاده من طيبات الذكر
يا مالك النفع معاً والضرّايّد حسيناً سيّدي بالنّصر
علي الطغاة من بقايا الكفراعني اللعينين سِليلي صخر
يزيد لازال حليف الخمروابن زياد عُهر بن العُهر
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره
---------------------------------------------
يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!
---------------------------------------------
2 - يزيد بن مسعود
او كسي است كه به امامعلیه السلام نامه نوشت و آمادگي خود را براي ياري حضرت اعلام كردو در حال عزيمت براي رسيدن به قافله كربلا بود كه خبر شهادت امام را شنيد و تا آخرينلحظات عمر خود در ندامت و پشيماني بود كه چرا توفيق شهادت نصيب او نشد.
شما حجت خدا هستيد
او در نامه خود به امامعلیه السلام در وصف حضرت اين چنين ميگويد:«نامه شما به من رسيد و به آنچه مرا فراخواندهاي آگاه شدم كه رستگاري خود را درياري تو ميبينم و طاعت حق را در اطاعت از تو، به درستي كه خدا هرگز زمين را ازرهبري كه مردم را به راه خير بخواند و راهنمايي كه راه نجات را به مردم نشان دهد، خالينميگذارد، شما حجت خدا بر خلقيد و امانت او در روي زمين هستيد و شما بمنزلةشاخههاي سرسبز درخت رسالتيد، قدم بر چشم ما بگذار و با ما باش كه قبيله بني تميم دراطاعت از تو و اجراي فرامين تو آماده است و سر تسليم به درگاه تو ميسايد».
منابع:
1 ـ ابصار العين، شيخ محمد بن طاهر سماوي، چاپ مركز الدراسات الاسلامية، چاپاول.
2 ـ الارشاد، شيخ مفيد، مؤسسة آل البيت:، قم.
3 ـ اعلام الوري بأعلام الهدي، فضل بن حسن طبرسي مؤسسه ا´ل البيت، قم.
4 ـ بحار الانوار، علامة مجلسي، موسسة وفا، بيروت.
5 ـ تاريخ طبري، دار الكتب العلميه، بيروت.
6 ـ تنقيح المقال، مامقاني، چاپ مرتضويه، نجف.
7 ـ سفينة البحار، شيخ عباس قمي، كتابخانه سنائي، تهران.
8 ـ شرح نهج البلاغة، ابن ابي الحديد معتزلي، دار الكتب العلميه، قم.
9 ـ علل الشرايع، شيخ صدوق، انتشارات داوري، قم.
10 ـ قصه كربلا، علي نظري منفرد، انتشارات سرور، 1376.
11 ـ الكامل، ابن اثير، دار صادر، بيروت.
12 ـ مثير الاحزان، ابن نما حلّي، موسسه امام مهدي، قم.
13 ـ مقاتل الطالبيين، ابو الفرج الاصفهاني، نشر الرضي، قم.
14 ـ مقتل الحسين، خوارزمي، دار انوار الهدي، 1418.
15 ـ مقتل الحسين، عبدالرزاق موسوي مقرم، دار الكتاب، بيروت.
16 ـ الملهوف، سيد بن طاووس، تحقيق شيخ فارس حسّون، اسوه، 1417
17 ـ مناقب ابن شهرا´شوب، حيدريه، نجف اشرف، 1376 ه .
18 ـ نفس المهموم، شيخ عباس قمي، انتشارات بصيرتي، قم.
19 ـ ينابيع المودّة، قندوزي حنفي، اسوره،
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره
---------------------------------------------
يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!
---------------------------------------------
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره
---------------------------------------------
يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!
---------------------------------------------
اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
موضوعات مشابه
-
توسط سید در انجمن امام حسین (علیه السّلام)
پاسخ: 1
آخرين نوشته: 12-06-2010, 11:11 PM
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن
Design By VBIran
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به
آیه های زندگی است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
Bookmarks